تارگپ| محسن حسنزاده
🌱 ههژار محسن حسنزاده چهارشنبه| ۴ شهریور ماه ۱۴۰۵| سمنان @targap
🌱 ههژار
اولینبار اسمش را از یک نقاش شنیدم در سنندج. یکی دو هفتهی بعد اسمش را اول بلواری در بوکان دیدم: هژار یا همان ههژارِ کُردها.
استادِ نقاش گفته بود هژار، قانون در طب ابنسینا را ترجمه کرده و ترجمهاش مورد توجه آقا قرار گرفته.
بعد که نسبت میانِ "خامنهای" و "هژار" را در اینترنت جستجو کردم، از خط به خطِ خاطرهی آقا حیرتزده شدم.
بخوانید:
"مرحوم عبدالرحمن شرفکندی -ههژار- حقاً کار بسیار بزرگی را انجام داده؛ این ترجمهی کتاب قانون ابن سینا یک کار پیچیده و مرکب و بسیار ارزشمند است. هزار سال این کتاب که به زبان عربی به وسیلهی یک ایرانی نوشته شده و در طول قرنها در دانشگاههای بزرگ پزشکی عالم مورد استفاده قرار گرفته، به فارسی ترجمه نشده بود. من اطلاع داشتم که تا اندکی قبل، مثلًا شاید تا صد سال قبل، در مدارس پزشکی کشورهای اروپائی، قانون به عنوان یک مرجع مطرح بوده و به زبانهای اروپائی ترجمه شده بوده؛ اما فارسیزبان از دانستن قانون محروم بود! در سالهای اواسط ریاست جمهوری به این نکته توجه کردم که ما چرا قانون را ترجمه نکردیم. یک جمعی را صدا کردم، گفتم بیائید همت کنید قانون را ترجمه کنید. یک حکمی داده شد و رفتند دنبال این کار. خوب، این کارها عشق لازم دارد؛ با حکم و با فرمان این کارها انجام نمیگیرد. در همین اثنا به من خبر دادند که این کتاب ترجمه شده و -به نظرم کتاب حدود هشت جلد است- کتاب مرحوم ههژار را آوردند. من کتاب را که خواندم -حالا ما نه از پزشکی سررشته داریم، نه نشستهام این کتاب را با متن عربی قانون تطبیق کنم- دیدم هرکسی این کتاب را بخواند، حقاً و انصافاً در مقابل استحکام و استواری این نثر زیبا سر تعظیم فرود میآورد. خیلی خوب این ترجمه انجام گرفته. من البته ایشان را نمیشناختم؛ پرسیدم، گفتند ایشان کُرد هستند. بعد هم چند سال قبل اطلاع پیدا کردم ایشان از دنیا رفتند"
این جملات را آقا در سفر سال ۸۸ به کردستان گفته. آقامهدی قزلی هم توی کتاب "همپای مسافر اردیبهشت" این خاطره را آورده. چند شب پیش که کتاب آقای قزلی را تمام کردم، گفتم این را بنویسم که فاتحهای برای ههژار بخوانیم و باز حسرت بخوریم برای از دست دادن مردی که وسط مشغلههای ریاست جمهوری، تیم تشکیل داده بود برای ترجمه اثر پورسینا...
محسن حسنزاده
چهارشنبه| ۴ شهریور ماه ۱۴۰۵| سمنان
@targap
🌱 غزلداستانهای سال بد
محسن حسنزاده
پنجشنبه| ۵ شهریور ماه ۱۴۰۵| سمنان
@targap
تارگپ| محسن حسنزاده
🌱 غزلداستانهای سال بد محسن حسنزاده پنجشنبه| ۵ شهریور ماه ۱۴۰۵| سمنان @targap
🌱 غزلداستانهای سال بد!
باید اعتراف کنم؛ اعتراف کنم که من از کتابهای نادر استفادهی ابزاری میکنم، برای نظم دادن به خاطراتم، شنیدههام، دیدههام و خواندههام. سرِ همین، هرکدام از قصههای کوتاهش را دوبار میخوانم. بارِ اول درِ قفسِ ذهنِ گریزپای نامتمرکز را باز میگذارم که هرجا، با هر جملهای که خواست از قفس بیاید بیرون، برود به هر دالانی از گذشته و حال و آینده که خواست سر بزند، به چیزهای نامربوط فکر کند و هروقت خواست برگردد. و بارِ دوم تازه داستان را میفهمم؛ کمی.
اینطوری است که وقتِ خواندن "آغلِ خوکان است آنچه فردوسش مینُمایند" آدمها و جاهای نامربوط میآیند وسط قصه و وقت خواندن "همهچیز را بردند، فقط قناریها ماندهاند، چرا که خاموشاند" یادِ زخمهای کهنهی هیچگاه خوبنشدنی میافتم.
گاهِ "از آن همه مجروح و کشته، خاک بوی زخم گرفته بود" پرت میشوم به آن دوازدهروز، به وقتی که از مسئول غسالخانه پرسیدم این آبهای خونینِ پساتغسیل، کجا میروند و او گفت که تصفیه میشوند و میروند پای درختها و من، از آن پس، از درختها بوی زخم استشمام میکردم.
و حالا که هزارباره به آزار آن زخمها فکر کردم با این که "مرا آزار میدهند و نمیدانند که این جان و تن، آزار دیدن به خاطر سلامتی تو را تا چه حد دوست میدارد" رفتم توی ذهنِ آن کشتگانِ خوشبخت.
گاهِ "در نهایت یکروز همه خودکشی خواهند کرد" رفتم به دیروز، وقتی با "داییمدد" دور و برِ مزار بیبی قدم میزدیم و گوری را نشانم داد، زندانِ پسری جوان که خودکشی کرده بود، و هیچوقت معلوم نشده بود که چرا.
بعد از آن تلخی، رفتم به "بشر باید شیوههای زیبا و پرارزشی برای مردن بیابد..." و اوهامِ هرروزهام را در آن دیدم و پس از ناامیدیهای عمیق، زودباورانه با این جملهی نادر امیدوار شدم که "حتی یک هستهی سالم کافی است تا صد باغ تازه داشته باشی." حالا صدتا نه، من یکی میخواهم، حتی یک درخت.
آنجا که پرندهای توی گوشِ نادر نجوا کرده بود که "احترام جنگلیان به اسیران، تمایل به اسارت را در او زنده کرده بود؛ پس آزادی قفس، آغاز راستین پرنده است" فکرهای نانوشتنیام را مرور کردم و حرص خوردم.
و وقتِ "تمام گلهای شقایق را از ریشه کندند" دوباره برگشتم به دیروز. دکتر تُرمس را اولینبار بعد از این که خبر شهادتش آمده بود، ملاقات میکردم، اینبار در تهران. برایم از روزهایی گفت که رفته بود جنوب، نزدیک مرز اسرائیل، و گفت که چطوری، گروهگروه از رزمندهها شهید میشدند و گفت خانهی علامه عبدالمحسن که روی بالکنش ایستادیم و به آن منظرهی سرسبز خیره شدیم، به کلی ویران شده و گفت از مجدلسلم که روز و شبهایی طولانی آنجا بودم، ویرانهای بزرگ به جا مانده. تمام گلهای شقایق را از ریشه کندند...
اما خب باز آخرهای کتاب، نادر به دادم رسید:"هنوز توان سلامت ما بیشتر از دنائت توست..." و باز فکر کردم: واقعا؟ جدی جدی بیشتر است؟
محسن حسنزاده
پنجشنبه| ۵ شهریور ماه ۱۴۰۵| سمنان
@targap
🌱 متلاطم!
بخش نهم
محسن حسنزاده
چهارشنبه| ۱۱ شهریور ماه ۱۴۰۵| سمنان
@targap
تارگپ| محسن حسنزاده
🌱 متلاطم! بخش نهم محسن حسنزاده چهارشنبه| ۱۱ شهریور ماه ۱۴۰۵| سمنان @targap
🌱 متلاطم
بخش نهم
● در ژانویهی ۲۰۱۱، یازده وزیر متعلق به ائتلاف ۸ مارس -جریان حزبالله و متحدانش- استعفا کردند و به این ترتیب، دولت سعد حریری - رهبر جریان المستقبل- که از سال ۲۰۰۹ بر سر کار بود، سقوط کرد. تحلیلگران، سال ۲۰۱۱ را سال پیروزیهای حزبالله در عرصههای داخلی میدانند.
● بسیاری از گروههای لبنانی در این سال، سفارت امریکا در لبنان را لانهی جاسوسی میدانستند. به همین خاطر، سفرهای دیپلماتیک زیادی از سوی مقامات امریکایی برای جلوگیری از اقدام عملی دولت لبنان علیه سفارت امریکا انجام میگرفت.
● از سال ۲۰۱۱ و پس از آغاز جنگ داخلی داخلی سوریه، بیش از یکونیممیلیون پناهجوی سوری به لبنان، این کشورِ کوچکِ پنجششمیلیوننفری وارد شدند و بافت دموگرافیک برخی مناطق در لبنان را تغییر دادند.
با ورود مهاجران، اگرچه به تدریج، هزینهی برخی خدمات متکی به نیروی کار، ارزان شد اما رقابت بر سر کار هم افزایش یافت و رفتهرفته، بخشهایی از اقتصاد به ویژه در حوزه ساختمان، کشاورزی و خدمات، به نیروی کار سوری متکی شد. ضمن آن که مرز سوریه و لبنان هم بیثباتتر شد.
● از سال ۲۰۱۲، حزبالله به طور جدیتری در معادلات جنگ داخلی سوریه، وارد شد و از نیروهای مسلح عربی سوریه، حمایت کرد. دو سال بعد، حزبالله نیروهایی را هم در سوریه مستقر کرد.
● از سال ۲۰۱۸، روند کاهش ارزش لیر، شتاب گرفت. مابین سال ۲۰۱۸ تا ۲۰۲۶، ۹۵ درصد ارزش پول ملی لبنان سقوط کرد و از هزار و پانصد لیر به ازای هر دلار به حدود ۹۰ هزار لیر در سال ۲۰۲۶ رسید.
● در هفدهم اکتبر ۲۰۱۹، اعتراضاتی در لبنان شکل گرفت که به انقلاب ۱۷ اکتبر - ثوره ۱۷ تشرین- یا "حراک" معروف شد. چند روز پیش از ۱۷ اکتبر، آتشسوزیهای جنگلی بیسابقهای در مناطق کوهستانی لبنان به ویژه در منطقهی الشوف، رخ داده بود. ناتوانی دولت در مهار آتش، فساد سیستماتیک، اعمال مالیات بر تماسهای واتساپ و شمار زیادی از مسائل دیگر سبب شده بود که شعار محوری اعتراضات "کلن یعنی کلن" یا "همه یعنی همه" باشد که به معنی کنارهگیری تمام سران طوایف و احزاب حاکم بر لبنان بود.
● در ۲۹ اکتبر ۲۰۱۹، با تداوم اعتراضات خیابانی و انسداد جادهها در بیروت، طرابلس، صیدا، نبطیه و دیگر شهرها، سعد حریری، نخستوزیر وقت رسما استعفا داد و دولتش سقوط کرد. لیره لبنان وارد یک سقوط آزاد تاریخی شد.
● تا پایان دسامبر ۲۰۱۹ سپردههای ارزی در بانکهای لبنان، حدود ۱۱.۲ میلیارد دلار کاهش یافت.
● در دسامبر سال ۲۰۱۹ موضوع انتقال ۲.۳ میلیارد دلار به خارج از کشور در ماههای نوامبر و اکتبر ۲۰۱۹، به یک پروندهی قضایی تبدیل شد. این انتقال در حالی انجام شده بود که بانکها رسما تعطیل بودند و حوالههای بینالمللی ممنوع اعلام شده بود. بنابراین، فاش شد که این مبالغ با دور زدن محدودیتهای تحمیلی بر شهروندان عادی، توسط مقامات سیاسی و بانکیِ صاحبنفوذ به خارج منتقل شده است.
● در سال ۲۰۲۰ دولت لبنان درباره پرداخت بدهیهای حاکمیتی و اوراق قرضه یورو باند، اعلام ناتوانی کرد و دولت، رسما ورشکسته شد.
● از این سال، خروج پزشکان و پرستاران لبنانی از کشور به دلیل فقر، شدت گرفت. مابین سالهای ۲۰۲۰ تا ۲۰۲۳ حدود ۴۰ درصد از کادر درمان و نخبگان از لبنان خارج شدند.
● در این احوال، برق دولتی هم به طور سراسری قطع شد و لبنان به طور کامل به ژنراتورهای گرانقیمت خصوصی متکی شد.
● در چهارم اوت ۲۰۲۰، دو هزار و ۷۵۰ تن نیترات آمونیوم انباشتهشده در بندر بیروت منفجر شد؛ ۲۲۰ نفر - از جمله شهروندان چند کشور خارجی- به کام مرگ رفتند، ۷ هزار زخمی به جا ماند که صدها نفرشان دچار آسیب چشمی، شنوایی یا معلولیت دائمی شدند و نیمی از پایتخت ویران شد. ماجرا این بود که در پاییز ۲۰۱۳، کشتی باری روسوس با پرچم مولداوی، این میزان نیترات آمونیوم را برای کارخانهی مواد منفجرهای در موزامبیک میبرد که در مسیر گرجستان به موزامبیک، به دلیل مشکلات فنی و بدهیهای مالی به بندر بیروت، آنجا پهلو گرفت. این توقف، هفت سال و تا ساعت ۱۸ و ۸ دقیقهی روز چهارم اوت ۲۰۲۰ که جوشکارها درِ یک انبار را ترمیم میکردند، طول کشید! اگرچه در ابتدا ابهامات پیرامون این انفجار زیاد بود و بسیاری گمان میکردند که قدرت، از مقصران این حادثه محافظت میکند، اما شواهدی از حملهی خارجی یا اقدامی عامدانه یافت نشد. با این حال، موضوع این انفجار در بحثهای سیاسی لبنان باقی ماند، خاصه آن که هیچ مسئولی در این پرونده، محاکمه نشد. اسرائیل هم در اذهان عمومی شیعیان لبنان، همچنان متهم این حادثه است.
ادامه دارد...
محسن حسنزاده
چهارشنبه| ۱۲ شهریور ماه ۱۴۰۵| سمنان
@targap
12.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
#علیه_اشباح
زحمت دوستانم در حوزهی هنری سمنان🌱
@targap
فَقْدُ الْأَحِبَّةِ غُرْبَةٌ...
دارد شمار آنهایی که دوستشان داریم و ساکن آن سوی عالماند، از شمار دوستانمان در این سوی عالم بیشتر میشود...
غربت است فقدان دوستان...
آقامصطفی! فقط دعاست که آراممان میکند. دعا میکنیم امشب در آغوش محبوبت حسینبنعلی(ع) آرام بگیری...
برسان سلام ما را...
پنجشنبه| ۱۲ شهریور ماه ۱۴۰۵| تهران
@targap
تارگپ| محسن حسنزاده
🌱 متلاطم! بخش نهم محسن حسنزاده چهارشنبه| ۱۱ شهریور ماه ۱۴۰۵| سمنان @targap
🌱 متلاطم!
بخش دهم
محسن حسنزاده
چهارشنبه| ۱۸ شهریور ماه ۱۴۰۵| سمنان
@targap
تارگپ| محسن حسنزاده
🌱 متلاطم! بخش دهم محسن حسنزاده چهارشنبه| ۱۸ شهریور ماه ۱۴۰۵| سمنان @targap
🌱 متلاطم!
بخش دهم
● در سال ۲۰۱۷، یک عملیات نظامی چندمرحلهای در مرزهای شرقی لبنان موسوم به نبرد عرسال یا قلمون، اجرا شد. این عملیات در واقع اقدام مشترک حزبالله و ارتش لبنان برای پاکسازی مرزهای شرقی از گروههای داعش و جبههالنصره بود. در مرحلهی اول عملیات، در ۲۱ ژوئیهی ۲۰۱۷، حزبالله با حدود ۳ هزار نیرو در هماهنگی با ارتش سوریه، به مواضع هیئت تحریرالشام و سرایا اهلالشام در جرود عرسال حمله کرد. با آغاز عملیات، تروریستها و خانوادههایشان از اردوگاههای عرسال خارج و به سمت قلمون شرقی حرکت کردند. این عملیات در نهایت به حضور داعش و القاعده در خاک لبنان پایان داد و نشاندهندهی عمق نفوذ حزبالله در ساختارهای قدرت لبنان بود.
● در ۱۰ اوت ۲۰۲۰ یعنی دقیقا شش روز پس از انفجار مهیب بندر بیروت که به عنوان یکی از بزرگترین انفجارهای غیرهستهای تاریخ شناخته میشود، کابینهی دولت حسن دیاب در پی خشم عمومی جامعه از فاجعهی انفجار بندر بیروت، استعفا کرد. وزرا، یکی یکی استعفا کردند. غازی وزنی، وزیر دارایی، ماری کلود نجم، وزیر دادگستری، دمیانوس قطار، وزیر محیطزیست و منال عبدالصمد، وزیر اطلاعرسانی دولت، از اولین استعفاکنندگان بودند.
مردم که از اکتبر ۲۰۱۹ به اعتراض در خیابانها بودند، کاسهی خشمشان با این انفجار لبریز شد. دولت دیاب عملا در مدیریت بحرانها ناتوان مانده بود. نخبگان سیاسی قدیمی از این فرصت برای امتیازگیریهای جناحی استفاده کردند.
حسن دیاب، استاد دانشگاه امریکایی بیروت بود و مابین سالهای ۲۰۱۱ تا ۲۰۱۴، در کابینهی نجیب میقاتی، وزارت آموزش و پرورش را بر عهده داشت.
● شورای عالی دادگستری لبنان پرونده انفجار بندر بیروت به یک بازپرس ویژه قضایی محول کرد؛ قاضی طارق بیطار. اما تحقیقات پرونده، به طور مکرر توسط قاضی بیطار تعلیق میشد. سیاستمداران، چندین شکایت "رد صلاحیت" علیه بیطار ثبت کردند که دست او را برای ادامه کار، میبست. به تدریج پای شخصیتهای قضایی دیگر هم به پرونده باز شد تا وقتی قاضی غسان عویدات دستور آزادی فوری همهی هفده متهم و بازداشتی پروندهی بندر، از جمله بدری ضاهر، مدیرکل گمرک را صادر کرد.
درگیریها علیه بیطار، به خیابان کشیده شد و بیروت را تا آستانهی یک جنگ داخلی دوباره پیش برد. با فروکش کردن اعتراضات خیابانی اما تجمعات خانوادههای قربانیان در برابر قصرالعدل و خانهی مقامات ادامه پیدا کرد. آنها در محاکم بینالمللی نیز دادخواهی خود را ثبت کردند.
● انفجار بندر بیروت، فراگیری کرونا، نابسامانیهای اقتصادی و ناکامی در تصویب قانون کنترل سرمایه و بازسازی بانکی، موج گستردهای را از مهاجرت نیروی کار ماهر، نخبگان و جوانان به خارج از کشور، به راه انداخت. این، ساختار جمعیتی و اقتصادی لبنان را تضعیف میکرد.
● تولید ناخالص داخلی لبنان از ۵۲ میلیارد دلار در سال ۲۰۱۹ به ۲۱.۸ میلیارد دلار در سال ۲۰۲۱ سقوط کرد که نشاندهندهی کاهش ۵۸.۱ درصدی بود؛ یعنی شدیدترین میزان انقباض ثبتشده در میان ۱۹۳ کشور جهان.
● در این مقطع، بحران نقدینگی و قفل شدن سپردههای دلاری رخ داد که هستهی فروپاشی اقتصادی لبنان بود. البته بانکها فقط پول عوام را بلوکه کردند و خواص توانسته بودند پولشان را از بانکهای لبنان خارج کنند. در ژوئیه ۲۰۲، آلن بیفانی، مدیرکل مستعفی وزارت دارایی لبنان فاش کرد که با وجود محدودیتهای بانکی، بیش از ۵.۵ میلیارد دلار از ۱۷ اکتبر ۲۰۱۹ به بعد از لبنان خارج شده است. این حوالهها، اغلب توسط اشخاص دارای موقعیت سیاسی و با بهرهگیری از اطلاعات رانتی و محرمانه انجام شده بود که نوعی فساد مالی بود!
● در این زمان، لبنان بین ۶۰ تا ۹۰ درصد از گندم خود را از اوکراین و روسیه تامین میکرد.
● در اوایل سال ۲۰۲۱، حدود یک و نیم میلیون سپردهگذار با حدود ۱۰۷ میلیارد دلار سپرده، عملا از پول خود محروم شدند.
● در ژانویهی ۲۰۲۲، سعد حریری، فعالیتهای خود در عرصهی سیاسی لبنان را به دلیل آنچه که فرقهگرایی و گسترش نفوذ خارجیها بر لبنان میخواند، به تعلیق درآورد و گفت که با توجه به سرخوردگی بینالمللی و دودستگی داخلی، رخداد و تحول مثبتی برای لبنان رقم نخواهد خورد.
● در سال ۲۰۲۲، شهروندان مسلح لبنان برای پس گرفتن پساندازهای شخصی خود به بانکها حمله کردند و سلسلهای از شورشهای بانکی اتفاق افتاد.
● به دنبال بحران مالی-ارزی در لبنان، این کشور تورم سهرقمیِ مواد غذایی را تجربه کرد؛ چیزی که لبنان را در رتبهبندی تورم جهانیِ بانکِ جهانی، بر صدر نشاند!
● بر اساس گزارش سازمان ملل، در سال ۲۰۲۲ بیش از ۸۰ درصد مردم لبنان به زیر خط فقر رفتند و به فقر چندبعدی دچار شدند.
ادامه دارد...
محسن حسنزاده
چهارشنبه| ۱۸ شهریور ماه ۱۴۰۵| سمنان
@targap
تارگپ| محسن حسنزاده
🌱 مرگ! محسن حسنزاده جمعه| ۲۰ شهریور ماه ۱۴۰۵| سمنان @targap
🌱 مرگ!
کی فکرش را میکند که یاکریمِ خنگِ ظاهرا معصوم، متهم ردیف اول قتل باشد؟ فکر کن، در تمام هفتههایی که یاکریم داشته ذرهذره خاشاک را میآورده به لانهاش، در واقع داشته آلتِ قتاله جمع میکرده.
وسط مصاحبه داشتم به اینها فکر میکردم. استاد داشت میگفت که همکارش توی دانشگاه رفته به اتاقش و در را از پشت قفل کرده که بخوابد و بخاری را زیاد کرده و نیمهشب، در را شکستهاند و بدن بیجانش را یافتهاند. یاکریم رفته بود عدل توی دودکش لانه ساخته بود.
این مدت که با ماجرای از دست دادن عزیزانی دستبهگریبان بودهام، مرگ، بیش از پیش، یقهام را گرفته. من از وقتی یادم میآید به مرگ فکر کردهام؛ زیاد، خیلی زیاد، افراطی، بیرحمانه.
توی ذهنم گونههای مختلف مرگ را هم تجربه کردهام و هربار خیال کردهام پس از مرگ را؛ ذره ذره یکی شدن اجزای تنم را با خاک خیال کردهام. به قول یاسر قنبرلو:"مازوخیسمی که دوستش دارم." سرِ همین، شوخیِ پرتکرار مشترک با دوستم این است که نمیخواهیم چیزی از بدنمان باقی بماند؛ تهِ تهش، بعد از این که مایهی خشمِ آدمکشها شدیم، یک گلدان بیاورند و با چند مشت خاکِ یادگاریِ ما، محض کاشت یک گل تزیینی کوچک.
حالا و پس از مرگ عزیزانی، فرایند حیرتانگیزِ منتهی به مرگ برایم پررنگتر شده. آن شاخههای خشک که یکبهیک و سرِ صبر، راه دودکش را بستند تا پدری را به عاملیتِ یاکریمی و اهمالِ ناظری، بکشند. طلاهای بیبی که سالها با پول کارگری، سوتبهسوت جمع شد و نبضش را خاموش کرد، پلههای خانهی عموعباس که خودش با دستِ خودش ساخته بودش و سر آخر، یکیش شد عامل لختهی خونِ توی سرش، بنزینی که ماموستای کردستانی، خودش ریخته بود توی باکش و چند ساعت بعد، عاملان یکی از گروهکها، همان بنزین را از توی باکش بیرون کشیدند و مرد را سوزاندند...
اجل، چیزِ دقیقی است؛ اذا جاء اجلهم لایستاخرون ساعه ولایستقدمون؛ نه یک میلیثانیه اینور، و نه یک میلیثانیه آنور. ماشینی که جانِ مصطفی را گرفت، میتوانست آنجا نباشد، یکیدوثانیه عقبتر و جلوتر، میتوانست ماجرا را عوض کند. میشد کارتشان توی مغازهای نکشد، سر یک پیچ بیفتند پشت یک کامیونِ کندرو و چند ثانیه معطل شوند و الخ. اما اجل، چیزِ دقیقی است. همهچیز دست به دست هم میدهد که بمیری، در آن لحظه که باید بمیری. همین؛ به همین سادگی و به همین پیچیدگی.
پ.ن: این یاکریم آن یاکریمِ مدنظر نیست. صرفا تشابه چهره است. عکس را چند ماه قبل در پاسگاه مرزی صومایبرادوست گرفتم.
محسن حسنزاده
جمعه| ۲۰ شهریور ماه ۱۴۰۵| سمنان
@targap