طب کوثر (مخصوص بانوان)
این قبیل پیام زیاد میاد
حقیقتش اینه که این مدت به شدت، مشغول ویراستاری کتابهام بودم
اصلا به تدریس فکر نمی کنم
ولی خیلی از دوستان مایل هستن که دوره مزاج شناسی مجدد رو شرکت کنن 👍
🍃من شاکر خداوند که دوستان ضرورت یادگیری طب رو احساس می کنن
به تمام کسایی که روشنفکر هستن و دوست دارن ازین زاویه به جهان هستی نگاه کنن تبریک میگم 🌹🙏
.
طب کوثر (مخصوص بانوان)
این قبیل پیام زیاد میاد حقیقتش اینه که این مدت به شدت، مشغول ویراستاری کتابهام بودم اصلا به تدریس فک
👀✨ یه لحظه به اطرافیانتون نگاه کنین…
واقعاً کسی رو میشناسین که کاملاً سالمِ سالم باشه؟
نه درد جسمی… نه خستگی روحی… نه مشکل خواب… نه دغدغه اعصاب…؟ 🤔
❓فکر میکنین چی شده که
تقریباً تو هر خونهای
یه درد مزمن هست…
یه حالِ خوبِ گمشده هست…
یه انرژی از دست رفته هست…؟
.
طب کوثر (مخصوص بانوان)
👀✨ یه لحظه به اطرافیانتون نگاه کنین… واقعاً کسی رو میشناسین که کاملاً سالمِ سالم باشه؟ نه درد جسمی…
🤰✨ همهچیز از قبل از تولد شروع میشه…
تا حالا فکر کردین
آرامش یا ناآرامی یه آدم
از همون جایی شکل میگیره
که هنوز حتی چشم به دنیا باز نکرده؟
جنینی که
با استرسهای مداوم مادر رشد میکنه…
با تغذیه ضعیف شکل میگیره…
با کمخونی، ضعف، فشار عصبی مادر بزرگ میشه…
آیا ممکنه
بدنی که در محیط ناآرام ساخته شده
بعدها زود خسته بشه؟
زود بههم بریزه؟
تحملش کم باشه؟
وقتی خواب مادر نامنظمه…
وقتی نگرانی، ترس، غصه همراه هر روزشه…
وقتی تغذیه فقط سیر شدنه، نه ساختن…
اون جنین
با چه ذخیرهای از قدرت
قراره وارد دنیا بشه؟
نارس به دنیا اومدنها…
ضعف بعضی اعضا…
بیقراریهای بعد از تولد…
سیستم ایمنی ضعیف…
آیا ممکنه ریشه خیلی از اینها
از همون ماههای خاموش و دیدهنشده شروع شده باشه؟
اگر آغاز زندگی درست چیده نشه…
چطور میخوایم ادامه مسیر
محکم و سالم پیش بره؟
شاید وقتشه
نگاهمون به «قبل از تولد»
جدیتر از همیشه باشه… 🌱
.
👶🌪 حالا نوزاد به دنیا اومده… ولی قصه تازه شروع شده…
اون یکی: «شکم درد ولش نمیکنه…»
یکی دیگه: «وزنش بالا نمیره…»
شبها بیداری…
مادر خسته…
نوزاد بیقرار…
آغوشی که آروم نمیکنه…
💛 زردیهای طولانی…
🫁 خسخس نفس…
🤢 بالا آوردنهای مداوم…
😣 دلپیچههای شدید…
🌡 تبهای پشت سر هم…
خونهای نیست که نگه:
«ما هم این درگیری رو داشتیم…»
پماد… قطره… شربت…
از این دکتر به اون دکتر…
آرامش کم… نگرانی زیاد…
چرا شروع زندگی
برای خیلی از بچهها
با درد و بیقراری گره خورده؟
چرا بعضی نوزادها
از همون اول
خواب آروم ندارن؟
هضم راحت ندارن؟
بدن مقاوم ندارن؟
آیا بدن کوچیکشون
یه پیامی داره که ما نمیشنویم؟
اگه پایههای سلامتی
از همین روزهای اول درست چیده نشه…
آیا مشکلات فقط شکل عوض نمیکنن
و سالها بعد دوباره برنمیگردن؟
شاید وقتشه
به جای خاموش کردن صداها…
زبان بدن این کوچولوها رو یاد بگیریم… 🌱
🧑🎓🔥 نوجوانی… سنِ انفجارِ بیدلیل یا پیامهای شنیدهنشده؟
یه سر به خونهها بزنیم…
چند تا مامان میگن:
«حرف گوش نمیده!»
«همش تو اتاقشه…»
«با ما حرف نمیزنه…»
🍔 فستفود پشت فستفود…
🥤 نوشابه جای آب…
🍟 هلههوله جای غذا…
بعد میگیم:
چرا بیحال؟
چرا بیتمرکز؟
چرا حوصله درس نداره؟
📚 کتاب جلوشه، ذهن جای دیگهست…
📱 شب تا نصفه بیدار…
😴 صبحها خستهتر از دیشب…
یه خونه دیگه…
صدای داد…
در کوبیدن…
اخمهای طولانی…
جوابهای تند…
میگن:
«اخلاقش عوض شده!»
«خیلی عصبی شده!»
«زود میرنجه…»
😣 جوشهای شدید صورت…
💇♂️ ریزش مو تو این سن کم…
🤯 اضطرابهای پنهان…
😔 گوشهگیری یا برعکس، شلوغی افراطی…
واقعاً فقط «اخلاقه»؟
فقط «سن حساسیّه»؟
یا بدنش داره کمک میخواد؟
چرا این سن که باید
سن انرژی، رشد، امید باشه
برای خیلیها شده
سن خستگی، درگیری، بیحوصلگی؟
اگه حالِ درون آروم نباشه
مغز چطور تمرکز کنه؟
دل چطور به درس بچسبه؟
اخلاق چطور نرم بمونه؟
شاید نوجوانها
بد نیستن…
فقط بدنهاشون
بیصدا فریاد میزنن… 🔥
.
🧑🔥 دوران جوانی… شلوغیِ درون، سکوتِ بیرون
یه دنیا حرف که خانواده نمیفهمه…
یه دنیا توقع که خودش هم نمیدونه چیه…
درِ اتاق بسته…
جمع خانواده هست، اما انگار نیست…
بیشتر با فکرهاشه تا با آدما…
خودخوری…
مقایسه…
حس عقب موندن…
ولی لبها میگن: «چیزی نیست…»
دنبال هیجان پشت هیجان…
حوصله کارهای معمولی رو نداره…
زود خسته… زود دلزده…
گاهی مغرور به نظر میاد…
اما شاید فقط درگیره…
با خودش… با آینده… با یه خلأ نامعلوم…
هیچی کامل راضیش نمیکنه…
از همه طلبکار به نظر میاد…
اما شاید فقط حالِ درونش نامیزونه…
چرا سن ساختن زندگی
برای خیلیها
شده سن گمکردن خود؟ 🤔
.