شهوت چیزی نیست که کسی بتونه از اون بگذره، لذتها رو همه میچشن؛ دیر یا زود... باید کمی فريبندهتر باشی... مدام وادارش میکرد به کار بعدی! قدمی ذلیلانهتر!
همه جای دنیا پتانسیل اینو داره که تو در عرض ساعتی از اوج بکشونه تا فرود. فقط کفایت میکنه حواست به خودت نباشه تا دستت رو از دست خدا بیرون بکشی.
انتخاب بین لذت کمتر و لذت بیشتر!
لذتها باید باشن چون تو هستی! اگه هستی هر لذتی رو نباید بچشی! آدمهایی که هر جایی، هر کاری هوس میکنن حتما هم انجام میدن، صفر حساب میشن نه عدد تاثیر گذار!
خواسته هایی که نفس تعارفِ تو میکنه، لذت بخشه و خوشمزه. بری دنبال هواش تو رو تا آخر دنبال خودش میکشونه. اما فقط هوا و هوسه. قوام و دوام نداره. نتيجه و امید نمیده. نوشابه اس. فقط قند و گازه. لذت داره موقع خوردن، اما بدن رو میپوسونه.
عشق تموم شدنی نیست... هر چی بگذره شورش بیشتر میشه. وقتی به وصال هم نرسه آتیش میشه. خاکستر وقتی میشه که به نفرت برسه. بد میسوزونه خاکستری که سرد نشده.
حرف آن مرد غربی رو میگفتی که در روزنامه نوشته بود: بعضی از زنان ایرانی طوری در خیابانها لباس میپوشن و آرایش میکنن که زنان بدکاره در اروپا و آمریکا!
زنان ایرانی فاحشه نبودن فقط عزتشون رو از دست داده بودن و برای یه ذره توجه له له میزدن! کاش میذاشتن مردها براشون بمیرن نه اینکه تمام شخصیتشون بشه آرایش و برهنگی تا یه نگاه برای خودشون بخرن!
و مردهایی که کنار این زنها لذت خودشون رو میبردن و میرفتن. زنها قضاوت مردها رو راجع به خودشون اگه میشنیدن از غصه دق میکردن. مردهایی که کنار بیحیایی زنها هرز میشدن.!
خدا ظلم نمیکنه؛ هیچ وقت، هیجا و به هیچکس!
حتی ذرهای! من و شما در این دنیای وسیع و عجیب، بیهمراه و همدل و معلم و پیامبر و امام و رهبر رها نشدیم... اولین مخلوق عالم یه پیامبرِ، اولین انسان روی کرهی زمین یه پیامبرِ... حتی برای ذرهای و لحظهای هم زندگی مون خراب نشد... برای خوابمون، خوراکمون، پوشاکمون، رابطه هامون دید و ندیدمون... انسان ها خودشون امام رو رها میکنن، تکیه بر قوانین بینالمللی و من در آوردی انسان ساز میکنن اما کتاب خدا و احادیث رو نمیخونن و با مَن مَن کردنشون هم قدم شیطون میشن!
اختیار عالم باید دست خالق عالم باشه.
خالق عالم خالق توام هست، اختیاراتت رو واسپاری کن به خالق اختیار!
اون وقت میدان دایرهای پر از گوی تحویلت میده، زیر نگاه امامه!
دنیات زیباتر و پر برکت تر میشه! تموم و کمال برای خودت میشه، خودی که زیر سایهی صاحب باشه، عین خداییه! با تموم علم و حکمت خدایی!
هر جایی که گیر کنی! اگه توی زندگیت با حساب و کتاب زندگی کرده باشی، هیچ اتفاقی نمیتونه ضربه فنیت کنه! اونایی که میبُرَن و میرن... تکل میخورن و لایی میخورن، اونا خودشون زاویه رو باز میذارن و سر به هوا هستن!
آدمیزاد درون خودش رو خوب میبینه، شاید خودشو به کوری بزنه برای ندیدن خیلی از حقایق؛ اما درونش برای خودش مثل روز روشنه. میدونه کی خسته اس، کی پر از انرژی، کی ناامیده و کی دریای امید... میدونه کی ظاهرش توپه و درونش بمبی منفجر شده و با خاک یکسانه...