- هَمقرار'
- اربعینی ها ؛
قشنگ بچسبید به این خاطرات
متعلق به این خاطرات بشید
بعدا میدونید کجاها نیازتون میشه؟
گوشهی دنج اتاقتون...
- هَمقرار'
- به شماره افتادم هر عمود را که به موکبت برسم و خود را مابینِ شمارِ زائرانت، به انگشت شماریِ سَر ا
- آنجا به شماره افتادم هر عمود را
که به موکبت برسانـم خود را ،
تا شود مابینِ شمارِ زائر هایت
بِرِسَم به سَر و گردش چشمهایت
من رسیدم به سَوای دانهی تسبیحت
با مجنونت همکاسه شدم از تشبیهت
دلِ من شکننده تر از کاسه ست به تصدقت
گردم که بگویی پیش تو که هست ترجیحت؟
مادری کن که چادرت هست ضریحت
دخیل ضریحت با نگاه ورقگردانت
به ما راهی نشان بده با اینهمه احسانت
ارث مادر است به او از قدیم، احسانت
مجوز زیارت شد دستخط رضایتت
شد مسیرِ مشایه، گرد و خاک چادرت
من رسیدم زیر قبه، در طواف شش گوشه
کاش این زیارت امانت شود در آغوشه
تو تا به وقت سراشیبی قبر چهارگوشه
کاش همانجا بگویی زیارتت قبول شده
طبع شاعری از دعای بارکنای توست
عافیت زندگی من در قنوت شبانهی توست
خلاصهی دارایی ام، نوکری در خانهی توست
#میم_عالینژاد
#بےنشان
8.97M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
- هر کلمهای صاحبی دارد،
صاحبِ کلمهی پناه
امام رضا ست ..
- هَمقرار'
- شعر " بیاعتنای تو، تقلا چه فایده؟ " سروده شده در تاریخ ۱۵ شهریور ۱۴۰۳ شاعر؛ مائده عالینژاد.
ــــــــــ ـــــ ـ هو؛
' بی اعتنای تو، تقلا چه فایده؟ '
بی اعتنای تو، تقلا چه فایده دارد؟
به گمانم حساب خیالم را آیینه دارد
این هوایی شدن را مگر باد آورده باشد
عیان نیست این تمنا شاید باد بُرده باشد
داغ فراق را ندیدی چگونه درمانده است؟
عین ذغالِ آماده در دل من مانده است
مگر نه اینکه سنگدلی را تبحر داری
پیش چشمان تیله ای ام، ساحر داری
داشتنت را دیدم آخر به تاراج کشیدی
تکه های قلب من بود به دامان کشیدی
آق ز چشمانت و محروم از ارث تبسمت
این عشق زاده شد از ارق خوش تبسمت
ناز بوسه هایت هیچوقت بیدارم نکرد
دستهایت تاب و تبم را تیمار نکرد
متروکه ام کردی، دیگر چه خواهی
نمکدان را شکاندی چقدر خودخواهی
ابر نگاه خسته ی من خوب باریده
در این آوار خودساختهی من، غم روییده
از باریدنِ من، باران حیا دارد که ببارد
بد عهدی ست گلی که بی لطفت به بار آید
محرابگه من از سجده های تو نبود؟
حالا احتیاطی کن اگر غصبی نبود
شبیه درد چوب انار است، ترک خوردگی ام
شبیه سیبی سد راه است، بغضِ آزردگی ام
ملامت جماعت خبر میدهد افشا هارا
که تو بی مراعات پرده برداشتی رازهارا
نمیشود یکبار کار گشایی ز دست تو بر آید
محض رضای خدا، گره گشایی بر آید؟
راستی، بی اعتنای تو تقلا فایده داشت؟
یا که نداشت و عشق من بود بیچشم داشت؟
شعر از:
#مائده_عالینژاد
#بےنشان