طرف بدون اجازه اومده داخل باغ با زن و بچه
رفته بالای درخت شاتوت شاخه رو شکونده
خیلی محترمانه گفتم اینجا سگ داریم، خطرناکه بدون اطلاع اومدید داخل.
از بالای درخت، جلوی زنش میگه:
من خودم از سگ بدترم کسی جرات نداره بیاد سمتم
شیری(سگم) رو صدا زدم اومد پای همون درخت نشست و منهم اومدم کنار آب نشستم
نیم ساعته مرده اون بالاست جرات نمیکنه بیاد پایین
زنش هم رفته تو ماشین نشسته در رو بسته
دو سه باری زنش رو صدا زد ولی زنه نشنید
کلید اسرار این داستان: گندهگویی 😁😂
🆔 @tanzyf ♨️
2.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا