6.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ما توی ایران همه چی داریم👏🇮🇷
#اینجا_ایران_است
🆔 @tanzyf ♨️
دانشگاه شیراز: دانشجویان اخراجشده آمریکا و اروپا را بورسیه میکنیم
رئیس دانشگاه شیراز:
🔹مدیریت این دانشگاه بورسیه کردن دانشجویان اخراجی دانشگاههای اروپا و آمریکا را تصویب کرد.
🔸دانشجویان و حتی اساتیدی که اخراج یا تهدید به اخراج شدهاند، میتوانند در دانشگاه شیراز به ادامه تحصیل بپردازند و گمان میکنم سایر دانشگاههای شیراز و استان فارس هم این آمادگی را داشته باشند.
🆔 @tanzyf ♨️
🔺️روز کارگر بر همه تلاشگران عرصه کار، تلاش و تولید مبارک باد.
#روز_کارگر
🆔 @tanzyf ♨️
15.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 شوخی گل آقا با امام خمینی، با این ولخرجی ورشکست نشوید؟
🔹 به مناسبت #سالروز_درگذشت طنزنویس معاصر، #کیومرث_صابری_فومنی، معروف به #گلآقا
#فرزند_ایران
🆔 @tanzyf ♨️
چرا آمریکا رفراندوم برگزار نمیکنه که ببینه مردمش موافق حمایت مالی از اسراییل هستند یا نه؟
یعنی مردم آمریکا اختیار پول خودشون رو ندارن؟ :)))
#مهد_آزادی 😏
🆔 @tanzyf ♨️
چند دقیقه نفسگیر و پر از اضطراب...
به بهانه بازپخش سریال پایتخت ۵...
فکر کنم چند میلیون ایرانی با دیدن این قسمت از سریال #پایتخت با اعماق وجودشان فهمیدند که اگر #مدافعان_حرم نبودند زن و بچه های ایرانی این طور اسیر چنگال حرامی های داعشی می شدند!
میدونید چند تا خانوادهٔ سوری و عراقی این صحنه رو دیدن؟ جلوی چشم چند تا مرد ناموسشون تاراج شده؟
اون صحنه ای که برگشت به دخترهای نقی گفت حوری و با لگد توی صورت هما زد ، داشتم از ترس به خودم می لرزیدم و تپش قلب شدیدی گرفته بودم !
دردناکتر اینه که این صحنه ها بارها در عراق و سوریه تکرار شده!
این جمله که فرمانده داعشی گفت تن خیلی ها را لرزاند: «11 تا زن، 2 تا پیرمرد و 2 حوری داریم. اینجا بهشته. بیایید».
در این چند سال هزاران زن و دختر درست به همین شیوه توسط داعش مورد تجاوز قرار گرفتند. هزاران نفر سلاخی، میلیون ها انسان بی خانمان شدند و مردهای بسیاری مثل نقی معمولی توی سرشان کوبیدند و گفتند:« زن و بچه»!
کاش اونایی که مدافع حرم رو مسخره میکردن این قسمتهای پایتخت رو ببینن...
اگر مدافعان حرم نبودن، جلوی چشمات به دخترت میگفتند: چطوری حوری؟!!
لعنت به شماهایی که میگید #مدافعین_حرم برای پول رفتن…بیشمار لعنت...
🆔 @tanzyf ♨️
🔅#پندانه
✍️ پنبهدزد، دست به ریشش میکشد
🔹تاجری کارش خریدوفروش پنبه بود و کار و بارش سکه که بازرگانان دیگر به او حسودی میکردند.
🔸یک روز یکی از بازرگانها نقشهای کشید و شبانه به انبار پنبه تاجر دستبرد زد. شب تا صبح پنبهها را از انبار بیرون کشید و در زیرزمین خانه خودش انبار کرد.
🔹صبح که شد تاجر پنبه خبردار شد که ای دل غافل تمام پنبههایش به غارت رفته است.
🔸نزد قاضی شهر رفت و گفت:
خانهخراب شدم...
🔹قاضی دستور داد که مامورانش به بازار بروند و پرسوجو کنند و دزد را پیدا کنند. اما نه دزد را پیدا کردند و نه پنبهها را.
🔸قاضی گفت:
به کسی مشکوک نشدید؟
🔹ماموران گفتند:
چرا بعضیها درست جواب ما را نمیدادند. ما به آنها مشکوکیم.
🔸قاضی گفت:
بروید آنها را بیاورید.
🔹ماموران رفتند و تعدادی از افراد را آوردند.
🔸قاضی تاجر پنبه را صدا کرد و گفت:
به کدامیک از اینها شک داری؟
🔹تاجر پنبه گفت:
به هیچکدام.
🔸قاضی فکری کرد و گفت:
ولی من دزد را شناختم. دزد بیچاره آنقدر دستپاچه بوده و عجله داشته که وقت نکرده جلو آینه برود و پنبهها را از سر و ریش خودش پاک کند.
🔹ناگهان یکی از همان تاجرهای محترم دستگیرشده دستش را به صورتش برد تا پنبه را پاک کند.
🔸قاضی گفت:
دزد همین است. همین حالا مامورانم را میفرستم تا خانهات را بازرسی کنند.
🔹یک ساعت بعد ماموران خبر دادند که پنبهها در زیرزمین تاجر انبار شده است و او هم به جرم خود اعتراف کرد.
💢 آدم خطاکار خودش را لو میدهد.
🆔 @tanzyf ♨️