eitaa logo
–طَنینْ|Tanin–
218 دنبال‌کننده
220 عکس
130 ویدیو
0 فایل
____ آراسته ظاهریم و باطن،...نه چنان! القصه؛چنان که مینماییم،نِه ایم!
مشاهده در ایتا
دانلود
هیچکس نمیداند پایان داستانمان چگونه خواهد بود. آیا قرار است زمانی که باد موهایمان را نوازش میکند برویم ؟ یا در اتاق تاریکمان زمانی که پرتو های نور ماه میتابد.
گاهی ذهن ها منقبض میشوند . منقبض و بسته. هیچ راهی برای خروجی افکار از آن ها وجود ندارد . فکر ها در آن حبس میشوند ، تکرار و تکرار و تکرار. و هیچ نتیجه ایی از افکار حبس شده وجود ندارد ، اگر ذهن هارا باز میکردیم افکار راهی برای خروج داشتند.
–طَنینْ|Tanin–
و بعد ی مدت به ی جایی میرسی که دیگه با اینم خالی نمیشی:)
هدایت شده از - کلبه چوبی |wooden cottage -
ما رو ۵۰ تایی نمیکنین ...
همه یا روز می‌میرند یا شب،من شبانه روز!...
انصاف نیست یک بار بدنیا آمدن و این همه مردن..
هدایت شده از مرهم‌دل‌من .
میشه یکم اعضای اینجارو زیاد کنید؟ شاید انگیزه ای بشه واسه فعالیته دوباره🚶‍♂
انگار راهش بی انتها بود . باید صبر میکرد تا هم قدمی پیدا شود . هم قدمی که با او طولانی بودن راه را فراموش کند. هم قدمی که بااو زیر پرتو های نور ماه برقصد و یادش برود ماه برای شب است و شب برای تنهایی‌. هم قدمی باید میبود تا همه چیز فراموش شود. از ذهن کدر خود که بیرون امد تصویری از خود ، که در ایینه محو شده بود دید .