ترور رسانه
🍃 🍃🍃 🍃✨🍃 🍃✨✨🍃 🍃✨✨✨🍃 ❣بِــــسْمِ اللہِ الرَّحـــمانِ الرَّحــــیم❣ ✨ #قـدیـــــــس✨ #قسمت_صد_و_چهل
#ریپلاے به قسمت قبلے☝️
🍃
🍃🍃
🍃✨🍃
🍃✨✨🍃
🍃✨✨✨🍃
❣بِــــسْمِ اللہِ الرَّحـــمانِ الرَّحــــیم❣
✨ #قـدیـــــــس✨
#قسمت_صد_و_چهل_و_نهم
#ابراهیم_حسن_بیگے
همیشه نگاهم به روسیه بود؛ جایے ڪه در آن جا به دنیــا آمده بـودم و باید در آنجا به خاڪ سپرده
مےشدم.
زمستـان را بمانیــد تا آب ها از آسیــاب بیفتد.
سرگئــے گفت:
من صـلاح نمےدانم ڪه به این زودے برگردید.
حداقـل زمستان را بمانیــد تا آب ها از آسیاب بیوفتد.
ڪشیش گفت:
البته نگفتم ڪه همین فردا بر مے گردیم؛ باید مدتے بمانم و تحقیقاتـم را تمـام ڪنم.
سرگئــے گفت:
الان وقت استراحـت و آسایـش شما بود، نه مطالعه و تحقیــق.
ڪشیش گفت:
سرگئــے عزیــز!
هیــچ علمــے بدون تلاش، هیچ ثروتــے بدون ڪار و هیچ جانــے بدون #خطــر حفظ نمےشود.
سرگئــے پرسید:
این جملات از علــے است؟
ڪشیـش تبسمــے ڪرد و پاسخ داد:
خیـر!
اما علــے مےگوید:
هر نعمتــے بـے بهشت ناچیـز است و هر بلایــے بے جهنــم عافیــت است.
سرگئــے پرسید:
شما زیادے در علــے غرق شده اید پدر!
ڪشیش گفت:
غرق شدن، غرق شدن است؛ زیادے و ڪم ندارد پسرم!
غرق شدن در افڪار و اندیشـه هاے قدیسان و اولیاے خدا، عین نجات است.
سرگئــے از جا بلند شد و گفت:
بلـه!
بلـه!
فرامــوش ڪرده بودم ڪه مشغول صحبـت با یڪ ڪشیش هستم.
بعد رو به ڪشیش گفت:
برویم ڪه وقت صرف شام است.
کشیــش از جا برخاســت.
بازوے او را گرفت و گفت:
نگران نباش ڪے نهایــت زندگــے، مرگ است ڪه اگر از آن فرار ڪنیم، ما را در و اگر در جاے خود بمانیــم، ما را مےگیرد و اگر فراموشش ڪنیم، ما را از یــاد مےبـرد.
بعد بازوے او را فشرد و ادامــه داد:
و البتــه این جملات از علــے بـود.
#اربعین
#حب_الحسین_یجمعنا
💠@chaharrah_majazi
⛔️ #ڪپے فقط و فقط با ذڪر منبــع بلامانع است.