این توانایی رو از کجا میارید که وقتی تقصیر شماست یجوری همه چیو برمیگردونید که تقصیر ما بشه؟
خانومِ تِلما
گریه میکرد و میگفت:این آدمها، جز آزارِ من کارِ دیگهای بلد نیستن؟
بغلم کن..
این آدما فقط بلدن اذیتم کنن..
آدم تو اعصاب خوردی هاش ، چهارتا داد میزنه در اتاقو محکم میکوبه به هم
ولی بازم گوشش به دره که یکی بیاد در بزنه ببینه چی شده ، آدم همیشه
نیاز داره یکی نگاهش کنه از بیرون..
وگرنه که درو محکم نمیبست..
می بست؟
هدایت شده از سبز و مشکی..:)
وقتی حسودیت میشه ولی به هر دلیلی نمیتونی ابرازش کنی🚮🚮🚮
اون دیالوگ که میگفت:آدم کسی که دوسش داره رو یادش نمیره، فقط یاد میگیره کمتر راجبش حرف بزنه، کمتر فکر کنه تا کمک کنه کمتر دلش تنگ بشه، همین، گوش کردی؟ یادش نمیره!