بارالهی
ظرف روح ما را برای تسلیم شدن بزرگ و بزرگ تر کن
ما را تسلیم امر تو شده
به ملاقات خودت ببر
و راست گفت آن مجاهد
اکنون پیش روی دو نیکی ایستاده ایم
جهاد
و شهادت
❤️🍃
میگفت
عبادت های عجیب علی ابن الحسین بعد از عاشورا
تلاش یک امام معصوم بود برای برداشتن بار عذاب وجدان سیاره زمین
که گناه عظیم به زمین ریختن خون خلیفه خدا
اثر وضعی این جنایت
زمین را به دیوانگی و فروپاشی نکشاند
اما شما آقای قاف اعظم
قاسم قسیم شده ی ایران
خونت را بر زمین ریختند
و ترس گره شد به عقل ها و حالا کار ما به اینجا کشیده
تو خوب آبرو داری
برای پر شدن قلبهایی که دستانشان روی ماشه است دعا کن
دعا کن که این شجاعت
کفاره آن ترس باشد
دعا کن که دریاهای ما این بار
نجاست خون خصم را در خود حل کند و بار گناه یک امت را بشوید
دعا کن که این انتقام
قرار را به آسمان پر تلاطم خاورمیانه هدیه دهد....
میون اینهمه دشمن جمهوری اسلامی
حاضرم انجمنی رو جهت دفع بلای پت های خونگی اسراییلی قربانی کنم
به خدااا
تصرف🍃
میخواستم اینو بفرستم تلگرام ولی روم نشد! اون دوستت اسمش چی بوده عزیزم؟ چرا قبل حرف زدن شیشه میکشی
بیسیک رمان های نودهشتیا
سال ۹٠اونورا
مامور اعدامه هم عاشق دختره میشه تهش
غزاله علیزاده چند ماه قبل از مرگش
در گفتگویی با مجله ادبی گردون
در مورد خودش میگوید:
«دوازده، سیزده ساله بودم، دنیا را نمیشناختم.
کی دنیا را میشناسد؟
این تودهٔ بیشکل مدام در حال تغییر را که دور خودش میپیچد و از یک تاریکی میرود به طرف دیگر.
در این فاصله، ما بیش و کم رؤیا میبافیم، فکر میکنیم میشود سرشت انسان را عوض کرد، آن مایهٔ حیرتانگیز از حیوانیت در خود و دیگران را.
ما نسلی بودیم آرمانخواه.
به رستگاری اعتقاد داشتیم.
هیچ تاسفی ندارم.
از نگاه خالی نوجوانان فارغ از کابوس و رؤیا، حیرت میکنم. تا این درجه وابستگی به مادیت، اگر هم نشانهٔ عقل معیشت باشد، باز حاکی از زوال است.
ما واژههای مقدس داشتیم:
آزادی
وطن
عدالت
فرهنگ
زیبایی
و تجلی.
تکان هر برگ بر شاخه
معنای نهفتهای داشت …»
از پیج آقای رکاب
روضهٔ خُلدِ برین خلوتِ درویشان است
مایهٔ مُحتشمی، خدمتِ درویشان است
گَنج عُزلت که طِلِسماتِ عجایب دارد
فتحِ آن در نظرِ رحمتِ درویشان است
قصرِ فردوس که رضوانش به دَربانی رفت
مَنظَری از چمنِ نُزهَتِ درویشان است
آن چه زر میشود از پرتو آن قلبِ سیاه
کیمیاییست که در صحبتِ درویشان است
آن که پیشش بِنَهَد تاجِ تکبر، خورشید
کبریاییست که در حِشمتِ درویشان است
دولتی را که نباشد غم از آسیبِ زَوال
بیتَکَلُف بشنو، دولتِ درویشان است
خسروان، قبلهٔ حاجاتِ جهانند ولی
سببش بندگیِ حضرتِ درویشان است
رویِ مقصود که شاهان به دعا میطَلبند
مَظهَرَش آینهٔ طَلعَتِ درویشان است
از کران تا به کران، لشکر ظُلم است ولی
از اَزَل تا به اَبَد، فرصتِ درویشان است
ای توانگر مَفُروش این همه نِخوَت که تو را
سر و زر در کَنَفِ همتِ درویشان است
گنجِ قارون که فرو میشود از قَهر هنوز
خوانده باشی که هم از غِیرتِ درویشان است
حافظ ار آبِ حیاتِ اَزَلی میخواهی
مَنبَعَش خاکِ درِ خلوتِ درویشان است
من غلامِ نظرِ آصِفِ عهدم کو را
صورتِ خواجگی و سیرتِ درویشان است
علامه کورانی میگفت زمان جنگ
قضیه تطبیق علائم ظهور یه جوری بوده که به شمخانی میگفتن شعیب ابن صالح! چون خوب گنده سپاه بوده و باباشم اسمش ملا صالح بوده (یه متغییر کوچولو این وسط فرق داشته اونم اسم خود طرفه!) 😁
حالا شعیب ابن صالح رو که هیچ
امیدوارم این کارزار بزرگ لااقل مایه عاقبت به خیری خیلی ها بشه من جمل همین علی آقا!
گروهی از خبرنگاران اتریشی پیشم آمدند و سؤالاتی را مطرح کردند. اولین سؤالشان این بود:
در این۱۵ سال که از انقلاب گذشته، شاهد برگشتن جوانان از انقلاب هستید؟ در واقع، از من میخواست که این را تأیید کنم!
گفتم من به شما توضیح میدهم؛ انسان دو بخش دارد: بخشی که میخواهد مقتدر باشد و از همه بزند و از همه بِبَرَد و همه را غارت کند و بخشی که میخواهد یک ذره به کسی تعدّی نکند. شما اروپاییها، امریکاییها، این بخشِ بزن-بخور را میبینید و آن بخش نزن-نَبَر را نمیبینید.
شما، به جز هرزه ها هیچکس زیر چترتان و پرچمتان نخواهد ماند و ما تمام پاکان جهان را، از چنگ شما بیرون میآوریم.
ما با شما عالَم را قسمت میکنیم. پاکان عالم را از شما خواهیم گرفت و شما هرزههای ما را از ما خواهید گرفت؛ هرزه های ما برای شما و پاکان عالَم برای ما.
اگر در عمق اروپا و آمریکا یا حتی در درون اسرائیل، پاکی هست، بالاخره از صفوف شما خارج خواهد شد و به ما خواهد پیوست و اگر در درون خانه های ما، ناپاکی وجود داشته باشد، بالاخره از بین ما خارج خواهد شد و به شما خواهد پیوست. این قرار ما با شما.»
((آیت الله حائری رحمه الله علیه))
نان و سیرک (به لاتین: panem et circenses) یک استراتژی مورد استفاده توسط امپراتوران روم برای دلجویی از تودههای مردم با پخش کردن غذا و بخشیدن سرگرمی به آنان دارد. یوونال، شاعر رومی در قرون یکم و دوم میلادی، این لفظ را برای توصیف نوعی از سیاستهای رومیان به کار برده و هنوز هم در سیاست کاربرد دارد.
در این رویکرد سیاسی به جای پرداختن به مشکلات اساسی و خواستههای بنیادین مردم، با بخشیدن مقداری خوراک یا ایجاد سرگرمی برایشان، حواس افکار عمومی را از مطلب اصلی پرت میکنند.