جایگاه زن و در آییینهی تمام قد خلقت میکشید و به اونا میگفت <<الهه>>؛ پرستیدنی هستن، نه عروسک خیمه شب بازی برای مردان. امپراطور عشقن، نه در و داف خیابون. ملکهی زندگیان، نه مقلد مدلهای آرایشی و پوششی غرب. قدیسه هستن، نه عروسک لولیتا، نه خیال پرست، نه ایکسونامی...
واقعا زنان چه فکری درباره خودشون میکنن که اینطوری حاضر میشن شخصیتشونو خرد کنن و مردان بی شرم و بی وجدان دنیا به خودشون اجازه بدن چنان معامله ننگینی با زنان داشته باشن. برخوردهای سخیف جسمانی.
زنان اگه واقعا فمینیست هم باشن اول باید تموم کابارههای دنیا رو بسوزونن.
تموم کسایی و که منشی با روابط عمومی بالا میخواند و دار بزنن.
چطور یه ویروس و باور دارن، ویروسی که دیده نمیشه اما انسان رو با تموم هیبت و هیکلش از پا ميندازه رو قبول دارن، اما اثر گناه روی تموم روح و روانشون و انکار میکنن. بدحجابی میکنن زنان و میگن در اثری نداره تو زندگی! ویروس نادیدنی ذرهای اثر داره و همه پرهیز میکنن! گناه هم به همون اندازهی ویروس اثر داره و بدتر! چون روح و از بین میبره! چه یه ذرهی مو، چه یه ذرهی آرایش، چه یه غیبت، چه یه تهمت، چه یه نگاه حرام، چه یه قلپ... مثل ویروس از بین میبره!
انسانها خودشون نابود میکنن با ذره ذرهی گناهان زندگیشون رو!
دنیا لایه لایه اس. پيچيده اس. ساده نیست. اینطوری نیست که بگی من با خدا کاری ندارم. خودم، خودمو اداره میکنم. یه جایی میرسد که خودت به خودت پشتپا میزنی. در هم میپیچی، خراب میکنی. خراب میشی. خلاءهایی دورت و میگیره و مجبور به انتحار میشی.
آدمیزاد اصلا میبینه چهرهی کریه و زشت گناهو؟ اصلا حس میکنه بوی متعفن لجنهای کنار گذاشتن دستورات خدا رو؟ نمیدونه که با گوش دادن به حرفهای شیطون دستش و تو دستای پر از مو و شپش و شورهی شیطون میذاره که ازش لختههای چرک و خون میریزه و گوش به دهن نفس سرکش داره که با هر کلمهای زرداب بدبو و گند بیرون میجهد.
آدمیزاد چطور دلش میاد گلستان آغوش خدا رو رها کنه، آبشار محبت خالقش و ندید بگیره، لذت شنیدن نوای مهربانی دستورات پر سودش و کنار بذاره و با شیطان خبیث همراه بشه.
به خاطر دو سه روزه دنیا! خالق و اطاعت نکنه؟ به خاطر لذت جسم! شیطون و پرستش کنه؟ به خاطر رسیدن به مال و ثروت و قدرت و نشون دادن زیباییهای خودش، چشم بر اصل خودش که مخلوق خداست میبنده و دست تو دست شیطون به سمت جهنم بره. اونم با پای خودش! امکان نداره... احمقانه اس...
شیطون خودشم مخلوق خداست. نه میتونه خلق کنه، نه روزی بده، و نه از جهنم نجات بده، پس چرا آدما به یه موجودی که خودشم رانده شده گوش میدن؟ این احمقانه اس...
همه از خدا هستیم، و همه به سوی خدا برمیگردیم.
همه از خدا هستیم و روزیمونو از خدا میگیریم و زندگی میکنیم.
همه از خدا هستیم و آخرش مقابل همین خدا میایستیم و خجالت زده میشیم و یا سر بلند، شیطون کجای این معامله اس که این همه آدم سر به فرمانش دارن...
زن در ادیان مختلف:
زن در یونان باستان موجودی است پاک نشدنی و زادهی شیطان که تنها برای خدمت به مرد ها و اطفای آتش غریزی آنان آفریده شده است.
تورات تحریف شده میگه خداوند زن رو از پهلوی چپ و یا دنده چپ آدم آفرید تا تلقین کند چنین موجود هرگز راست نخواهد شد:/
در چین زن ها آب های درد آلود نامیده میشدند که نیک بختی و ثروت رو از بین میبرند
اعراب جاهلیت فلسفه وجودی زنان رو زیر سوال بردن دختران رو مایه ننگ و ذلت شمردن و از ترس فقر و ننگ اونا رو زنده به گور کردن
در آیین هندو زنان پس از مرگ شوهر به علت فقدان روح جاودانی فدای شوهر میکردند و با تشریفات خاصی در کنار جسد همسران میسوزاندند.
<<برگرفتهازکتابفاطمهاحیاگرشخصیتزن>>
|•تَنَفُسـ•|
آدمیزاد اصلا میبینه چهرهی کریه و زشت گناهو؟ اصلا حس میکنه بوی متعفن لجنهای کنار گذاشتن دستورات خدا
مطالب کتاب رنج مقدس ۲ هم تموم شد :)
انشاءالله از فردا مطلب از کتاب جدید قرار میدیم ...
هدایت شده از لحظھاےآرامش
عشق یعنی در میان صد هزاران مثنوی
بوی یک تک بیت ناگه مست و مدهوشت کند
از این به بعد مطالب از کتاب <<من نه، ما>> نوشته نرجس شکوریان فرد هستش :)🌱
توصیه میکنم به کسایی که میخوان ازدواج کنن یا کلا نوجوونا این کتابو بخونن خیلی قشنگه و مفیده✨
فرق انسان بی خدا و با خدا!
هیچ کدوم نمیتونن تو رو از آینده مطمئن کنن. هر دوتا رهات میکنن؛ منتهی با خدا در آغوش خدا رهات میکنه و بی خدا، لنگ در هوا.
توکل؛ یعنی اعتماد به آیندهای که با تلاشت به سمتش میری؛ اما میدونی کسی هست که فی الحال و آینده رو در دست داره و میتونه که هر چی هست و نیست و برات تدبیر کنه. اعتماد کن :)