~"درود و سلام یه یاران همیشگی و عزیز من👊🏻 ⊹
امروز تولد بچه های فامیل دور بود توی باغ (یه مهمونی زنونه کوچیک) و خیلی خوش گذشت و صاحبای تولد خیلی کوچولو دلنشین بودن ۲ داداش کوچولو
یکیشون ۳ ساله و اون یکی ۷ ساله .
بعد یه از فامیلا منو دید گفت چقدر بزرگ و سایلنت شدی بچه بودی خیلی شیطون بودی از دیوار بالا میرفتی و می خواستم بهش بگم واقعیتش منم اون روزا رو میخوام نه الان رو TT
[یکم عکس گرفتم براتون میزارم!🎂]
~درود به یاران همیشگی و عزیز :>
با اینکه روز اول مهر بود خیلی خسته شدم و تازه مدرسه ما ساعتش تا ۲و نیم هست و تعطیل میشه این یه هفته اول همیشه ۱۲ و ۴۵ دقیقه تعطیل میکنن
امروز قرار بود آزمون علوم داشته باشم که خداروشکر کنسل کردن ولی افتاد برای فردا👍🏻عالیه .
فقط میخوام یه خواب طولانی داشته باشم و درسی هم نداشته باشم ولی همین اول کاری کلی درس دارم و جون و انرژی توی بدنم ندارم ، کمک🌟
از معلم علوممون متنفرم متنفر .
متاسفانه من خیلی نا امیدم . . .هیچ امیدی به خودم ندارم 🐈
ولی امسال و باید خوب بگذرونم و یه مدرسه خوب برم خدا هیچوقت برای بنده هاش بد نمیخواد پس بزارید کمی مثبت فکر کنم هه 🤏🏻 ㅋ ㅋ ㅋ
یکم بخوابم که کلی کار دارم ♡
رک بگویم از همه رنجیده ام
از غریب و آشنا ترسیده ام
بی خیال سردی آغوش ها
من به آغوش خودم چسبیده ام
_فریدون مشیری
انشاالله خدا
به خانواده های عزادار اتفاق طبس صبر بده 🖤
و بچه هایی که منتظر بودن باباشون از معدن برگرده تا روز اول مهر رو براشون تعریف کنن
از کشوی دفترچه هام یه دفترچه درآوردم و دیدم توی چند تا از صفحه هاش تاریخ تولد بچه های کلاس و نوشتم که بهشون تبریک بگم برای دبستان پایه چهارم هست فکر کنم . این همه مهربونی از طرف من ظلمه(:🤏🏻✨~
و کودکی عجب دنیای قشنگی بود .