کل روز هام در پاییز بدون هیچ ادا: کتاب، سیب، مدرسه، درس، نوشتن، اندکی خواب. (این چرخه ادامه داره.)
تنها بخش بامزه امروز این بود باران یهو یواشکی توی کلاس یه لیوان چایی بهم داد.
خیلی حالم خراب بود امروز و گذشت و با بغل دستیم و باران همزمان از یه صفحه شروع کردیم به کتاب خوندن و خواستیم ببینیم تا زمانی که زنگ مدرسه میخوره چقدر میتونیم کتاب بخونیم.
زندگی به عنوان قارچ خپل ๋࣭𓏲 ๋࣭ ࣪
خیلی حالم خراب بود امروز و گذشت و با بغل دستیم و باران همزمان از یه صفحه شروع کردیم به کتاب خوندن و
من داشتم مارینا میخونم باران من پس از تو میخوند و بغل دستیم یاد او.
تنها چیز جالب توی زندگیم تا الآن علی هست واقعا شاید یه روز لای نون باگت ساندویچش کردم.
زندگی به عنوان قارچ خپل ๋࣭𓏲 ๋࣭ ࣪
برای ۱ صفحه جغرافیا این همه نوشتم ولی بازم نمیفهمم 💞 خیلییی ازش بدم میاد کلا از بخش آب و هوا متنفرم.