وقتی حرفم رو با " بعد من اینجوری بودم که... " شروع می کنم، منظورم اینه که تو ذهنم همچین چیزی بودم، چون معلومه که نمیرم بهش بگم: "وای دختره میشه دستمو ول کنی؟ من هنوز فامیلتم یاد نگرفتم😭"
همینه که نیست
00:27
بیست و هفت تا ساعتِ بیست و هفت و بعد امیدوارم جنگ هم تموم شده باشه.
من که میدونم میخواست یه اتفاقی بیفته، اتفاق هم افتاد و حالا همه چیز درموردِ اون اتفاق کمی بهتره، فقط نمی تونم ثابت کنم.
چون اتفاق ها پیش میان، و من قرار نیست موقعی که کاری از دستم بر میاد ازشون خبردار بشم.
همینه که نیست
لیبرا ، شاید واقعا از اون حرفش منظوری داشت.
مثل اینکه آسترولوژی میخواد به اورتینکام دامن بزنه.
همینه که نیست
من که میدونم میخواست یه اتفاقی بیفته، اتفاق هم افتاد و حالا همه چیز درموردِ اون اتفاق کمی بهتره، فقط
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا