بابایی دلم میخواد بپیچم زیر پتوت و محکم بغلم کنی و با هم لالایی ببینیم دلم میخواد یه بار دیگه از مسجد بیای و نون داغ دستت باشه دلم میخواد اون دست گرم و نرمت رو روی سرم بکشی دلم میخواد دستمو بگیری و بریم بچرخیم دلم میخواد وقتی بیدار شده باشم ببینم صبحونه چیدی دوتایی بخوریم دلم برای تک تک حرکاتت تنگ شده از وقتی رفتی دیگه لذتی از بچگیم نبردم بابایی :(