ترجیح میدم همیشه آدم بَده ی داستان باشم
اما همون چیزی روی زبونم باشه که تو دلمم
هست، آدم بَدهی دل و زبون یکی بودن،
خیلی باارزش تر از آدم خوبه ی دورو بودنه.
من آدم مغروری نیستم ولی اونقدر غرور
دارم که حتی اگه کشته مرده ی نفر باشم
اما بدونم حسی به من نداره یا دلش جای
دیگس، دیگه سمتش نمیرم.
همیشه لازم نیست باب میل بقیه باشی، یا همیشه رفتارت مورد تایید بقیه باشه، اونی که عاشق شده بهت نمیگه تغییر کن و همینجوری که هستی دوست داره .