🌱 متلاطم!
بخش پنجم
محسن حسنزاده
جمعه| ۳۰ مرداد ماه ۱۴۰۵| سمنان
@targap
تارگپ| محسن حسنزاده
🌱 متلاطم! بخش پنجم محسن حسنزاده جمعه| ۳۰ مرداد ماه ۱۴۰۵| سمنان @targap
🌱 متلاطم!
بخش پنجم
● در پنجم مارس ۱۹۸۴، توافقنامهی ۱۷ مه ۱۹۸۳ توسط کابینه لبنان کنار گذاشته شد. کابینه میگفت:"از آنجا که رئیسجمهور لبنان قانون مصوب مجلس نمایندگان در تاریخ ۱۴ ژوئن ۱۹۸۳ را -که اجازه میداد توافق میان دولت لبنان و اسرائیل ابرام شود- در مهلت مقرر به مجلس بازنگردانده، بنابراین تصمیم شورای وزیران در ۱۴ مه ۱۹۸۳ مبنی بر موافقت با توافق مزبور، لغو و ابطال میشود؛ گویی هرگز وجود نداشته است و هر اثری که ممکن بود بر آن مترتب شده باشد نیز لغو میشود." پس از آن بود که در ۱۲ تا ۲۰ مارس ۱۹۸۴، کنفرانس لوزان با هدف ایجاد یک ساختار جدید تقسیم قدرت میان طوایف برگزار شد اما تلاشهای سیاسی در لوزان، شکست خورد.
میاننوشت: مفاد توافقنامهی ۲۶ ژوئن ۲۰۲۶ میان دولت لبنان و رژیم اسرائیل، بدتر از مفاد توافق ۱۷ مه ۱۹۸۳ بود!
● حزبالله، حزبِ خدا، به عنوان یک سازمان سیاسی و شبهنظامی شیعی مستقر در لبنان، رسما در شانزدهم فوریه ۱۹۸۵ تاسیس شد. در طول جنگ داخلی لبنان، حزبالله البته به عنوان یک نیروی شبهنظامی آغازبهکار کرده بود اما حالا فعالیتش را علنی کرده بود. حزبالله طبق مانیفستش، دو هدف داشت: ریشهکن کردن استعمار غرب در لبنان و ایجاد حکومت اسلامی.
● حربالمخیمات یا جنگ اردوگاهها در مه ۱۹۸۵ آغاز شد. اردوگاههای آوارگان فلسطینی صبرا، شتیلا و برجالبراجنه توسط شبهنظامیان شیعهی امل با حمایت ارتش سوریه، محاصره و بمباران شد. امل حضور مسلح فلسطینیها در مناطق شیعهنشین را تهدید میدید. محاصرههای طولانی، بمباران، قطع رسیدن غذا و دارو به اردوگاهها و فرسایش تدریجی توان زیستی اردوگاهها، از پیامدهای حرب مخیمات بود. این، یک فاجعهی انسانی گسترده بود. این اتفاقات، به تعمیق قیمومیت سوریه بر لبنان و تضعیف بیش از پیش ساف کمک کرد.
● در دسامبر سال ۱۹۸۵، توافق سهجانبهای میان نبیهبری، ولید جنبلاط و ایلی حبیقه، به ابتکار و تحت حمایت و نظارت سوریه در دمشق امضا شد.
● در ششم ژوئن ۱۹۸۵ بخشی از نیروهای اسرائیلی عقبنشینی کردند اما پارهای دیگر از آنان در یک منطقه امنیتی در جنوب لبنان ماندند. به این ترتیب یک کمربند امنیتی تاسیس شد و اسرائیل نوار مرزی جنوب را به ارتش جنوب لبنان واگذار کرد. با این حال، توازن قوا رفتهرفته به نفع مقاومت در حال تغییر بود.
● در سال ۱۹۸۶ تغییر در موازنه قوا و اختلاف بر سر ادغام در نظم سوری، جنگی میان سمیر جعجع و الی حقیبه برای نابودی توافق سهجانبه به راه انداخت.
● در ۲۲ سپتامبر ۱۹۸۸، دوره ششسالهی ریاست جمهوری امین جمیل پایان یافت و در شرایطی که انتخابات ریاست جمهوری نتوانست جانشینی برای جمیل انتخاب کند، او یک دولت انتقالی نظامی موقت را تحت فرماندهی میشل عون، فرماندهکل مارونی ارتش- و نامزد انتخابات ریاستجمهوری- در شرق بیروت منصوب کرد. روشن بود که این فقط تصمیم شخصی جمیل نیست. عون که از چهار سال پیش از آن، فرمانده ارتش بود، وزیر دفاع هم شد و خود را رئیس دولت قانونی میدانست. عون، از مدتها قبل در جبهههای سوقالغرب، با شبهنظامیان حزب سوسیالیست ترقیخواه ولید جنبلاط - که مورد حمایت سوریه بود- میجنگید. این انتقال قدرت، نه از طریق سازوکار عادی قانون اساسی، بلکه از طریق ترکیبی از میانجیگری منطقهای، مداخله خارجی و قدرتنمایی نظامی انجام شد در سوی دیگر، نخستوزیر سلیمالحص هم یک دولت رقیب عمدتا مسلمان در بیروت غربی تشکیل داد و لبنان عملا با یک دوگانهی رسمی در قدرت اجرایی، تقسیم شده بود. بنابراین دو دولت، دو تفسیر از قانون و دو حوزه اعمال حاکمیت ایجاد شد. پس از این بود که جنگهای پوچ میشل عون آغاز شد.
● در سال ۱۹۸۹، جنگ "الغاء" بین میشل عون و سمیر جعجع آغاز شد و جامعهی مسیحی را نابود کرد. رنه معوض، رئیسجمهور، چند روز پس از انتخابش، ترور شد.
● در ۲۲ اکتبر ۱۹۸۹، در شرایطی که جنگهای داخلی، لبنان را به فروپاشیِ ساختاری رسانده بودند، در دوراهی توافق سیاسی یا تکمیل فروپاشی، توافقنامهی طائف امضا شد. پارلمان، در طائف، عربستان سعودی، برای تصویب منشور آشتی ملی تشکیل جلسه داد و در قالب این توافقنامه، بخش عمدهای از اختیارات اجرایی را از ریاستجمهوری به کابینه و هیات وزیران، منتقل کرد و تعداد نمایندگان مسلمان را افزایش داد. مهمترین نتیجه توافق طائف، خاتمه دادن به جنگهای داخلی لبنان بود اما محتوا و نحوه اجرای تفاهمنامه، مانع اصلاح سیاسی یا تحول اجتماعی واقعی شد. مشکل ساختاری تقسیم قدرت نیز همچنان برجا ماند. سازوکارهای تقسیم قدرت در این توافق، ناکارآمد بود و مسئولیتهای بنیادین در آن به سوریه واگذار شده بود که این، نفوذ سوریه را تثبیت میکرد. مسائل اجتماعی کلیدی هم در توافقنامه به حاشیه رانده شده بود.
ادامه دارد...
محسن حسنزاده
جمعه| ۳۰ مرداد ماه ۱۴۰۵| سمنان
@targap
🌱 متلاطم!
بخش ششم
محسن حسنزاده
شنبه| ۳۱ مرداد ماه ۱۴۰۵| سمنان
@targap
تارگپ| محسن حسنزاده
🌱 متلاطم! بخش ششم محسن حسنزاده شنبه| ۳۱ مرداد ماه ۱۴۰۵| سمنان @targap
🌱 متلاطم!
بخش ششم
● در یازدهم اکتبر ۱۹۹۰، رئیسجمهور الیاس هراوی(درگذشتهی سال ۸۵، در ۸۰ سالگی) که مصمم بود به شورش ژنرال عون پایان دهد از سوریه درخواست کمک نظامی کرد. در آن زمان، سوریه چهلهزار نیروی نظامی در لبنان داشت. در نیمهشب متصل به ۱۲ اکتبر، نیروهای وفادار به رئیسجمهور هراوی و هزاران سرباز سوری، محاصرهی مناطق مسیحینشین را تنگتر کردند و تانکها و خودروهای زرهی در حومهی شیعهنشین و اطراف سوقالغرب، در جنوب بعبدا مستقر شدند.
● در ۱۳ اکتبر ۱۹۹۰، ارتش سوریه، حملهای همهجانبه را به کاخ بعبدا آغاز کرد. جنگندههای نیروی هوایب سوریه، برای نخستینبار از سال ۱۹۷۶، وارد حریم هوایی لبنان شد و کاخ را بمباران کردند. این حمله، منجر به فرار ژنرال میشل عون شد. این پایان رسمی جنگ داخلی و آغاز دوره پانزدهساله سرپرستی سوریه است. بازسازی فیزیکی بیروت، از این پس، آغاز میشود.
در پرانتز باید گفت که در سال ۱۹۹۰، حزبالله پانزده حملهی موفق به اسرائیل داشت.
● در ژوئن ۱۹۹۱، تلویزیون المنار به همت سیدعیسی طباطبایی، در لبنان آغازبهکار کرد و این یک نقطهی عطف در تاریخ رسانهای و سیاسی لبنانِ پس از جنگ داخلی بود. دولتها المنار را تا سالها یک رسانه مجاز تلقی نمیکردند تا این که در نهایت، دولت رفیق حریری مجبور شد در نوامبر ۱۹۹۸ مجوز رسمی پخش ردیف اول را به المنار اعطا کند. پخش المنار حتی در جریان جنگ ۳۳روزه هم متوقف نشد و این، به یکی از نمادهای تابآوری رسانهای حزبالله تبدیل شد. این شبکه کاملا وابسته به حزبالله است و با برنامههای به شدت ضداسرائیلی و ضدامریکاییاش، شبکهی مقاومت تلقی میشود. المنار بخشی از گروه رسانهای لبنان است که رادیو نور هم از زیرمجموعههای آن محسوب میشود.
● در حالی که در آوریل ۱۹۹۶، اسرائیل حملات خود را به لبنان تشدید کرده بود، حزبالله هم رودرروی رژیم میایستاد و ضمن حملات موفق، هشدار میداد که عواقب حملهها به لبنان، وخیم است.
● در ۱۳ آوریل ۱۹۹۶، در بستر یکی از عملیاتهای گسترده اسرائیل علیه لبنان -خوشههای خشم- به یک خودروی امدادی که به روشنی، علامتگذاری شده بود، در نزدیکی المنصوری، جنوب لبنان، حمله شد و شش کشته بر جای گذاشت. این رخداد، خشمی عمومی ایجاد، همدلیها با جنوب لبنان را در داخل و خارج از کشور، بیشتر و انتقادات حقوق بشری علیه اسرائیل را تشدید کرد. چند روز پس از آن بود که کشتار قانا اتفاق افتاد.
● در هجدهم آوریل ۱۹۹۶، فاجعهی قانای اول، رخ داد: بمباران اردوگاه سازمان ملل در قانا توسط اسرائیل و کشته شدن ۱۰۶ غیرنظامی. اسرائیل میخواست با این اقدام، اهرم فشاری برای مهار حزبالله ایجاد کند. این رخداد بر معادلات سیاسی، اجتماعی و نظامی در لبنان اثر گذاشت. نوعی همبستگی گذرا میان طوایف مختلف لبنان در مواجهه با اسرائیل ایجاد شد. عفو بینالملل و دیدهبان حقوق بشر هم حتی اقدام اسرائیل را مصداق جنایت جنگی دانستند. در این زمان، حملات راکتی حزبالله به اسرائیل ادامه داشت.
● در همان روزِ فاجعهی قانا و همچنان در بستر عملیات خوشههای خشم، اسرائیل به نبطیهی فوقا حمله کرد و نُهنفر از مردم را به شهادت رساند. این حمله نیز آتش خشم عمومی علیه اسرائیل را شعلهورتر کرد. مجموعهی این حملات، فشار بینالمللی شدیدی روی اسرائیل ایجاد کرد تا آنجا که شیمون پرز، در انتخابات مه ۱۹۹۶، با اختلاف اندکی از نتانیاهو شکست خورد.
حزبالله هم در مقابله با این تهدیدات و جنایات، به اسرائیل حملهی راکتی میکرد.
● مدتی بعد، توافقنامهی بینالمللی آوریل برای ممنوعیت هدف قرار دادن غیرنظامیان، شکل گرفت.
● سرانجام در ماه مه سال ۲۰۰۰، اسرائیل عقبنشینی کرد و از جنوب لبنان خارج شد و هجده سال اشغال کمربند جنوبی، پایان یافت.
● در ژوئیهی ۲۰۰۶، دو سرباز اسرائیلی توسط حزبالله در مززهای جنوبی، به اسارت درآمدند.
● جنگ ۳۳ روزه، در دوازدهم ژوئیهی سال ۲۰۰۶ و پس از اسارت دو سرباز اسرائیلی که اسرائیل آن را اعلام جنگ تلقی کرد، آغاز شد. حزبالله برای اولینبار در این جنگ، از موشکهای ضدکشتی استفاده کرد. نزدیک به یکهزار و ۳۰۰ لبنانی در این جنگ به شهادت رسیدند. شمار بمبهای خوشهای استفادهشده توسط اسرائیل آنقدر بالا بود که تا سالها پس از جنگ، باعث شهادت و جانبازیِ مردم و کشاورزان لبنانی میشد. اسرائیل در این جنگ، به این نتیجه رسید که حجم آتش باید نامتناسب و معطوف به نابودی کل زیرساختها در لبنان باشد!
ادامه دارد...
محسن حسنزاده
شنبه| ۳۱ مرداد ماه ۱۴۰۵| سمنان
@targap
🌱 متلاطم!
بخش هفتم
محسن حسنزاده
یکشنبه| ۱ شهریور ماه ۱۴۰۵| سمنان
@targap
تارگپ| محسن حسنزاده
🌱 متلاطم! بخش هفتم محسن حسنزاده یکشنبه| ۱ شهریور ماه ۱۴۰۵| سمنان @targap
🌱 متلاطم!
بخش هفتم
● در ۱۴ فوریه ۲۰۰۵، انفجاری مهیب در بیروت، سبب کشته شدن نخستوزیر پیشین لبنان، رفیق حریری شد. باسل فلیحان، وزیر وقت اقتصاد لبنان هم در انفجار خودروی رفیق حریری کشته شد. خیلیها امیل لحود، رئیسجمهور، دستگاه امنیتی لبنان و سوریه را مسوول ترور حریری میدانستند. اعتراضاتی هم پس از این ترور شکل گرفت. بعدها سازمان منافقین، اتهامِ ترور رفیق حریری را متوجه حزبالله و ایران کرد!
● در سال ۲۰۰۵، سمیر قصیر، روزنامهنگار برجسته و منتقد سرسخت حضور سوریه در لبنان، ترور شد. او را نماد استقلال سیاسی و آزادی میدانستند.
● چند هفته پس از ترور سمیر قصیر و چند روز پس از آغاز رسمی تحقیقات بینالمللی درباره ترور رفیق حریری، در ۲۱ ژوئن ۲۰۰۵، جورج حاوی، دبیرکل پیشین حزب کمونیست لبنان و از چهرههای برجستهی ضدسوری، در بمبگذاری خودرویی در محلهی وطیالمصیطبه در بیروت، کشته شد. ترور حاوی به تشدید فضای رعب و بیثباتی در میانهی خیزشهای ضدسوری ۲۰۰۵ دامن زد. دربارهی عاملان این ترور، نتیجهی نهایی در محاکم صادر و اعلام نشد.
● در همین سال، جبران توینی، مدیر روزنامهی النهار و نمایندهی مجلس لبنان، ترور شد.
● در سال ۲۰۰۶، پییر جمیل، وزیر صنایع جوان و از اعضای برجستهی حزب کتائب، ترور شد.
● شورای امنیت سازمان ملل تحت فشارهای شدید دیپلماتیک، در یازدهم اوت ۲۰۰۶، به اتفاق آراء قطعنامهی ۱۷۰۱ را تصویب کرد. در این قطعنامه، از دولت لبنان خواسته شد تا نیروهای ارتش این کشور را با هماهنگی نیروهای به اصطلاح پاسدار صلح بینالملل -یونیفل- همزمان با عقبنشینی اسرائیل، به جای نیروهای اسرائیلی مستقر کند. جالب این که یکی از بندها، عاری شدن جنوب لبنان از نیروهای حزبالله بود که خب، طبیعی بود که اجرا نشود. اما آتشبس برقرار شد و جنگ سیوسهروزه در چهاردهم اوت، به پایان رسید. پس از این، نیروهای ارتش لبنان و یونیفل در جنوب رودخانهی لیتانی مستقر شدند.
رایس، وزیر وقت امور خارجهی امریکا گفته بود: جنگ ۳۳ روزه، برای ایجاد خاورمیانه جدید با محوریت حذف مقاومت بود.
● در سال ۲۰۰۷، ولید عیدو، نماینده مجلس از جریان المستقبل، در انفجاری در بیروت، ترور شد.
● در سال ۲۰۰۷، درگیری سهماههی شدیدی میان ارتش لبنان و گروه تروریستی فتحالاسلام در شمال لبنان و اردوگاه نهرالبارد، اتفاق افتاد.
● در روز چهارشنبه، نوزدهم سپتامبر ۲۰۰۷، آنتوان غانم، سیاستمدار مسیحی مارونی، نماینده مجلس لبنان و عضو حزب کتائب که از حامیان دولت بود، بر اثر انفجار مهیب یک خودروی بمبگذاریشده در منطقهی سنالفیل، در نزدیکی حرشتابت، در شرق بیروت، به همراه شش نفرِ دیگر کشته شد. حذف او از مجلس، میتوانست پازل ایجاد اختلال در توازن سیاسی را کاملتر کند.
● در سال ۲۰۲۳، پرتاب گسترده موشک از جنوب لبنان به اسرائیل و پاسخ هوایی تلآویو، از رخدادهای مهم بود.
● در هفدهم و هجدهم سپتامبر ۲۰۲۴، در پی عملیات سایبری-امنیتی اسرائیل، هزاران دستگاه ارتباطی شامل پیجرها و بیسیمها در لبنان منفجر شد. این رخداد، حاصل عملیات نفوذِ بسیار پیچیده و چندسالهی موساد در زنجیرهی تامین این وسایل ارتباطی بود. جایی از این زنجیرهی تامین، اسرائیل موفق شد ماده منفجرهی بسیار قوی و حساسِ پینتا اریتریتول تترانیترات را به همراه یک چاشنی مینیاتوری درون باتریهای لیتیومی دستگاهها، جاسازی کند. در نوامبر ۲۰۲۴، نتانیاهو مسئولیت کامل این حمله را بر عهده گرفت. این حمله، تاثیری عمیق بر لبنان گذاشت. ترورهای پس از آن نشان داد که اسرائیل به لایههای بسیار عمیق حزبالله نفوذ کرده است. سازمان ملل و دیدهبان حقوق بشر باز هم طبق معمول در بیانیههایی بیفایده اعلام کردند که کار اسرائیل، طبق کنوانسیونهای بینالمللی، ممنوع بوده است.
دهها نفر به شهادت رسیدند و هزاران نفر مجروح و جانباز شدند و سیستم ارتباطی حزبالله فلج شد و ساختار درمانی لبنان دچار اختلال.
● روز دوشنبه ۲۳ سپتامبر ۲۰۲۴، به عنوان خونینترین روز لبنان پس از پایان جنگهای داخلی شناخته میشود. ارتش اسرائیل بیش از یکهزار و ۶۰۰ نقطه را در خاک لبنان هدف حملات هوایی فشرده قرار داد. وزارت بهداشت لبنان اعلام کرد که در این روز، ۵۵۸ نفر به شهادت رسیدند. دهها هزار نفر از مردم آواره شدند و اتوبانهای اصلی جنوب به بیروت، قفل شده بود. در صیدا، نان و آب آشامیدنی، دچار کمبود شد. تا یک روز پس از آن، شمار آوارگان، از ۲۳ اکتبر تا آن روز، مجموعا ۲۰۰ هزار نفر برآورد شد. چند روز بعد، غمانگیزترین حادثه اتفاق افتاد و سیدحسن نصرالله، دبیرکل حزبالله به شهادت رسید و عملیات زمینی ارتش اسرائیل در خاک لبنان آغاز شد.
ادامه دارد...
محسن حسنزاده
یکشنبه| ۱ شهریور ماه ۱۴۰۵| سمنان
@targap
🌱 متلاطم!
بخش هشتم
محسن حسنزاده
سهشنبه| ۳ شهریور ماه ۱۴۰۵| سمنان
@targap
تارگپ| محسن حسنزاده
🌱 متلاطم! بخش هشتم محسن حسنزاده سهشنبه| ۳ شهریور ماه ۱۴۰۵| سمنان @targap
🌱 متلاطم!
بخش هشتم
● الیاس هراوی از سال ۱۹۸۹ پس از توافق طائف و پایان جنگ داخلی لبنان، رئیسجمهور شد. او در آذرماه ۱۳۷۶ به دیدار رهبرِ شهید انقلاب آمد. آقا در این دیدار به او گفت:"جری شدن دولت غاصب اسرائیل، نتیجهی نشان دادن نرمش در برابر روحیهی استکباری اسرائیل است."
در سال ۱۹۹۵ دوره ریاست هراوی به طور استثنایی تا پایان ۱۹۹۸ تمدید شد. رخدادی که تضعیف اصل گردش قدرت تلقی شد.
در این سالها، سیستم بانکی لبنان در حال گسترش بود.
● از سال ۱۹۹۸ تا ۲۰۰۷، امیل لحود، فرمانده پیشین ارتش لبنان، ریاستجمهوری را در این کشور به دست گرفت.
● حزبالله اینک در لبنان رسما مشروعیت یافته بود و در پارلمان حضور داشت. در این احوال، در سوم ژوئن ۱۹۹۹ مزدوران آنتوان لحد به فرمان ارتش اسرائیل از جنین در جنوب لبنان به طور یکجانبه عقبنشینی کردند؛ گام نخست آزادسازی جنوب لبنان.
● در ۴ مه سال ۲۰۰۴ قطعنامهی ۱۵۵۹ شورای امنیت صادر شد که بر اساس آن تمامی نیروهای خارجی باید از لبنان خارج و شبهنظامیان، خلع سلاح میشدند.
● در سال ۲۰۰۵، تظاهراتهای میلیونی در اعتراض به ترور رفیق حریری صورت گرفت که موسوم است به انقلابِ سرو یا ثورهالارز. تظاهراتکنندگان میخواستند که سوریه از خاک لبنان خارج شود.
● در ۲۶ آوریل ۲۰۰۵ ارتش سوریه خروج کامل نیروها و تجهیزاتش از لبنان را اعلام کرد و پس از آن، دورهای تازه از رقابت و بیثباتی سیاسی آغاز شد.
● در این سال، ائتلاف جریانهای سنی، مسیحی و دروزی مخالف نفوذ سوریه و ایران، شکل گرفت؛ ائتلاف ۱۴ مارس.
● در مقابل، ائتلاف حزبالله، جنبش امل و جریان میهنی آزاد حامی محور مقاومت هم شکل گرفت؛ ائتلاف ۸ مارس.
● در سال ۲۰۰۶، توافق مار میخاییل حاصل شد؛ اتحاد سیاسی رسمی میان میشل عونِ مسیحی و سیدحسننصرالله.
● مابین سالهای ۲۰۰۶ تا ۲۰۰۸، تظاهرات و تحصن و چادر زدن هجدهماههی طرفداران ۸ مارس برای سقوط دولت فواد سینیوره اتفاق افتاد. این تحصن یک واکنش سیاسی مستقیم به بنبستهای سیاسی پس از جنگ ۳۳روزه بود.
● در ۷ مه ۲۰۰۸ پس از تصمیم دولت برای برچیدن شبکهی مخابراتی حزبالله، درگیری نظامی داخلی در بیروت رخ داد.
● در سال ۲۰۰۸ گروههای لبنانی در قطر برای
پایان دادن به بحران داخلی و انتخاب رئیسجمهور توافق کردند؛ توافقِ دوحه.
● سال ۲۰۰۸ میشل سلیمان، فرمانده ارتش به عنوان رئیسجمهور توافقی انتخاب شد و تا ۲۰۱۴، این مسئولیت را بر عهده داشت.
● در ژانویهی سال ۲۰۱۱ و پس از دیدار سعد حریری با اوباما، وزرای حزبالله به طور دستهجمعی استعفا کردند و دولت اول حریری، سقوط کرد.
● در همین سال، دادگاه بینالمللی بررسی ترور رفیق حریری برگزار و برای چند عضو حزبالله در دادگاه لاهه، حکم بازداشت صادر شد.
● پارلمان از سال ۲۰۱۴ تا ۲۰۱۶ برای انتخاب رئیسجمهور در بنبست قرار داشت و لبنان دو سال خلا ریاستجمهوری را تجربه کرد.
● پس از توافق با سمیر جعجع و سعد حریری، میشل عون در سال ۲۰۱۶ به عنوان رئیسجمهور به قدرت رسید.
● در سیویکم آگوست ۲۰۱۷ شورای امنیت سازمان ملل به اتفاق آراء به تمدید ماموریت نیروهای حافظ صلح خود در لبنان رای داد. اسرائیل و امریکا به این تصمیم معترض بودند و میگفتند این نیروها از انتقال سلاح به حزبالله جلوگیری نکردهاند.
● در چهارم نوامبر ۲۰۱۷، سعد حریری در ریاض، در یک اقدام ناگهانی استعفای خود را در یک پیام تلویزیونی اعلام کرد. او در ۲۲ نوامبر ۲۰۱۷ با میانجیگری فرانسه به بیروت بازگشت و در دیدار با میشل عون، استعفای خود را معلق کرد.
● در همین سال، قانون جدید انتخابات بر اساس نظام نسبیت تصویب شد. در نهایت در سال ۲۰۱۸، پس از نُهسال انتخابات برگزار شد.
● در چهارم فوریه ۲۰۲۱، لقمان سلیم، فعال سیاسی و ناشر منتقد، در جنوب لبنان، ترور شد. ترور او به یک مسالهی سیاسی در لبنان تبدیل شد.
● از اکتبر ۲۰۲۲ که دورهی ریاست جمهوری میشل عون به پایان رسید، لبنان وارد دورهای جدید از خلا ریاست جمهوری شد.
● در ژانویه ۲۰۲۴، صالحالعاروری، معاون دفتر سیاسی حماس، در حملهی پهپادی اسرائیل به ضاحیهی جنوبی بیروت، به شهادت رسید.
● در ژوئیهی ۲۰۲۴، سیدفواد شکر، فرمانده ارشد نظامی حزبالله، در حملهی هوایی به بیروت به شهادت رسید.
● جمعه، ۲۷ سپتامبر ۲۰۲۴، حملهی هوایی سنگین اسرائیل با بمبهای سنگرشکن، به بیروت اتفاق افتاد. گمانهها میگفت سیدحسن نصرالله، دبیرکل حزبالله به شهادت رسیده تا این که یکیدو روز بعد، خبر شهادت مهمترین چهرهی چند دههی گذشتهی لبنان، تایید شد.
● در سپتامبر ۲۰۲۴، ابراهیم عقیل، فرمانده نیروی رضوان حزبالله در ضاحیه به شهادت رسید.
● در اکتبر ۲۰۲۴ سیدهاشم صفیالدین، رئیس شورای اجرایی حزبالله در حملات هوایی اسرائیل به شهادت رسید.
ادامه دارد...
محسن حسنزاده
سهشنبه| ۳ شهریور ماه ۱۴۰۵| سمنان
@targap
تارگپ| محسن حسنزاده
🌱 ههژار محسن حسنزاده چهارشنبه| ۴ شهریور ماه ۱۴۰۵| سمنان @targap
🌱 ههژار
اولینبار اسمش را از یک نقاش شنیدم در سنندج. یکی دو هفتهی بعد اسمش را اول بلواری در بوکان دیدم: هژار یا همان ههژارِ کُردها.
استادِ نقاش گفته بود هژار، قانون در طب ابنسینا را ترجمه کرده و ترجمهاش مورد توجه آقا قرار گرفته.
بعد که نسبت میانِ "خامنهای" و "هژار" را در اینترنت جستجو کردم، از خط به خطِ خاطرهی آقا حیرتزده شدم.
بخوانید:
"مرحوم عبدالرحمن شرفکندی -ههژار- حقاً کار بسیار بزرگی را انجام داده؛ این ترجمهی کتاب قانون ابن سینا یک کار پیچیده و مرکب و بسیار ارزشمند است. هزار سال این کتاب که به زبان عربی به وسیلهی یک ایرانی نوشته شده و در طول قرنها در دانشگاههای بزرگ پزشکی عالم مورد استفاده قرار گرفته، به فارسی ترجمه نشده بود. من اطلاع داشتم که تا اندکی قبل، مثلًا شاید تا صد سال قبل، در مدارس پزشکی کشورهای اروپائی، قانون به عنوان یک مرجع مطرح بوده و به زبانهای اروپائی ترجمه شده بوده؛ اما فارسیزبان از دانستن قانون محروم بود! در سالهای اواسط ریاست جمهوری به این نکته توجه کردم که ما چرا قانون را ترجمه نکردیم. یک جمعی را صدا کردم، گفتم بیائید همت کنید قانون را ترجمه کنید. یک حکمی داده شد و رفتند دنبال این کار. خوب، این کارها عشق لازم دارد؛ با حکم و با فرمان این کارها انجام نمیگیرد. در همین اثنا به من خبر دادند که این کتاب ترجمه شده و -به نظرم کتاب حدود هشت جلد است- کتاب مرحوم ههژار را آوردند. من کتاب را که خواندم -حالا ما نه از پزشکی سررشته داریم، نه نشستهام این کتاب را با متن عربی قانون تطبیق کنم- دیدم هرکسی این کتاب را بخواند، حقاً و انصافاً در مقابل استحکام و استواری این نثر زیبا سر تعظیم فرود میآورد. خیلی خوب این ترجمه انجام گرفته. من البته ایشان را نمیشناختم؛ پرسیدم، گفتند ایشان کُرد هستند. بعد هم چند سال قبل اطلاع پیدا کردم ایشان از دنیا رفتند"
این جملات را آقا در سفر سال ۸۸ به کردستان گفته. آقامهدی قزلی هم توی کتاب "همپای مسافر اردیبهشت" این خاطره را آورده. چند شب پیش که کتاب آقای قزلی را تمام کردم، گفتم این را بنویسم که فاتحهای برای ههژار بخوانیم و باز حسرت بخوریم برای از دست دادن مردی که وسط مشغلههای ریاست جمهوری، تیم تشکیل داده بود برای ترجمه اثر پورسینا...
محسن حسنزاده
چهارشنبه| ۴ شهریور ماه ۱۴۰۵| سمنان
@targap
🌱 غزلداستانهای سال بد
محسن حسنزاده
پنجشنبه| ۵ شهریور ماه ۱۴۰۵| سمنان
@targap
تارگپ| محسن حسنزاده
🌱 غزلداستانهای سال بد محسن حسنزاده پنجشنبه| ۵ شهریور ماه ۱۴۰۵| سمنان @targap
🌱 غزلداستانهای سال بد!
باید اعتراف کنم؛ اعتراف کنم که من از کتابهای نادر استفادهی ابزاری میکنم، برای نظم دادن به خاطراتم، شنیدههام، دیدههام و خواندههام. سرِ همین، هرکدام از قصههای کوتاهش را دوبار میخوانم. بارِ اول درِ قفسِ ذهنِ گریزپای نامتمرکز را باز میگذارم که هرجا، با هر جملهای که خواست از قفس بیاید بیرون، برود به هر دالانی از گذشته و حال و آینده که خواست سر بزند، به چیزهای نامربوط فکر کند و هروقت خواست برگردد. و بارِ دوم تازه داستان را میفهمم؛ کمی.
اینطوری است که وقتِ خواندن "آغلِ خوکان است آنچه فردوسش مینُمایند" آدمها و جاهای نامربوط میآیند وسط قصه و وقت خواندن "همهچیز را بردند، فقط قناریها ماندهاند، چرا که خاموشاند" یادِ زخمهای کهنهی هیچگاه خوبنشدنی میافتم.
گاهِ "از آن همه مجروح و کشته، خاک بوی زخم گرفته بود" پرت میشوم به آن دوازدهروز، به وقتی که از مسئول غسالخانه پرسیدم این آبهای خونینِ پساتغسیل، کجا میروند و او گفت که تصفیه میشوند و میروند پای درختها و من، از آن پس، از درختها بوی زخم استشمام میکردم.
و حالا که هزارباره به آزار آن زخمها فکر کردم با این که "مرا آزار میدهند و نمیدانند که این جان و تن، آزار دیدن به خاطر سلامتی تو را تا چه حد دوست میدارد" رفتم توی ذهنِ آن کشتگانِ خوشبخت.
گاهِ "در نهایت یکروز همه خودکشی خواهند کرد" رفتم به دیروز، وقتی با "داییمدد" دور و برِ مزار بیبی قدم میزدیم و گوری را نشانم داد، زندانِ پسری جوان که خودکشی کرده بود، و هیچوقت معلوم نشده بود که چرا.
بعد از آن تلخی، رفتم به "بشر باید شیوههای زیبا و پرارزشی برای مردن بیابد..." و اوهامِ هرروزهام را در آن دیدم و پس از ناامیدیهای عمیق، زودباورانه با این جملهی نادر امیدوار شدم که "حتی یک هستهی سالم کافی است تا صد باغ تازه داشته باشی." حالا صدتا نه، من یکی میخواهم، حتی یک درخت.
آنجا که پرندهای توی گوشِ نادر نجوا کرده بود که "احترام جنگلیان به اسیران، تمایل به اسارت را در او زنده کرده بود؛ پس آزادی قفس، آغاز راستین پرنده است" فکرهای نانوشتنیام را مرور کردم و حرص خوردم.
و وقتِ "تمام گلهای شقایق را از ریشه کندند" دوباره برگشتم به دیروز. دکتر تُرمس را اولینبار بعد از این که خبر شهادتش آمده بود، ملاقات میکردم، اینبار در تهران. برایم از روزهایی گفت که رفته بود جنوب، نزدیک مرز اسرائیل، و گفت که چطوری، گروهگروه از رزمندهها شهید میشدند و گفت خانهی علامه عبدالمحسن که روی بالکنش ایستادیم و به آن منظرهی سرسبز خیره شدیم، به کلی ویران شده و گفت از مجدلسلم که روز و شبهایی طولانی آنجا بودم، ویرانهای بزرگ به جا مانده. تمام گلهای شقایق را از ریشه کندند...
اما خب باز آخرهای کتاب، نادر به دادم رسید:"هنوز توان سلامت ما بیشتر از دنائت توست..." و باز فکر کردم: واقعا؟ جدی جدی بیشتر است؟
محسن حسنزاده
پنجشنبه| ۵ شهریور ماه ۱۴۰۵| سمنان
@targap