eitaa logo
طرید
55 دنبال‌کننده
118 عکس
35 ویدیو
0 فایل
طرید بودم، شدم پناه‌برده‌... به دل خودم، به خدا، به سکوت. نه بی‌راه رفتم، و نه گم شدم؛ فقط از آدم‌ها طرد شدم تا به خدا نزدیک‌تر شوم. اینجا صدای کسی‌ست که همه گفتند نیست، ولی هنوز دارد از دلش می‌نویسد؛ این‌جا طرید. لطفا فرهنگ شریف فوروارد.
مشاهده در ایتا
دانلود
هعی🚶🏻
برو ای گدای مسکین در خانه‌ی رقیه ، دختر است و خوب داند رگ خواب شاه مارا ..
کسم علی‌ست در آن بی کسی که می‌گویند ، به عزت و شرف لااله‌الاالله ..
الله و اکبر! از خستگیِ به جامانده‌ بر تنِ کارگران... الله و اکبر! از فساد و دروغ و ریای کارگزاران... الله و اکبر! از گرانی و تورم و بی‌پولی... الله و اکبر! از تنهایی جوان و دوری از ازدواج... الله و اکبر! ما که تا آخرین قطرهٔ خون پای انقلاب خواهیم ماند ولی این رسم مردم‌داری نبود و نیست.
یه جوری اصلا درس نمیخونم انگار ویزام اومده.🦦
نمی‌دانند ، قرار هم‌نیست بدانند كِ چـہ چــیزهایـی تحمــل کردیـم تا همہ چیز آرام باقی بماند 👨🏻‍🦯 .
🌿 - آقاجون از پنجره ماشین به تهران پاییز زده ؛ خیره بود . شایدم به رقص قطره ای بارون . روی شیشه یا مثلا یه جایی دورتر از تهران . نمیدونم ولی عجیب غرق بود . سیگار داری پسر . . نه . چیه آقاجون خیلی غرقی انگار . یه نصیحت بهت بکنم باباجان . دوتا نصیحت کن شما . . الان جوونی مغروری داغی نمیفهمی . ولی جوری زندگی کن که حال الان منو ؛ نداشته باشی . اون روز که وسط شصت هفتاد سالگیت رو صندلی ؛ جلوی ماشین نوه‌ی بزرگترین نشستی . و به تهران نگاه کردی . حسرت نخوری پسرم ؛ حسرت آدمی که نیست . نشینی حساب کنی اگه بود . زندگیت چه شکلی میشد . هرکاری می تونی واسه موندنش بکن . . که اگرم نشد ؛ نگی کاش سعیمو میکردم . نصف شب بهش زنگ بزن بگو دوست دارم . بی هوا برو ببینش . دیوونه بازی در بیار . . وسط خیابون داد بزن بگو دوسش داری . تا میتونی بغلش کن . موقع رفتنش ؛ سکوت نکن . نگو هر جور راحتی نزار بره بابا جان . سر غرورتو بالا میگیری ولی دلت ؛ بد خورد میشه عزیز دلم . شاید بعد اون ؛ با یکی دیگه خوشبخت بشی . ولی یه جایی تو بارون پاییز وسط خیابونای تهران دلت بد میگیره . جای خالیش گند میزنه به تموم خوشبختیات . دلت واسه اون موهای خوشگل . و چشمای قهوه ای تنگ میشه . آره پسرم هر وقت خواستی غرورتو ترجیح بدی ؛ یاد حال الانم بیوفت . . زدم کنار . میرم سیگار بگیرم آقاجون . پیاده شدم یکم شمارشو نگا کردم . سخت بود ولی دکمه تماسو زدم . . بوق اول بوق دوم سوم چهارم . اومدم قطع کنم که برداشت ! الو . خوبی . چرا زنگ زدی . . میخاستم . میخاستم بگم که ؛ میشه نری . . : )))!🧡′💭′
هدایت شده از حَنین🇮🇷
با من حرف بزن اینجا ایرانه شاید فردا نبودم...
نمی‌آید به چشمم هیچ‌کس غیر از تو این یعنی به لطفِ عشق تمرین می‌کنم یکتاپرستی را...
من به تک تک رفتارها‌ فکر میکنم ؛ به جزئی‌ترین نگاه‌ها ، به لحن‌ها ، به حرف‌ها ، به احساسات پشت کلمات ، به خصوصیات آدم‌ها ، من حواسم به همه‌چیز هست و دقیقا غم‌انگیزترین قسمت زندگیم همینجاست : ) .
آبی آسمونی >>>>