eitaa logo
تَــرخْـــون🌱
36 دنبال‌کننده
106 عکس
27 ویدیو
1 فایل
«تنِ ظریف و جانِ سخت» /افراطیِ‌بی‌منطق/
مشاهده در ایتا
دانلود
من اصولا وقتی یه جنس مخالف میبینم کیلومترها ازش فاصله میگیرم چون نگاهشونو دوس ندارم و سریع تپش قلب میگیرم و استرس و گونه هام گل میندازه... درحالی که هیچچچچچ چیز تاکید میکنم هیچچچچچچ چیزی اتفاق نمیفته فقط درحد یک نگاه.
ولی ماجرای ایشون فرق داشت با اینکه یه هفته من هر روز داشتم میدیدمش هیچ حس بدی بهش نداشتم انگار خیلی راحت بودم کنارش (نگاهش بد نبود)با اینکه خیلی منو زیر نظر داشت و حواسش بهم بود ولی از حس بد و تپش قلب و سرخ و سفید شدن خبری نبود.
خلاصه..
تو اون یک هفته خبری از احساس و علاقه اینا نبود .هیچی واقعا داشتم ناامید میشدم به خودم میگفتم چته !چه مرگت شده پسر به این خوشگلیُ آقایی یه هفته کنارت بود چرا بهش حس پیدا نکردی!
غافل از اینکه قرار بود آروم آروم دلمُ ببره
(چقد شبیه این رمان های آبکی دارم تعریف میکنم)اَه.
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
بیخیال مهم اینه که تو واقعیت خیلی نرمالایز بود
*حداقلش دست و پا چلفتی نبودم که راه به راه بیفتم تو بغلش هی همه جامون باهم هارمونی خاصی پیدا کنه*
خلاصه که از اون دوره ای که من هرروز میدیدمش گذشت . دیگه نمیدیدمش مگه اینکه به واسطه ی اون بچه ها ببینمش (یعنی اینکه بیاد دنبالشون حالا چه خونه ی ما ،چه خونه ی مامانبزرگم) درحد سیم ثانیه میدیدمش خیلی ضایع بود اگه بیشتر از این میشد چون هرسری تو شلوغی می‌گرفت و خانواده ی منم زوم بودن روم
کم کم فهمیدم چون فاصله نمیگرفتیم نمی‌فهمیدم چی تو دلم میگذره که بعد از یکماه و نیم فاصله احساساتم نمایان شد.