#سوژهسخنطنز😅
-ﻫﻤﺴﺎﯾﻤﻮﻥ ﻓﻮﺕ ﮐﺮﺩه بود
-ﺭﻓﺘﻢ ﺑﻪ ﭘﺴﺮﺵ ﺩﻟﺪﺍﺭﯼ ﺑﺪﻡ ﮔﻔﺘﻢ:
-تو اینجا بیخودی ﺩﺍﺭﯼ ﮔﺮﯾﻪ ﻣﯿﮑﻨﯽ
-باﺑﺎﺕ ﺍﻭﻧﻮﺭ پیش حوری هاست
-یهو مامانش ﭘﺮﺗﻢ ﮐﺮﺩ ﺑﯿﺮﻭﻥ
-مردم يه ذره درک مسائل دینی ندارن...😐😂😁
#لبخنــــــــــد😌
-روزی مردی برای خود خانه ای بزرگ و زیبا خرید که حیاطی بزرگ با درختان میوه داشت.
-در همسایگی او خانه ای قدیمی بود که صاحبی حسود داشت که همیشه سعی می کرد اوقات او را تلخ کند و با گذاشتن زباله کنار خانه اش و ریختن آشغال آزارش می داد.
-یک روز صبح خوشحال از خواب برخاست و همین که به ایوان رفت دید یک سطل پر از زباله در ایوان است. -سطل را تمیز کرد، برق انداخت و آن را از میوه های تازه و رسیده حیاط خود پر کرد تا برای همسایه ببرد.
-وقتی همسایه صدای در زدن او را شنید خوشحال شد و پیش خود فکر کرد این بار دیگر برای دعوا آمده است. وقتی در را بازکرد مرد به او یک سطل پر از میوه های تازه و رسیده داد و گفت:
- هر کس آن چیزی را با دیگری قسمت می کند که از آن بیشتر دارد …..
-قرآن کریم در آیه ۹۲ سوره آلعمران فرموده است:
- «لَن تَنَالُواْ الْبِرَّ حَتَّى تُنفِقُواْ مِمَّا تُحِبُّونَ وَمَا تُنفِقُواْ مِن شَیْءٍ فَإِنَّ اللّهَ بِهِ عَلِیمٌ؛ -هرگز به نیکوکارى نخواهید رسید تا از آنچه دوست دارید انفاق کنید و از هر چه انفاق کنید قطعا خدا بدان داناست
برگرفته از کانال 👈 @lobkhand
—————————————————
✅استفادھازمطالبباذڪر«صلوات»
🔰 کانال #طنـــــزمنبر👇
http://eitaa.com/joinchat/2345402380C6c90931f0f
#سوژهسخنطنز😅
یه بار بابام زنگ زد گفت شام میای خونه؟
گفتم نه و بعدش برای اینکه غافلگیرش کنم رفتم خونه.
-از در که اومدم تو، بابام سیخ کبابو
انداخت زیر کابینت؛
-گفت دروغگو دشمن خداست؛ بعدش پا شد پنیرو از یخچال برداشت.😐😂😂
#لبخند😌
-پیش از عملیات خیبر، با شهید زین الدین و چند تا از دوستان دیگر رفتیم برای بازدید از منطقه ای در فکه. موقع برگشتن به اهواز، از شوش که رد می شدیم رفتیم یک مهمانخانه.
-وضو که گرفتیم، آقا مهدی گفت: «هر کس هر غذایی دوست داشت سفارش بدهد.»
-بعد رفتیم بالا، نماز جماعتی خواندیم و آمدیم سر میز.
-آقا مهدی همین طوری روی سجاده نشسته بود، مشغول تعقیبات.
-بعد با تبسمی شیرین آمد نشست.
-غذا که رسید، منتظر بودم ببینم آقا مهدی چی سفارش داده است.
- خوب نگاه می کردم. یک بشقاب سوپ ساده جلویش گذاشتند. خیال کردم -سوپ چاشنی پیش از غذای اصلی است! دیدم نه؛ نانها را خرد کرد، ریخت تویش، شروع کرد به خوردن....
- امام صادق ؏:
-اگر آدمیزاد در غذای خود جانب اعتدال را رعایت کند، هرگز بیمار نمی شود•…•…•…•…•…•…•…•…•…•…•…•…•
برگرفته از کانال 👈 @lobkhand
—————————————————
✅استفادھازمطالبباذڪر«صلوات»
🔰 کانال #طنـــــزمنبر👇
http://eitaa.com/joinchat/2345402380C6c90931f0f
#سوژهسخنطنز😅
-طرف برادرشو نصیحت میکرده ڪه
-وقتی ازدواج کردی اقتدار داشته باش
-مثل من!
-دیشب به زنم گفتم باید ساعت یازده آب گرم باشه، اونم آبو گرم کرد!
-داداشش گفت ساعت یازده آب گرم میخواستی چیکار؟😳
-گفت: آخه نمیتونم با آب سرد ظرف بشورم🤣🤣🤣😁
#لبخنـــــد😊
-امیرالمومنین ؏ می فرماید:
- روزی رسول خداﷺبر ما وارد شد و فاطمه کنار دیگی نشسته بود و من عدس پاک می کردم.
- فرمود: ای ابالحسن!
-گفتم: لبیک ای رسول خدا!
-فرمود: از من بشنو و من سخن نمی گویم مگر از جانب پروردگارم؛
-هیچ مردی نیست که همسرش را در خانه یاری دهد مگر اینکه برای او عبادتی بسیار فراوان از روزه و شب زنده داری به شمار می آید و در پایان فرمود:
-ای علی! به عیال ( همسر) خدمت نمی کند مگر صدیق یا شهید یا مردی که خدا برایش خیر دنیا و آخرت را خواسته باشد.
📚 مفتاح الحیاه. ص 257
برگرفته از کانال 👈 @lobkhand
—————————————————
✅استفادھازمطالبباذڪر«صلوات»
🔰 کانال #طنـــــزمنبر👇
http://eitaa.com/joinchat/2345402380C6c90931f0f
#سوژهسخنطنز😅
-معلمه به شاگرد:
10 تا سیب داریم 🍎
9 تا شو من می خورم
چند تا برا تو می مونه؟
-شاگرد:
همون یکی هم بخور 😒
اصن نخواسم!😂
#لبخند😌
- معلم ریاضی:
-اگر من یک سیب به تو بدهم و یک سیب دیگه و یکی دیگه بدم تو چند تا سیب داری؟
-پسرک با اطمینان گفت:
۴تا !
-معلم به یادش اومد که پسر توت فرنگی را دوست دارد.
-او فکر کرد شاید پسرک سیب رو دوست ندارد برای همین نمیتونه تمرکز داشته باشه.
-معلم دوباره پرسید:
اگر من به تو یک توت فرنگی و یکی دیگه و یکی بیشتر توت فرنگی بدهم تو چند تا توت فرنگی خواهی داشت؟
- پسرک با انگشتانش دوباره حساب کرد. و پسر با تامل جواب داد 3تا
-حالا خانم معلم تبسم پیروزمندانه -داشت.😌😍
دوباره از پسر پرسید:
- اگر من به تو یک سیب و یک سیب دیگه و یکی دیگه بیشتر سیب بدهم تو چند تا سیب خواهی داشت؟
- پسرک فوری جواب داد 4!!!
- معلم: آخه چطور حساب کردی؟؟
-پسرک با صدای پایین و با تامل پاسخ داد:
-برای اینکه من قبلا یک سیب در کیفم داشتم...
-وَ إِنْ تَعُدُّوا نِعْمَةَ اللَّهِ لا تُحْصُوها إِنَّ اللَّهَ لَغَفُورٌ رَحِیمٌ.
-و اگر نعمتهای خدا را بشمارید هرگز نمی توانید آنها را به محاسبه در آورید، خداوند بخشنده و مهربان است.
📚قران ڪریم. سوره نحل. آیہ۱۸
داشته هامونو از یاد نبریم..
برگرفته از کانال 👈 @lobkhand
—————————————————
✅استفادھازمطالبباذڪر«صلوات»
🔰 کانال #طنـــــزمنبر👇
http://eitaa.com/joinchat/2345402380C6c90931f0f
#سوژهسخنطنز😅
-5 نفری که باید از زندگیتون حذف کنین
-شخصی که دو به هم زنی میکنه🤨
-شخصی که مدام به شما استرس وارد میکنه😰
-شخصی که از شما سواستفاده میکنه😎
-شخصی که بی احترامی براش تفریحه😝
-شخصی که غذا زیاد میخوره ولی چاق نمیشه☹️
- شخصی که وعده میده ولی عمل نمیکنه و بازم وعده میده!😁😁
عه!! این که شد 6 تا
- ولی چقدر هم این شیشمی آشناست؟! 😁😂😁😂
#لبخنـــــد☺️
-یڪی از پادشاهان ایران در ماه مبارک رمضان
-نامه ای به مرجع تقلید آن زمان
به اين مضمون نوشت :
-من وقتی روزه میگیرم از شدت گرسنگی
و تشنگی عصبانی میشوم و ناخود آگاه
دستور به قتل افراد بی گناه میدهم لذا
جواز روزه نگرفتن مرا صادر بفرماييد!
-مرجع تقلید با ذکاوت
در جواب پادشاه نوشت:
-بسمه تعالی
-حکم خدا قابل تغییر نیست لکن حاکم
قابل تغییر است!! اگر نمیتوانی به
اعصابت مسلط شوی از مسند حکومت
پایین بیا تا شخص با ایمانی در جایگاه
تو قرار گیرد و خون مؤمنین
بیهوده ریخته نشود.😄
اینم حکایت برخی مسئولین هستش
به یکی دیگه جارو بدید که چاره ساز
باشه نه مشکل ساز!!
-پيامبر اكرم ﷺ فرمودند:
-من امَ قوماً و فيهم من هو اعلم منه لم يزل امرهم الي السفال الي يوم القيامه
- كسي كه امامت و پيشوايي گروهي را بر عهده گيرد در حالي كه در ميان آنها آگاهتر از او وجود دارد، پيوسته كار آنها رو به انحطاط مي رود تا روز قيامت
وسائل الشيعه ، ج5، ص 415
برگرفته از کانال 👈 @lobkhand
—————————————————
✅استفادھازمطالبباذڪر«صلوات»
🔰 کانال #طنـــــزمنبر👇
http://eitaa.com/joinchat/2345402380C6c90931f0f
#سوژهسخنطنز😅
-تو مترو نشسته بودم بغل دستیم گفت بیخیال داداش، گفتم چی شده مشتی؟
-گفت: داری تو تلگرام با نامزدت دعوا میکنی؟
-بیخیال. گناه داره. اون بالا هم گفته بود دوستت داره اذیتش نکن!!
من: 😤😡🤪🤪😁😁😁
#لبخنــــــــــد😁
-روزى مردی نزد قاضی شهر رفت و گفت: روبروى خانه ى من يک دختر و مادرش زندگى مى کنند.
-هرروز و شب مردان متفاوتى آنجا رفت و آمد دارند
-مرا تحمل اين اوضاع ديگر نيست.
-قاضی گفت: شکایتت را پیگیر می شوم -فقط کيسه اى بردار براى هر نفر يک سنگ درکيسه انداز، چند ماه ديگر با کيسه نزد من آيى تا ميزان گناه ايشان بسنجم
-مرد رفت و چنين کرد
-بعد از چندماه نزد شیخ آمد وگفت: نمى توانم کيسه را حمل کنم از بس سنگين است!
-قاضی گفت: يک کيسه سنگ را تا کوچه من نتوانى حمل کنی، چگونه ميخواهى با بار سنگين گناه نزد خدا بروى؟ -استغفارکن...
-چون آن دو زن، همسر و دختر دانشمندی هستند که وصیت کرد بعد مرگش شاگردانش در کتابخانه ى او به مطالعه بپردازند!!
-اى مرد آنچه در ظاهر ديدى واقعيت داشت اما حقيقت نداشت!!!
-مَنْ تَتَبَّعَ عَثَرَاتِ الْمُسْلِمِینَ تَتَبَّعَ اللَّهُ عَثْرَتَهُ وَ مَنْ تَتَبَّعَ اللَّهُ عَثْرَتَهُ یفْضَحْه وَ لَوْ فِی جَوْفِ بَیتِه
-هر که لغزش های برادرش را جستجو کند، خداوند لغزش هایش را دنبال می کند، و هر که را خداوند لغزش هایش را دنبال کند، رسوایش می سازد، گر چه در درون خانه اش باشد..
✨پیامبـر رحمتﷺ
📚كافى، ج 2، ص 355
برگرفته از کانال 👈 @lobkhand
—————————————————
✅استفادھازمطالبباذڪر«صلوات»
🔰 کانال #طنـــــزمنبر👇
http://eitaa.com/joinchat/2345402380C6c90931f0f
#سوژهسخنطنز😅
پسره رفت تو کوچه دید داداش دوقلوش داره فوتبال بازی مکنه
محکم زد تو گوشش و گفت: تو اینجایی؟؟؟
مامان ۲دفه منه برده حمام😡😐 😂😂
#لبخند😚
- پیرمردی بازنشسته، خانه ای در نزدیکی یک دبستان خرید.
- یکی دو هفته اول همه چیز به در آرامش پیش میرفت
- تا این که مدرسه ها باز شد. در اولین روز مدرسه، پس از تعطیلی کلاسها سه تا پسر بچه هر روز پشت خانه مرد فوتبال و توپ را به در خانه اش میزدند.
-این کار هر روز تکرار می شد و آسایش پیرمرد کاملاً مختل شده بود.
-روزی وقتی مدرسه تعطیل شد،پیر مرد بچه ها را صدا کرد و به آنها گفت: «بچه ها شما خیلی بامزه هستید. من روزی ۱۰۰۰ تومن به هر کدام از شما می دهم که بیایید اینجا، و فوتبال کنید.
-بچه ها خوشحال شدند و هرروز با گرفتن پول می آمدند.
-چند روز بعد، پیرمرد به سراغشان آمد و گفت: « من نمیتوانم روزی ۵۰۰ تومن بیشتر به شما بدهم. از نظر شما اشکالی ندارد؟»
بچها با دلسردی پذیرفتند و ادامه دادند.
سری بعد پیرمرد گفت: من فقط می توانم روزی ۱۰۰ بدهم!
-بچه ها گفتند: « ۱۰۰ تومن؟ اگه فکر میکنی ما فقط به خاطر روزی فقط ۱۰۰ تومن حاضریم اینجا فوتبال کنیم اشتباه کردی!!!!!
-و از آن پس پیرمرد با راهکار تربیتی معکوس، با آرامش به زندگی ادامه داد...🤓🖐
- تشویق یا تنبیه بیش از حد، باعث بی انگیزگی میشود....
پس مراقب باشیم فرزندان را بیش از حد تشویق نکنیم !!!
برگرفته از کانال 👈 @lobkhand
—————————————————
✅استفادھازمطالبباذڪر«صلوات»
🔰 کانال #طنـــــزمنبر👇
http://eitaa.com/joinchat/2345402380C6c90931f0f
#سوژهسخنطنز😅
امروز با رفيقم رفتيم باشگاه يكم ورزش كنيم هزينه رو كه گفت
فهميديم كه اصن آدم بايد تپل باشه😂
#لبخنـــــد😌
دکتر هانس سلی از پیشگامان تعریف استرس می گن: ورزش، اعصاب را در برابر استرس مقاوم می کنه.
جالبه که ورزش در دین هم، ریشه تاریخی داره.
برای مثال امام علی ؏ در مسابقات کشتی، پشت تمام رقیبان خودشونو به زمین می زدند. و ورزشکار حرفه ای بودن.
پیامبرﷺ در مسابقات اسب سواری شرکت می کردن. و..
اما نکتش اینه که ورزش، هدف نبوده بلکه فقط یه ابزار بوده برای رسیدن به هدف!
هدف اصلی اینجاست:
''قوّ علی خدمتک جوارحی''
بار پروردگار، اعضا و جوارحم را برای خدمت به خودت نیرومند گردان.
حالا اگه هزینه داشتیم و باشگاه رفتیم و باشهرت یا ثروتِ ورزشی خدمت کردیم که عالی. اگرم نه و جیب خالی بود که بدونیم⇦ هرکار درستی که بهمون قوّت جسم و قدرت روح بده و خدمت کنیم نامش ورزشه🤩!
ورزشکار باشیم ان شالله✌️
📘 اولین دانشگاه، ج۱۴، ص۱۰۳
📒مفاتیح الجنان. دعای کمیل
برگرفته از کانال 👈 @lobkhand
—————————————————
✅استفادھازمطالبباذڪر«صلوات»
🔰 کانال #طنـــــزمنبر👇
http://eitaa.com/joinchat/2345402380C6c90931f0f
#سوژهسخنطنز😂
-داداش کوچیکم از بابام پرسید دعای خیر ینی چی؟👶🏻
-بابام گفت:👨🏻 دعای خیر یعنی ما هرچی دعا مے کنیم خدا میگه خیر😂😂😁👌
#لبخنــــــــــد🤲🏻
مردی برای گرفتن وام به بانڪ مراجعه ڪرد. او خواهش میڪرد که سریعتر به او وامی پرداخت شود. باجه او را به سمت مدیر شعبه هدایت ڪرد.
-مدیر پرسید: آقاشما اینجا چقدر پس انداز دارید؟
-مردگفت: متاسفاته پس اندازی ندارم
-مدیر پرسید: برادر، اصلا شما اینجا حساب بانڪی دارید؟!
-مردپاسخ داد: خیر حسابی ندارم
-مدیرگفت: شما ڪه نه حساب در گردشی دارید و نھ حتی پس اندازی کوچڪ! چگونه از ما وام مطالبه می ڪنید!!!ابتدا حسابی تشکیل دهید و هزینھ جزئے واریز ڪنید و بعد درخواست ڪنید.
-گاه ما از خداوند درخواستی داریم بدون آنڪه نزد خدا حساب بانڪی اعمال خیر، و آبرویی داشته باشیم..برای درخواست، و انتظار برآورده شدن دعا، نیاز است ابتدا ما، آنچه را خداوند خواسته، انجام داده باشیم. چون ما طلبڪار نیستیم!
امام علی ؏ می فرمایند:
-لَا تَسْتَبْطِئْ إِجَابَةَ دُعَائِكَ وَ قَدْ سَدَدْتَ طَرِيقَهُ بِالذُّنُوب
-اجابت دعایت را دیر مپندار، در حالی ڪه خودت با گناه راه اجابت آن ࢪا بسته ای.
📚تصنیف غرر. ص 193. ح 3768
-ضمن اینڪه گاهی بر آورده شدن یڪ دعا به صلاح ما نیست و ما بی خبریم و خداوند، به جای آن، اجر و پاداش به ما داده و یا در جای دیگری در زندگیمان جبران می شود.
برگرفتهازکانــــــــــال👇
⚜لبــــــــــخند⚜
—————————————————
✅استفادھازمطالبباذڪر«صلوات»
🔰 کانال #طنـــــزمنبر👇
http://eitaa.com/joinchat/2345402380C6c90931f0f
#سوژهسخنطنز😁
-کشاورزی مشغول پاشیدن بذر بود،
-ثروتمندی مغرور به او رسید و با تکبر گفت:
-بکار، که از تو کاشتن است و از ما خوردن!😎
-کشاورز نگاه معنا داری ب او انداخت و گفت:
-دارم یونجه میکارم!!! 😂😁😂
#لبخنـــــد🌱🌿
-در یک روز گرم بهاری، شاخه ای مغرورانه و با تمام قدرت خودش را تکاند. به دنبال ان برگهای ضعیف جدا شدند و آرام بر روی زمین افتادند. 🍃
-شاخه چندین بار این کار را با غرور خاصی تکرار کرد، تا این که تمام برگها جدا شدند شاخه از کارش بسیار لذت می برد.
-برگی سبز و درشت و زیبا 🌿به انتهای شاخه محکم چسبید ه بود و همچنان از افتادن مقاومت می کرد.
-در این حین باغبان تبر 🔨به دست داخل باغ در حال گشت و گذار بود و به هر شاخه ی خشکی🌳 که می رسید آن را از بیخ جدا می کرد و با خود می برد. -وقتی باغبان چشمش به آن شاخه افتاد، با دیدن تنهابرگ سبز آن🌿، از قطع کردنش صرف نظر کرد.
-بعد از رفتن باغبان، دوباره شاخه مغرورانه و با تمام قدرت چندین بار خودش را تکاند،
-تا این که به ناچاربرگ🌿 با تمام مقاومتی که از خود نشان می داد، از شاخه جدا شد و بر روی زمین افتاد.
-باغبان در راه برگشت وقتی چشمش به آن شاخه افتاد، و برگ سبزی برآن ندید یقین پیدا کرد که خشڪ شده و بی درنگ با یک ضربه 🔨آن را از بیخ کند..
-امامـــــ علی ؏ میفرمایند:
-مبادا هرگز دچار خودپسندى گردى و به خوبیهاى خود اطمینان کنى
-ڪه از بهترین فرصتهاى شیطان براى هجوم آوردن به توستـــــ.
📚نهج البلاغھ.نامه ۵۳
برگرفته از کانال @lobkhand
—————————————————
✅استفادھازمطالبباذڪر«صلوات»
🔰 کانال #طنـــــزمنبر👇
http://eitaa.com/joinchat/2345402380C6c90931f0f
﷽:
#سوژهسخنطنز
- رﻓﺘﻪ ﺑﻮﺩﻡ ﺑﯿﻤﺎﺭﺳﺘﺎﻥ ﻣﻼﻗﺎﺕ ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﺭﻓﻘﺎ ﮐﻪ ﺑﺎ ﻣﺎﺷﯿﻦ🚗 ﺭﻓﺘﻪ ﺑﻮﺩ ﺗﻮ ﺩﺭﻩ ...
-ﺩﯾﺪﻡ ﯾﮑﯽ ﺑﻐﻞ ﺗﺨﺘﺶ ﺧﻮﺍﺑﯿﺪﻩ ﺳﺮ ﺗﺎ ﭘﺎﺵ ﺗﻮ ﮔﭽﻪ ...🤕
-ﻫﯽ ﺑﻪ ﻫﻮﺵ ﻣﯿﺎﺩ ﺑﻪ ﺭﻓﯿﻖ ﻣﺎ ﻓﺤﺶ ﻣﯿﺪﻩ😶 ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﺍﺯ ﻫﻮﺵ ﻣﯿﺮﻩ ,,,
-ﺍﺯ ﺭﻓﯿﻘﻢ ﭘﺮﺳﯿﺪﻡ ﺍﯾﻦ ﭼﺸﻪ ؟ ﭼﺮﺍ ﺩﺍﺭﻩ ﻓﺤﺶ ﻣﯿﺪﻩ؟!🤔
-ﮔﻔﺖ ﻭﺍﻻ ﻣﺎ ﺷﺐ ﺗﻮ ﺟﺎﺩﻩ ﻣﯿﺮﻓﺘﯿﻢ ﺍﯾﻦ ﻫﻢ ﻣﻮﺗﻮﺭﺵ 🏍ﭼﺮﺍﻍ ﻧﺪﺍﺷﺖ ...
-ﭘﺸﺖ ﺳﺮ ﻣﺎ ﻣﯿﻮﻣﺪ ﻣﺎ ﮐﻪ ﺭﻓﺘﯿﻢ ﺗﻮ ﺩﺭﻩ ﺍﯾﻨﻢ ﺍﻭﻣﺪﻩ ﺩﻧﺒﺎﻝ ﻣﺎ !!!😐😜😂
✅ پ.ن
حکایت این روزای بعضیاس
دنبال حرف یه مشت سلبریتی پا میشن میاند توی خیابون، هر چی لایق خانواده شونه به زبون میارن؛
بعد که گرفتنشون به سلبریتیا فوش میدند. خب گوش نمیکردی، آنفالو میکردی تا به اینجا نرسه.
بعدشم خیلی معصومانه تو چشم قاضی نگاه میکنند میگن احساساتی شدیم 😂😂😂
—————————————————
✅استفادھازمطالبباذڪر«صلوات»
🔰 کانال #طنـــــزمنبر👇
http://eitaa.com/joinchat/2345402380C6c90931f0f
#سوژهسخنطنز😅
پسره رفت تو کوچه دید داداش دوقلوش داره فوتبال بازی مکنه
محکم زد تو گوشش و گفت: تو اینجایی؟؟؟
مامان ۲دفه منه برده حمام😡😐 😂😂
#لبخند😚
- پیرمردی بازنشسته، خانه ای در نزدیکی یک دبستان خرید.
- یکی دو هفته اول همه چیز به در آرامش پیش میرفت
- تا این که مدرسه ها باز شد. در اولین روز مدرسه، پس از تعطیلی کلاسها سه تا پسر بچه هر روز پشت خانه مرد فوتبال و توپ را به در خانه اش میزدند.
-این کار هر روز تکرار می شد و آسایش پیرمرد کاملاً مختل شده بود.
-روزی وقتی مدرسه تعطیل شد،پیر مرد بچه ها را صدا کرد و به آنها گفت: «بچه ها شما خیلی بامزه هستید. من روزی ۱۰۰۰ تومن به هر کدام از شما می دهم که بیایید اینجا، و فوتبال کنید.
-بچه ها خوشحال شدند و هرروز با گرفتن پول می آمدند.
-چند روز بعد، پیرمرد به سراغشان آمد و گفت: « من نمیتوانم روزی ۵۰۰ تومن بیشتر به شما بدهم. از نظر شما اشکالی ندارد؟»
بچها با دلسردی پذیرفتند و ادامه دادند.
سری بعد پیرمرد گفت: من فقط می توانم روزی ۱۰۰ بدهم!
-بچه ها گفتند: « ۱۰۰ تومن؟ اگه فکر میکنی ما فقط به خاطر روزی فقط ۱۰۰ تومن حاضریم اینجا فوتبال کنیم اشتباه کردی!!!!!
-و از آن پس پیرمرد با راهکار تربیتی معکوس، با آرامش به زندگی ادامه داد...🤓🖐
- تشویق یا تنبیه بیش از حد، باعث بی انگیزگی میشود....
پس مراقب باشیم فرزندان را بیش از حد تشویق نکنیم !!!
برگرفته از کانال 👈 @lobkhand
—————————————————
✅استفادھازمطالبباذڪر«صلوات»
🔰 کانال #طنـــــزمنبر👇
http://eitaa.com/joinchat/2345402380C6c90931f0f