لذت هست و گنگ است، لبخند هست و دلهره هست! من هستم و اوهم هست!
منو گذاشتم زمین تا ما بشم، اما او هنوز برام اوست و من، منم رو دوست دارم :)
اگر زهرا به دست آرد دل سرگشتهی من را
ندارم تا ببخشم من سمرقند و بخارا را
راحت جان تو منم راست بگم راست بگو!
راحتیم رفت ز دست وای به من وای به او!
انسانها دارن با زندگیشون چی کار میکنن؟ میدونن و تلاشی برا تغییر نمیکنن یا نمیدونن و آبادیهای زندگیشون و تبدیل به ویرانه میکنن و بعدم بر سر این خرابه ناله میزنن؟
بازگشت همه به سوی اصله و کاش همههم، بودن کنار همون اصل و میخواستن. انسانها خدا رو نخواستن و از دستورات و اوامر خدا فرار کردن، به امید رسیدن به لذت خاصی که حس میکردن و در دوری از خداست؛ اما غافل بودن که خالق لذت خداست و هر چه دور از خداست، بدلی و تقلبی ست. دل به دستورات خدا ندی، تن به دستورات شیطون میدی و نابود میشی!
(من) رکعتی بوی خدا داشت اگر خم شدن من
(او) قد علم کن به همین عطر خدایی که گرفتی
هدایت شده از شاید او:)!
همیشه کسایی که افکارشون به ما نزدیکه
لوکیشنشون از ما دورتره:)
هدایت شده از لحظھاےآرامش
نگاهمبانگاهتکردهبرخورد
خدامرگتدهدحالمبهمخورد:(😭😂