eitaa logo
"برکه"
542 دنبال‌کننده
425 عکس
11 ویدیو
2 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از "پِیوَست"
خونه حداقل ۵بار لرزید نمی‌دونم چی شده ولی به‌هرحال خدا رحم کنه.
تا بیست دقیقه پیش خواب بودم. چرا؟ چون خشمگین بودم، از این‌که بچه‌ها کله‌صبحی کلاس رو با هماهنگی استاد کنسل کرده بودن و من قبل از اینکه پیامشون رو ببینم شروع کرده‌بودم به آماده‌شدن. یک ساعت به سختی تو راه بودم (شما بخونید درحال له شدن میون مردم توی اتوبوس)، تا رسیدم دانشکده دیدم کلاسی در کار نیست، دوباره بلافاصله همون راه رو برگشتم و به جای چهارساعتی که مفتی از دست دادم چهار ساعت خوابیدم.
Hands getting cold, losing feelings getting old.
خلاصه کلاس فنون روان‌درمانی دیروز: اکثر مسائل آدم‌ها مربوط به نداشتن احساس تسلط بر فعالیت‌ها یا به‌طور کلی زندگی‌شون‌ه و هرکدوم سعی می‌کنن با روشی بهش برسن.
هراسان و وامانده شده‌م. انگار وسیله‌ای که توشم درحال حرکته و من تنها کسی‌ام که اون بین تکیه‌گاه نداره؛ با هربار به‌راه‌افتادن سکندری می‌خوره و با هر توقفی پرتاب می‌شه یه گوشه. برخورد امواج با قایقی که توشم دریازده‌م کرده، فانوس دریایی پشت کدوم صخره قایم‌شده که دیده نمی‌شه؟ یا من از ترس زیر سکو قایم شدم که نمی‌بینمش؟
حتی نمی‌تونم بپذیرم این هراس رو چون انتظارش رو نداشتم. بهش که فکر می‌کنم، معلمِ درونم با یه نگاه از بالا به پایین بهم می‌گه: "ترسیدی؟ از تو بعید بود!"
دستیابی به صمیمیتِ واقعی وقتی ممکن است که قبل از آن نوعی احساس هویتِ تثبیت‌شده وجود داشته باشد. فرد به یک بینش خردمندانه‌ی هدایت‌‌شده نیاز دارد که بداند کسی نمی‌تواند به‌طور صمیمانه با کسی زندگی کند مگر این‌که با خودش صمیمی شده باشد. - اریک اریکسون