#شهدا 🌷
#یادمان_باشد
برای پر زدن سبقت گرفته
خداوندا ، برادر از برادر ...
بچه های سپاه ...
خبر شهادت مهدی و مجید را آوردند
و عکسهایشان را برای چاپِ اعلامیه
و نصب روی تابوتشان میخواستند
آلبوم ها را زیر و رو کردیم ؛
جای خالی عکس های مجید
نظرمان را جلب ڪرد ...
گویا بار آخری که به خانه آمده بود
تا توانسته بود عکس هایش را
از آلبـوم ها جمع کرده بود
تا اسیر شهرتِ شهادت نشود
و با خلوص بیشتری
این بار آخر را به جبهه برود....
✍ راوی : پدر شهیدان زینالدین
( مرحوم حاج عبدالرزاق زینالدین )
#سبک_زندگی_شهدا 🌷
#شهید_مجید_زین_الدین
🌼🍂🌼🍂🌼🍂🌼🍂
🆔️:@taranomzendegi110
#شهدا 🌷
یه موتور گازے داشت 🏍
که هرروز صبح و عصر سوارش میشد
و باش میومد مدرسه و برمیگشت .
یه روز عصر ...که پشت همین موتور نشسته بود و میرفت❗️
رسید به چراغ قرمز .🚦
ترمز زد و ایستاد‼️
یه نگاه به دور و برش کرد👀
و موتور رو زد رو جک ورفت بالای موتور و فریاد زد :🗣
الله اکبر و الله اکــــبر...✌️
نه وقت اذان ظهر بودنه اذان مغرب .😳
اشهد ان لا اله الا الله...👌
هرکی آقا مجید و نمیشناخت غش غش میخندید😂
و متلک مینداخت😒
و هرکیم میشناخت مات و مبهوت نگاهش میکرد😳
که این مجید چش شُدِه⁉️
قاطی کرده چرا⁉️
خلاصه چراغ سبز شد🍃
و ماشینا راه افتادن🚗🚙
و رفتن .
آشناها اومدن سراغ مجید که آقااامجید ؟چطور شد یهو؟؟!! حالتون خُب بود که؟!!
مجید یه نگاهی به رفقاش انداخت👀
و گفت : "مگه متوجه نشدید ؟😏
پشت چراغ قرمز یه ماشین عروس بودکه عروس توش بی حجاب نشسته بود 😖
و آدمای دورش نگاهش میکردن .😒
من دیدم تو روز روشن ☀️
*جلو چشم امام زمان داره گناه میشه ❌*به خودم گفتم چکار کنم
که اینا حواسشون از اون خانوم پرت شه . دیدم این بهترین کاره !"👌
همین‼️✌️
برگےازخاطرات#شهید_مجید_زین_الدین🌟
#سبک_زندگی_شهدا 🌷
📱instagram.com/taranomzendegi110
•┈┈••✾❀🕊🌸🕊❀✾••┈┈•
°•⊰ @taranomzendegi110 ⊱•°
•┈┈••✾❀🕊🌸🕊❀✾••┈┈•