eitaa logo
طرید
55 دنبال‌کننده
118 عکس
35 ویدیو
0 فایل
طرید بودم، شدم پناه‌برده‌... به دل خودم، به خدا، به سکوت. نه بی‌راه رفتم، و نه گم شدم؛ فقط از آدم‌ها طرد شدم تا به خدا نزدیک‌تر شوم. اینجا صدای کسی‌ست که همه گفتند نیست، ولی هنوز دارد از دلش می‌نویسد؛ این‌جا طرید. لطفا فرهنگ شریف فوروارد.
مشاهده در ایتا
دانلود
دلنوشته برای طَریدِ زمان.... او طَرید است… نه چون خطایی کرده باشد، نه چون حقی را پایمال کرده. او طَرید است، چون زیادی پاک بود برای زمینی که آلوده بود… زیادی راست‌گو، برای جهانی که دروغ را راحت‌تر می‌بلعد. زیادی بی‌صدا، برای گوش‌هایی که فقط فریاد را می‌شنوند… او رفت… نه از ما، بلکه از چشم‌هامان. پنهان شد، تا رسوا نشویم از بی‌وفایی. تا نبیند که ما، جای دست گرفتنش، از او دست کشیدیم. چه غریب است او… میان میلیون‌ها شیعه‌ای که ادعای دوست داشتنش را دارند، اما شب‌ها، نامش را حتی در دل‌شان نجوا نمی‌کنند… او طَرید است… و شاید تا وقتی که دل‌های ما، بسترِ آمدنش نشود، همین‌طور طَرید بماند… یا بن الحسن... ما هنوز بلد نیستیم قدر دلتنگی‌ات را بدانیم. اما دلمان، دلتنگ است… شاید همین یک ذره دردِ دوری، دست ما را به دامنت برساند… 🌑
شما دعا کن عمر من اگر کفاف نداد ؛ جنازه ام شب جمعه به کربلا برسد...:)
یا حسین... دل آشوبه‌مو کجا بذارم آقا؟ روزها می‌گذرن و اربعین نزدیک و نزدیک‌تر میشه… و من هر روز بیشتر از دیروز، دلم توی قفسه‌ی سینه‌م دست و پا میزنه برای رسیدن به حرمت... هر جا میرم، صدای روضه‌ت توی گوشمه، تصویر پرچم‌هات جلوی چشممه، و عطش پیاده‌روی نجف تا کربلا، توی رگ‌هامه... اما آقا جان... امسال یه حس غریبی دارم. یه دلشوره‌ی عجیب. یه نگرانی که مبادا جا بمونم... مبادا بین اون همه زائر، بین اون همه عاشق، این دل جامونده، امضای دعوت تو رو نداشته باشه… می‌ترسم... نه از مسیر، نه از سختی راه، نه از دوریِ وطن... می‌ترسم از نیومدنِ اذنِ نگاهت... همه آماده‌ن... کوله‌هاشون بوی غربت گرفته، اما من هنوز وسط دعاهام جا موندم... بین اشک‌هام گم شدم... نگرانم آقا... نگران که امسالم، دل بی‌قرارم از پشت صفحه‌ها، فقط تصویر جاده رو ببینه... فقط بغض کنه... فقط حسرت بکشه... یا حسین... من اومدن نمی‌خوام، من بودن می‌خوام... توی اون مسیر، بین زوّار، کنار پرچم‌هات، با پاهای تاول‌زده، با قلبی که فقط برای تو می‌زنه... آقا جان... به رسم وفا، منو جا نذار... 🖤
چای روضه🥲 باشد که چای بعدی ما چای عراق باشد:)))))
🌙 راهی‌ام… با دلی شکسته، با چشمی بارانی… دلم قصد سفر دارد… سفری نه معمولی، نه مثل باقی رفتن‌ها… سفریست از جنس دلتنگی، از جنس بغض‌های پنهان و اشک‌های شبانه… سفری به سمت حرم، به سمت نوری که سال‌هاست دلم در حسرتش می‌سوزد… می‌روم، با قلبی که بارها شکست ولی هنوز زنده است به امید تپیدن در هوای بین‌الحرمین… می‌روم با دلِ جامانده، با چشم‌هایی که هزار شب خواب حرم دیده‌اند… 🕊️ پیش از رفتن اما، دستی بر دل دارم… اگر دل کسی را شکستم، اگر ناخواسته تلخ بودم، اگر سکوتی کردم که باید می‌گفتم… اگر بی‌مهری کردم، اگر فاصله گرفتم وقتی باید می‌ماندم… از همه‌تون حلالیت می‌طلبم. سفر سبک می‌طلبد… نه بار اضافی، نه دل‌آزردگی… فقط دعای خیر و دل‌های پاک. ✨ اگر از من دلگیری، خواهش می‌کنم، ببخش… من هم یاد شما را در دل خواهم برد… زیر گنبد طلا، کنار بین‌الحرمین، کنار خاکی که اشک‌ها را بهتر از آدم‌ها می‌فهمد… رفیق، اگر قسمتی بود، اگر دلت خواست، دعایم کن… تا این سفر، نه فقط عبور از مرزها، که سفری باشد تا رسیدن به خودِ واقعی‌ام… ❤️‍🩹 راهیِ سفر عشقم… اگر زنده برگشتم، برایتان از روضه‌های بی‌نام و نشان می‌گویم… تا آن روز، حلالم کن…
بریم نجف؟؟؟ میریم نجف🌚
به پایان آمد این دفتر حکایت همچنان باقیست
گفت: «کربلا؟ می‌خوای بری که مریض بشی؟ درد بکشی؟» گفتم: «اگر قرار بود راحت باشه، اسمش کربلا نبود. ما نمی‌ریم که فقط زیارت کنیم، ما می‌ریم تا جان و دل‌هامون رو به سختی بسپاریم، تا لمس کنیم غم‌هایی که زینب(س) کشید، تا حس کنیم بار سنگین اهل بیت(ع) رو. کربلا فقط یه مقصد نیست، یه مسیر پر از درد و عشق‌ه، سختی‌هایی که شیرینیش توی تسلای دل‌هاست. پس نذار ظاهر سفر گولت بزنه، اصل اربعین، راهی‌ست که باید با دل رفت، نه فقط با پا.»
🌿 گاهی دلم میان این همه شلوغی و هیاهوی دنیا، آرام آرام صدایی را می‌شنود... صدای غریبی که شبیه هیچ صدای دیگری نیست؛ صدای دلی شکسته، صدای مولایی که سال‌هاست در غربت، منتظر نگاه عاشقی‌ست که به یادش بماند. آقاجان... هر بار که نامت را می‌برم، اشک‌هایم بی‌اختیار جاری می‌شود. نه تو را دیده‌ام، نه صدایت را شنیده‌ام، اما قلبم می‌داند که تو حقیقتی روشن‌تر از خورشیدی. مولای من... چگونه دلتنگ کسی نشوم که امید تمام بی‌پناهی‌هاست؟ چگونه اشتیاق نداشته باشم به آمدنت، وقتی همه‌ی جاده‌ها بی‌تو تاریک است؟ آقاجان... کاش لحظه‌ای بیایی و بگویی: "من همین‌جا بودم، پشت تمام صبوری‌هایت، کنار تمام تنهایی‌هایت..." کاش بیایی... که دنیا بی‌تو، فقط تکرار خستگی و بی‌پناهی‌ست. 💔🌹 اللهم عجل لولیک الفرج
🌙✨ ای صاحب دلی که بی‌صدا، سایه‌ی نگاهت بر سر همه‌مان گسترده است... ما در میان گردبادهای دنیا، چشم به راه نسیم آمدنت مانده‌ایم. هر غروب که آفتاب سر بر خاک می‌گذارد، دلمان بیشتر برای طلوع تو تنگ می‌شود. مولای من! گاهی خسته می‌شوم، گاهی می‌ترسم، گاهی دلم از این همه بی‌عدالتی می‌گیرد... ولی امیدم به توست، به اینکه روزی بیایی و جهان را پر از عدل و نور کنی. ای آرام دل بی‌قراران! هر قطره اشک من صدا می‌زند که: "کاش زودتر بیایی، کاش دستانت مرهم زخم‌های ما شود..." مولای مهربان، اگر چه ما دوریم، اگر چه در غفلت مانده‌ایم، اما دوستت داریم... و دلمان هر لحظه برای ظهورت تپش می‌زند. ✨🌹 "اللهم عجل لولیک الفرج"