✅
حکایت یک تدبیر بدون شعار!
#مهارتهای_مدیریتی در سیره شهدا
هوا گرگ و میش بود و کالیبرهای دشمن روی سر ما بود، مشکلی که داشتیم این بود که اولا تعدادمان کم بود، ثانیا دشمن قله بود و ما را رصد میکرد؛ نه راه پس داشتیم و نه راه پس! کاملا در بن بست! به شهید کاوه مرتب پیام دادیم که نیرو بفرست؛ کاوه، اصغر محراب رو که از نظر بدنی پهلوان بود و از نظر عملیاتی بسیار شکست ناپذیر فرستاد. به محضی که محراب آمد، یک آرایشی داد، ورق کاملا برگشت! پرسیدم محراب دقیقا چه تدبیری بکار برد؟ گفت:
1⃣ تیربارچیها و آرپیجیها رو جلو آوردو خط آتش درست کردو گفت به محض اشاره من آتش باشید روی سر دشمن تا خیال کنن ما زیادیم!
2⃣ کالیبرهای دشمن رو شناسایی کرد و سه نفر انتخاب کرد گفت به محض اینکه اشاره کردم مثل پلنگ و برق برید روی سر کالیبر و نارنجک بندازید. همه اینها یکباره اشاره کرد و ورق برگشت و پیروز برگشتیم.
با خودم گفتم: آنها بدون شعار تدبیر، مدبرانه یک خاک از وطن را نفروختند، اینها با شعار تدبیر، چه گندی زدند!
❇️حقیقتا یگانه راه نجات کشور، مدیریت و فرهنگ جهادی است که ترکیبی است از شهادت و شهامت؛ تقدیر و تدبیر؛ صمیمیت و جدیت. میگفت یکبار کاوه از جایگاه سرلشکری بخاطر یک تخلف که جان این جوانان را به خطر انداختی، چنان زد صورت محراب که پر خون شد! اما یکربع بعد صمیمانه با هم فوتبال بازی میکردند!
#مهارتهای_من👆
🌐به مهارتکده بپیوندید👇
╭🪴
╰┈➤@moslem_garivani