eitaa logo
طنزیف 🎒
1.6هزار دنبال‌کننده
22.3هزار عکس
12.8هزار ویدیو
32 فایل
مجله تفریحی سرگرمی خبری و فرهنگی اجتماعی با چاشنی طنز با طنزیف غصه هاتونو پاک کنید تنظیف=پاک کردن ، پاکیزه ساختن ⛔️تبلیغ و تبادل نداریم ارتباط با مدیر https://abzarek.ir/service-p/msg/4321309
مشاهده در ایتا
دانلود
دوست نزدیکم تو دانشگاه عاشق شد و سریع ازدواج کرد. همیشه فکر میکردم چون ۲۲ سالگی ازدواج کرده، آدم احمق و بدبختیه. ولی حقیقت اینه رفیقم خیلی زود زندگیش استیبل شد اما من در سن ۳۸ سالگی هنوز پلن و نقشه‌ای واسه زندگیم ندارم. پس فکر کنم بدبخت بیشتر برازنده‌ی منه تا اون. 🆔 @tanzyf ♨️
14.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
دیدین چشاش چه برقی زد؟؟ عشق همینه❤️‌ او قند روزهای تلخ من است! ‌‌‌‌‌‌‌ 🆔 @tanzyf ♨️
دانشمند بسیار برجسته ای در جمعی علمی سخنرانی تخصصی می کرد در پایان ده سئوال در موضوع سخنرانی مطرح شد؛ به ۶ سئوال پاسخ داد و در ۴ سئوال دیگر گفت دقیق «نمیدانم» و دانشمند دیگری را معرفی کرد از او بپرسید؟ همه اساتید حیرت زده بودند از عظمت علمی؛ شخصیت و تواضع این استاد برجسته. بله این است نشانه خردمندی. 🆔 @tanzyf ♨️
این تابستون‌ترین زمستونیه که ما ،در زندگیمون دیدیم!😥 🆔 @tanzyf ♨️
ببخشید که براتون جنبشی راه نیافتاد ببخشید که اسمهاتون هشتک نمیشه ببخشید که کسی تو سازمان ملل عکستونو بلند نمیکنه ببخشید که شروین براتون "برای برای" نمیخونه ببخشید کسی بخاطر شما پروفایل مشکی نمیکنه ببخشید که کسب وکارها و بلاگرها .. براتون استوری نمیذارن آخه از شما نمیشه دلار درآورد! 🆔 @tanzyf ♨️
3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
برگرد... پرستارم... همچین جوونایی داریم 🆔 @tanzyf ♨️
حالا که دارین تمرینِ "نه" گفتن می‌کنید، یه چهارتا "نمی‌دونم" هم بذارید روش،به خدا به جایی بر نمیخوره! 🆔 @tanzyf ♨️
یه تمرین ذهنی out of box هست که میگه هر جا ذهنتون درگیر یه موضوعی شد برای فرار ازش روی کاغذ دوتا دایره بکشید و سعی کنید باهاش تصویرسازی کنید. 🆔 @tanzyf ♨️
یه میوه عجیب و خوشگل لیمو انگشتی. توش انگار اناره. بوی لیمو رو می‌ده اما یه کم بوی چوب-سبز و بالزامیکی می‌ده. از خانوادهٔ لیموهای استرالیاییه. بهش لیمو خاویاری هم میگن. 🆔 @tanzyf ♨️
خبرت خرابتر کرد جراحت جدایی چو خیال آب روشن که به تشنگان نمایی تو چه ارمغانی آری که به دوستان فرستی چه از این به ارمغانی که تو خویشتن بیایی بشدی و دل ببردی و به دست غم سپردی شب و روز در خیالی و ندانمت کجایی دل خویش را بگفتم چو تو دوست می‌گرفتم نه عجب که خوبرویان بکنند بی‌وفایی تو جفای خود بکردی و نه من نمی‌توانم که جفا کنم ولیکن نه تو لایق جفایی چه کنند اگر تحمل نکنند زیردستان تو هر آن ستم که خواهی بکنی که پادشایی سخنی که با تو دارم به نسیم صبح گفتم دگری نمی‌شناسم تو ببر که آشنایی من از آن گذشتم ای یار که بشنوم نصیحت برو ای فقیه و با ما مفروش پارسایی تو که گفته‌ای تأمل نکنم جمال خوبان بکنی اگر چو سعدی نظری بیازمایی درِ چشمْ ،بامدادان به بهشت برگشودن نه چنان لطیف باشد که به دوست برگشایی 🆔 @tanzyf ♨️
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا