3.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
.
🎉 سلام امروز ۱۴۰۳/۱/۱
بر شما مبـــارک باد 🎉
🍃🌷چقدر زیباست🌷🍃
وقتی خدا ۳۶۵ صفحه سفید را
برات باز میکنه و میگه بنویس
و بساز هر آنچه را که میخواهی.
🙏امیدوارم
🌱امروز زیبا بنویسی
و زیبا بسازی
هر آنچه که لیاقتش را داری🌱
🌹@tarigh3
1.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
وصیت تیمسار خلبان شهید حسین خلعتبری (از خلبانان عملیات کمان ۹۹، مروارید و حمله به اچ سه )در مورد محل دفن پیکرش.
" در شهسوار کوهی است که قبلا مبارزان علیه #روسیه روی آن میجنگیدند؛ اگر روزی مُردم، آنچه از من باقی ماند حتی اگر ذرهای از گوشت بدن من بود، بالای آن دفن کنند، شاید روح من یک روزی پاسدار این کشور باشد "
یکم فروردین سالگرد شهادت حسین خلعتبری
🌹@tarigh3
#معرفی_شهید 🍃
شهید مدافع حرم حامد جوانی که بدون ۲ دست و ۲ چشم به شهادت رسید
در وصیتنامه خود نوشته بود: آرزو دارم همچون حضرت عباس(ع) در دفاع از حرم اهل بیت به شهادت برسم
هدیه به روح مطهر شون صلوات 🌷
#الّلهُمَّصَلِّعَلَیمُحَمَّدٍوَآلِمُحَمَّدٍ وَعَجِّلْفَرَجَهُمْ
#شهید_حامد_جوانی
#شهید_ابالفضلی
🌹@tarigh3
*سوریها به او میگفتند شهید ابوالفضلی*
🍃«حامد جانباز شده... اسیر شده... شهید شده... چون قابل شناسایی نیست شما را میبرند سوریه».
خبر ماجرا اینطوری به خانواده حامد رسید؛همینقدر متفاوت... همینقدر سردرگم... همین شد که از همان ابتدا ته دلشان لرزید. حرف و حدیثها درباره حامد زیاد بود، تا اینکه به آنها اطلاع دادند برای رسیدگی به وضعیت حامد، باید به سوریه بروند و این شد اولین دیدار پدر و پسر بعد از حمله تکفیریها به او: «وقتی به من گفتند که باید خودت به سوریه بروی، فهمیدم که وضع حامد خیلی حاد است، حس پدریام میگفت که شرایط خوبی ندارد اما جزئیاتش را نمیدانستم».😔
جعفر جوانی، وقتی به سوریه رسید، بالای پلکان هواپیما ایستاد و از همان جا به چهار طرف چرخید و به حضرت زینب(س) سلام کرد وگفت: «من نمیدانم حرم مطهرت کدام سمت است، اما خانم این را شنیدم که در آخرین وداع اباعبدالله شما خیلی بیتابی میکردید، حضرت اباعبدلله دستش را گذاشت روی سینه شما و شما آرام گرفتید، شما را به مادرتان قسم میدهم که این آرامش را به قلب من هم برسانید💓😭 چون من هم می خواهم بروم بالای سر پسر مجروحم...».
پدر حامد این را گفت و رفت بیمارستان و رسید بالای سر حامد؛ دید که حامد چشمهایش را، دستهایش را همانجا در لاذقیه جا گذاشته... دید تن پسرش پر از ترکش است: «بعد از آن هرکسی از ایران زنگ میزد و از من میپرسید وضعیت حامد چطور است، میگفتم برو مقتل حضرت ابوالفضل را بخوان».😭😭❤🔥
جانبازی حامد اما یک خاطره قدیمی را در ذهن پدر زنده کرد، یاد روزهایی افتاد که *حامد میگفت: «دوست دارم مثل حضرت عباس(ع) از خواهرش دفاع کنم».*
*حالا حامد هم، دستهایش را داده بود، تا بال دربیاورد و بپرد سمت آسمان...* 🕊
همان دستهایی که قطع شدنشان او را در سوریه و بین غیرایرانیها معروف کرده بود به شهید ابوالفضلی: «آنجا مدافعان حرم اسم مستعار دارند، وقتی ما در بیمارستانهای سوریه دنبالش میگشتیم و میگفتیم حامد جوانی، کسی او را نمیشناخت اما *میگفتند یک ایرانی داریم که مثل حضرت ابوالفضل شهید شده...»* 🥀🌷🕊
🌹@tarigh3
📸 #چفیه_وانگشتر_متبرک_به_حضرت_آقا
🌿حامدم وقتی تو کما بود, پرستارها اصلاً اجازه نمیدادند حتی با یک دستمال خونها و جای زخمای بدنشو تمییز کنیم.
تا اینکه تقریبا سی اُمین روز بود که از دفتر مقام معظم رهبری تشریف آوردن و گفتند که از طرف رهبر چفیه ای آوردیم و ایشون فرموده اند که این چفیه رو به بدن آقا حامد بکشید. و در کنار اون یک انگشتر شرف الشمسی را هدیه دادند و گفتند آقای سید حسن نصرالله این انگشتر را برای رهبر فرستادن رهبر هم تبرک کردن و فرستادن برای شما.
🌿برای این که مریض های دیگه معذب نشن چفیه رو دادم به یکی از پرستارها تا ببرن پیش حامد یکی دو ساعت که گذشت همون پرستار اومد و گفت می خواییم آقا حامد رو ببریم حمام. یک آن تعجب کردم که تا دیروز اجازه ی دستمال کشیدن هم نمی دادن الان می خوان ببرن حمام⁉️
🌿از ته دلم خوشحال شدم و دعاشون کردم...اونجا بود که فهمیدیم به برکت نفس یک سید بزرگوار، نائب امام زمان، این اتفاق افتاد. دکترها و پرستارها میگفتن یک مریض کمایی رو هرگز به حمام نمی برن...اصلا امکانشم نیست❗️
وقتی حامد رو آوردن قیافش کلی تغییر کرده بود...خونها از بدنش پاک شده بود و چهره ش عوض شده بود.✨
🌿روی نگین انگشتر یه ذکر و آیه ی زیبایی نوشته شده که مرهم درد و زخم دل همه ی #خانواده_های_شهداست.
«الابذکرالله تطمئن القلوب»
نقل خاطره از مادر صبور #شهیدمدافع_حرم_حامد_جوانی🌷
🌹@tarigh3
روزه داریم و بر روز نهم حساسیم
از سحر تا دم افطار، به یاد عطش عباسیم😭💔
.
-مـثــلخــدیـجـه
پـیـدانـخـواهـدشـد...🍂
#وفات_حضرت_خدیجه 🥀🍂
🌹@tarigh3