اگه قراره جوری رفتار کنی که انگار هیچی برات مهم نیست، پس منم جوری رفتار میکنم که تو اصلا وجود نداری.
" فقط کافیه زمانه مرگمون مشخص باشه ، اون موقع حتی زیبایه نوشیدن یه لیوان چایی رو هم از دست نمیدیم "
ترجیح میدم همیشه آدم بَده ی داستان باشم
اما همون چیزی روی زبونم باشه که تو دلمم
هست، آدم بَدهی دل و زبون یکی بودن،
خیلی باارزش تر از آدم خوبه ی دورو بودنه.
من آدم مغروری نیستم ولی اونقدر غرور
دارم که حتی اگه کشته مرده ی نفر باشم
اما بدونم حسی به من نداره یا دلش جای
دیگس، دیگه سمتش نمیرم.