در خواب بدم مرا خردمندی گفت
کز خواب کسی را گل شادی نشکفت
کاری چه کنی که با اجل باشد جفت؟
می خور که به زیر خاک میباید خفت
🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹
آنان که محیط فضل و آداب شدند
در جمع کمال شمع اصحاب شدند
ره زین شب تاریک نبردند برون
گفتند فسانهای و در خواب شدند
🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹
این قافله عمر عجب می گذرد
دریاب دمی که با طرب میگذرد
ساقی غم فردای حریفان چه خوری
پیش آر پیاله را که شب میگذرد
🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹
تا زهره و مه در آسمان گشت پدید
بهتر ز مِی ناب کسی هیچ ندید
من در عجبم ز میفروشان کهایشان
به زآنکه فروشند چه خواهند خرید
🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹
در کارگه کوزهگری رفتم دوش
دیدم دو هزار کوزه گویا و خموش
ناگاه یکی کوزه برآورد خروش
کو کوزهگر و کوزهخر و کوزه فروش
🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹
آن قصر که با چرخ همیزد پهلو
بر درگه آن شهان نهادندی رو
دیدیم که بر کنگرهاش فاختهای
بنشسته همیگفت که کوکو کوکو
#خیام
🆔 @tanzyf ♨️