مدحت کن و بستای کسی را که پیمبر
بستود و ثنا کرد و بدو داد همه کار
آن کیست بدین حال و که بوده است و که باشد ؟
جز شیر خداوند جهان ، حیدر کرّار
این دین هدی را به مثل دایرهای دان
پیغمبر ما مرکز و حیدر خط پرگار
علم همه عالم به علی داد پیمبر
چون ابر بهاری که دهد سیل به گلزار
#کسایی_مروزی
🆔 @tanzyf ♨️
چشمه کمنظیر هفت رنگ مُجِن ازتوابع شهرستان #شاهرود استان #سمنان
از نوع چشمه های گوگردی است که در۲۵ کیلومتری شمال شاهرود در میان شکاف دره های دامنه قله ٤۰۰۰ متری شاهوار واقع شده است!
#اینجا_ایران_است
🆔 @tanzyf ♨️
5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔻اگر برای دیگران آرایش نمی کنی، پس آرایش کن بشین تو خونه!!!
🆔 @tanzyf ♨️
843.9K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
سرعت این فرد در تست لامپ عالیه💡
🆔 @tanzyf ♨️
360.9K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
توی برف اخیر تبریز ،سانتافه توی برف گیر کرده و پراید بوق زنان با ذکر برسونیمتون رد میشه میره 😁😂
🆔 @tanzyf ♨️
🌸🍃🌸🍃
#داستان_طنز
#ملا_نصرالدین_و_باران
گویند
روزی باران شدیدی می بارید. ملا پنجره خانه را باز کرده بود و داشت بیرون را نگاه می کرد. در همین حین همسایه اش را دید که داشت به سرعت از کوچه می گذشت.
ملا داد زد: آهای فلانی! کجا با این عجله؟
همسایه جواب داد: مگر نمی بینی چه بارانی دارد می بارد؟
ملا گفت: مردک خجالت نمی کشی از رحمت الهی فرار می کنی؟
همسایه خجالت کشید و آرام آرام راه خانه را در پیش گرفت.
چند روزی گذشت و بر حسب اتفاق دوباره باران شروع به باریدن کرد و این دفعه همسایه ملا پنجره را باز کرده بود و داشت بیرون را تماشا می کرد که
یکدفعه چشمش به ملا افتاد که قبایش را روی سر کشیده است و دارد به سمت خانه می دود.
فریاد زد: آهای ملا! مگر حرفت یادت رفته؟ تو چرا از رحمت خداوند فرار می کنی؟
ملانصرالدین گفت: مرد حسابی، من دارم می دوم که کمتر نعمت خدا را زیر پایم لگد کنم 😂😂
🆔 @tanzyf ♨️