- با چندتا از دانش آموزانم توی مدرسه جمع شدیم و سوره فتح و دعای توسل و دعای صحیفه ی سجادیه رو آماده کردیم.. تا بین مردم روستا پخش کنیم.
- به خاطر انجام یکسری کارهای امنیتی، کنار مدرسه زیاد امن نبود. از بچه ها پرسیدم نمی ترسید شهید بشید؟ جوابی دادند که تا الان بهش فکر میکنم. گفتند: مگه رهبرمون توی محل کارش شهید نشد؟ ما هم باید مثل رهبر همیشه تو محل کارمون باشیم. کار تمومی نداره..!
معلم روزهای آبی
- نور خدا خاموش شدنی نیست
شهید آوینی میگفت: دین دار آن است که در کشاکش بلا دین دار بماند. و گرنه در راحت و فراغت و صلح و سِلم چه بسیارند اهل دین!
این روزها روزهای عجیبی است رهبر شهیدم.
بعد از افطار میرویم در اجتماعات شرکت میکنیم. با خشم فریاد مرگ بر آمریکا سر میدهیم. شعار خیبر خیبر یا صهیون میخوانیم. مشت بر دهانشان میکوبیم. یکدیگر را به صبر و ایستادگی توصیه میکنیم. اما نیمه های شب وقتی به خانه میرسیم دوباره یادمان میافتد که دیگر شما را نداریم، زانوی غریبی در آغوش میکشیم و مظلومانه اشک میریزم. اما گمان نکنید این اشک ها ما را به خلسه میکشاند. قطره قطره اشک هایمان را سلاح محکمی میکنیم برای دشمن قسم خورده. این اشک ها زنده است گرم است امید بخش است و مارا به حرکت وا میدارد. آقای من. در این روزها ما بیش از همیشه به آمینِ دعاهای شما نیاز داریم. هیچکس به اندازه شما ایران را دوست نمیدارد. ایران عزیزتان را دعا کنید.
«ز.ا»
پیام شما: من یه دفترچه دارم.اونجا از روز های جنگ مینوسم... اینکه چه تجربه کردم... و هر روز تجربه ای جذاب از دل میدان... الهی شکر...
سلام معلم عزیز غمگینم اما امیدوار ،امیدوار به دیدن روز های سبز در این روزها هر کاری از دستم بر بیاد انجام میدم مادی معنوی الان بقای ایران در خطره هست ایران نباشه ما هم نیستیم پس تا جان در بدن داریم میجنگیم و در راه وطنمون و اسلام جان میدهیم مثل آقامون رهبر شهیدمون ، التماس دعا
معلم روزهای آبی
سلام معلم عزیز غمگینم اما امیدوار ،امیدوار به دیدن روز های سبز در این روزها هر کاری از دستم بر بیاد
- یقین داشته داشته باشید که پیروزی و نصرت الهی از آن ماست. به وعده ی خدا هیچ شکی نیست. ایران در خطر نیست، خدای سید علی زنده است.