_باهم دیگه زیاد صمیمی نیستیم توی کلاس همدیگه نیستیم چیز زیادی از هم نمی دونیم
ولی تا وقتی بهش گفتم :سال پیش که روز غذا داشتیم خواستم از پاستایی که پخته بودی و اصرار کردی بردارم (یه بنده خدایی)نزاشت و بزور غذا رو ازم گرفت و گفت اگه بهم ندی دیگه باهات حرف نمیزنم منم بهش دادم.
تا این حرفم رو شنید
گفت :دورت بگردم من ،برات میارم
فکر کردم الکی میگه با خودم گفتم یه حرفیه که فردا یادش میره ۱هفته گذشت روز غذا شد و بدو بدو یه ظرف پاستا داغ که با سلیقه و تمیز ریخته بود توی ظرف یکبار مصرف
داد دستم گفت :اینم برای تو آوردم :"))🌟
خیلی برام با ارزش بود باورم نمیشد برای من آورده
[بعضی آدما ذاتن از وقتی وارد این دنیا شدن خوبن]
6.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
زَهرا اَّنا عَلی :")
زندگی به عنوان قارچ خپل ๋࣭𓏲 ๋࣭ ࣪
𝗍𝗁𝖾𝗋𝖾 𝗂𝗌 𝗌𝗈𝗆𝖾𝗍𝗁𝗂𝗇𝗀 𝖻𝖾𝖺𝗎𝗍𝗂𝖿𝗎l 𝖼𝗈𝗆𝗂𝗇𝗀 𝖾𝗏𝖾𝗇 𝗂𝖿 𝗂𝗍 𝗂𝗌 𝗈𝗇l𝗒 𝗍𝗁𝖾 𝗌𝗎𝗇 ".♡~
چیزی زیبا در راه است حتی اگر فقط خورشید باشد:")
چون اگه تو نبودی هیچوقت بلد نبودم با اتوبوس بیام :") *لبخند گنده 🎂
زندگی به عنوان قارچ خپل ๋࣭𓏲 ๋࣭ ࣪
چون اگه تو نبودی هیچوقت بلد نبودم با اتوبوس بیام :") *لبخند گنده 🎂
وای جالبه چند روز پیش توی ایستگاه اتوبوس صدام زد تا برگشتم سمتش یه سیلی محکم زد تو صورتم به شوخی [ولی متاسفانه خیلی محکم بود ]
بعد چند تا دختر پسر کنارمون بودن امیدوارم متوجه سیلی خوردن من نشده باشن هه✨
یه کار خیلی قشنگی که کردم این بود که بعد مدرسه وقتی با اتوبوس برگشتم رفتم کتاب فروشی و یه جلد از سری کتابی که از چند سال پیش همیشه دوست داشتم داشته باشمش رو خریدم .
از کتاب های(عاشقانه های کلاسیک) من غرور و تعصبش رو خریدم خیلی دوست دارم شروع کنم :">♡