و اما میان از دست رفتههایم هنوز خودی دارم،
که سرسختانه پای من ایستاده است.
اگه از من بپرسین میگم تمام پختگیا و بالغ شدنا از ی جدایی شروع میشه
جداشدن از عشق،
جداشدن از امنیت، از قدرت، از وابستگی و جداشدن از هر چیزی که فکر میکنیم بدون اون پوچ میشیم
جدایی ها اتفاق میافتن تا بهمون یاد بدن که بدون هیچ چیز پوچ نمیشیم،
تا یاد بگیریم که ما فراتر از اتفاقات بد زندگیمون هستیم و همیشه چیزایی هستن که بهمون معنا میدن تا تجربه کنیم و قوی تر بشیم
تا خودمونو پیدا کنیم و بدونیم همیشه راههایی هستن که انتظار قدم هامونو میکشن و دنیامون اینقدر بزرگ هست که تو چهار تا اتفاق بد خلاصه نشه!
من حتی نمیخواهم زخمهایم درمان شوند
فقط میخواهم..
دیگر زخمی تازه از آشنای عزیزی نخورم.