میدونید چیه (!)
همیشه میگفتم برام مهم نیست بمیرم ولی دیروز که به عزراییل یه سلام کردم و گفت «بعداً میام سراغت» یکم پشیمون شدم حس کردم من خیلی کارها هست که دوست دارم انجام بدم و اگه با حسرتشون بمیرم خیلی ناامید کنندهست پس بیاید از زیر جنگ زنده بیرون بیایم اهالی://
بعد امروز مامانم بیدارم کرد گفت داره برف میاد. رفتم دم پنجره دیدم با خودم گفتم برفه؟ برفه.
بعضی وقتا، یعنی بهتره بگم همیشه میدونم هیچچیزی ماندگار و همیشگی نیست خصوصاً آدما ولی یه چیزی درونم همیشه داره منو گول میزنه که ایندفعه فرق داره =))