دلنوشته برای طَریدِ زمان....
او طَرید است…
نه چون خطایی کرده باشد، نه چون حقی را پایمال کرده.
او طَرید است، چون زیادی پاک بود برای زمینی که آلوده بود…
زیادی راستگو، برای جهانی که دروغ را راحتتر میبلعد.
زیادی بیصدا، برای گوشهایی که فقط فریاد را میشنوند…
او رفت…
نه از ما، بلکه از چشمهامان.
پنهان شد، تا رسوا نشویم از بیوفایی.
تا نبیند که ما، جای دست گرفتنش، از او دست کشیدیم.
چه غریب است او…
میان میلیونها شیعهای که ادعای دوست داشتنش را دارند،
اما شبها، نامش را حتی در دلشان نجوا نمیکنند…
او طَرید است…
و شاید تا وقتی که دلهای ما،
بسترِ آمدنش نشود،
همینطور طَرید بماند…
یا بن الحسن...
ما هنوز بلد نیستیم قدر دلتنگیات را بدانیم.
اما دلمان، دلتنگ است…
شاید همین یک ذره دردِ دوری،
دست ما را به دامنت برساند… 🌑
#طرید
#طَرید_زمان
یا حسین...
دل آشوبهمو کجا بذارم آقا؟
روزها میگذرن و اربعین نزدیک و نزدیکتر میشه…
و من هر روز بیشتر از دیروز،
دلم توی قفسهی سینهم دست و پا میزنه برای رسیدن به حرمت...
هر جا میرم،
صدای روضهت توی گوشمه،
تصویر پرچمهات جلوی چشممه،
و عطش پیادهروی نجف تا کربلا، توی رگهامه...
اما آقا جان...
امسال یه حس غریبی دارم.
یه دلشورهی عجیب.
یه نگرانی که مبادا جا بمونم...
مبادا بین اون همه زائر،
بین اون همه عاشق،
این دل جامونده، امضای دعوت تو رو نداشته باشه…
میترسم...
نه از مسیر، نه از سختی راه، نه از دوریِ وطن...
میترسم از نیومدنِ اذنِ نگاهت...
همه آمادهن... کولههاشون بوی غربت گرفته،
اما من هنوز وسط دعاهام جا موندم...
بین اشکهام گم شدم...
نگرانم آقا...
نگران که امسالم،
دل بیقرارم از پشت صفحهها، فقط تصویر جاده رو ببینه...
فقط بغض کنه... فقط حسرت بکشه...
یا حسین...
من اومدن نمیخوام،
من بودن میخوام...
توی اون مسیر، بین زوّار، کنار پرچمهات، با پاهای تاولزده،
با قلبی که فقط برای تو میزنه...
آقا جان...
به رسم وفا،
منو جا نذار...
🖤
#طرید
#خستگی
#دلتنگ_حرم
🌙 راهیام… با دلی شکسته، با چشمی بارانی…
دلم قصد سفر دارد… سفری نه معمولی، نه مثل باقی رفتنها…
سفریست از جنس دلتنگی، از جنس بغضهای پنهان و اشکهای شبانه…
سفری به سمت حرم، به سمت نوری که سالهاست دلم در حسرتش میسوزد…
میروم، با قلبی که بارها شکست ولی هنوز زنده است به امید تپیدن در هوای بینالحرمین…
میروم با دلِ جامانده، با چشمهایی که هزار شب خواب حرم دیدهاند…
🕊️ پیش از رفتن اما، دستی بر دل دارم…
اگر دل کسی را شکستم، اگر ناخواسته تلخ بودم، اگر سکوتی کردم که باید میگفتم…
اگر بیمهری کردم، اگر فاصله گرفتم وقتی باید میماندم…
از همهتون حلالیت میطلبم.
سفر سبک میطلبد…
نه بار اضافی، نه دلآزردگی…
فقط دعای خیر و دلهای پاک.
✨ اگر از من دلگیری، خواهش میکنم، ببخش…
من هم یاد شما را در دل خواهم برد…
زیر گنبد طلا، کنار بینالحرمین، کنار خاکی که اشکها را بهتر از آدمها میفهمد…
رفیق، اگر قسمتی بود، اگر دلت خواست،
دعایم کن…
تا این سفر، نه فقط عبور از مرزها، که سفری باشد تا رسیدن به خودِ واقعیام…
❤️🩹 راهیِ سفر عشقم… اگر زنده برگشتم، برایتان از روضههای بینام و نشان میگویم…
تا آن روز، حلالم کن…
گفت: «کربلا؟ میخوای بری که مریض بشی؟ درد بکشی؟»
گفتم: «اگر قرار بود راحت باشه، اسمش کربلا نبود.
ما نمیریم که فقط زیارت کنیم،
ما میریم تا جان و دلهامون رو به سختی بسپاریم،
تا لمس کنیم غمهایی که زینب(س) کشید،
تا حس کنیم بار سنگین اهل بیت(ع) رو.
کربلا فقط یه مقصد نیست، یه مسیر پر از درد و عشقه،
سختیهایی که شیرینیش توی تسلای دلهاست.
پس نذار ظاهر سفر گولت بزنه،
اصل اربعین، راهیست که باید با دل رفت، نه فقط با پا.»
#طرید
#عزیز_عراقی_من