مرا جوری در آغوش بگیر که انگار فردا میمیرم :)
و فردا چطور؟
جوری در آغوشم بگیر که انگار از مرگ بازگشتهام :)🌱
در ظاهر روی پاهایم ایستادهام
گاهی میخندم
و گاهی گریه میکنم
اما حقیقت این است که
خسته هستم!
میخواهم فرار کنم..
میخواهم بروم گم بشوم...🚶🏻♀
|•فروغ فرخزاد•|
زیبایی تو، لنگری است
که میان آفتابهای همیشه در نوسان است.
زیبایی تو، شکست ستمگری است.
و چشمانت با من گفتند
که فردا، روز دیگری است!
آدمیزاد تاب نمیاره...
بالاخره باید یه جایی و داشته باشه
تا بهش پناه ببره
شهری
دیاری
خانهای
سایهای
تنی
وطنی
آغوشی :)
و بیچاره آدمی که هیچ کدوم رو نداره!
بیچاره من:)