eitaa logo
"برکه"
857 دنبال‌کننده
467 عکس
12 ویدیو
5 فایل
- برای بودن. (دانشجوی روان تهران، هنرپرداز، کتاب‌دوست، مقلد خامنه‌ای شهید.) https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_1ireweb&btn=برکه https://daigo.ir/secret/p-766e0be8 ناشناس عکس - برای داستان؛ @PostScript
مشاهده در ایتا
دانلود
ولی جدی جدی فکر کنم دو هفته دیگه کلاس‌های کارشناسی تمومه، دیر اومدین بچه‌ها 😔
📨 📝 متن پیام : اره حتما اینکارو بکن خیلی مشتاقیممم
📨 📝 متن پیام : https://eitaa.com/theLake/4909 وای نه زن کی گفتهههههههههه! من که عاشقشممممممم!!! مخصوصا اگه تو باشییییییی
دیگه دیره، دیگه دیره 😭
📨 📝 متن پیام : از درساتم بگوووو. واحد مشترک کم نداریم😁🙌🏻 من مشاوره‌ام ~ هومم، نمی‌دونم چجوری باید درباره‌شون بگم اگه سوالی بود بپرسین
اگه اتفاق جالب توجهی افتاد توی این مدت باقی‌مونده یا چیزی از قبلاً یادم اومد براتون تعریف می‌کنم درخصوص دانشگاه
📨 📝 متن پیام : https://eitaa.com/theLake/4913 نیل تو که بالاخره برا ارشدم باید بخونی🤝😂 ما این همه وقت صبر کردیم بازم روش🙌🏻😂 بعدم تو بالاخره زندگی که میکنی؟ 😂 درسته درست وقفه میوفته ولی زندگیت که تعطیل نمیشه😂 ~ حالا چرا باید؟ 😂 ولی باشه تا وقتی مخاطب داشته باشم چرا که نه براتون خاطره هم می‌گم 🤝
📨 📝 متن پیام : عه ینی ممکنه نخونی؟ 😶😂 ~ بیشتر منظورم کلمه‌ی 'باید' بود ولی هرچیزی ممکنه
"برکه"
"..و هرکس خداترس و پرهیزکار شود خدا راه بیرون شدن (از عهده گناهان و بلا و حوادث سخت عالم) را بر او م
📨 📝 متن پیام : خیلی ناراحتم جدی..نمیدونم چی میشه تو شهری که هستیم شرایط درستی ندارم،خونه خوبی هم نداریم و دنبال جای ارزون تریم (هرچند پیدا هم نمیشه) چند روز پیش تهران بودم و پرام از اینکه چه چیزایی وجود داره و من ازشون محرومم ریخته بود.. حالا دنبال سوییت ارزون تو تهرانم که هم کار کنم هم بتونم اجاره بدم اما انگار دنیا برای کسی که پول در نداره جایی نداره ~ متأسفم بابت ناراحتی و سختی که تجربه می‌کنی. امیدوارم هرچی به صلاحته پیش بیاد و اگه دنبال راه چاره می‌گردی فکر نکنم تا اطلاع ثانوی شاه‌کلید بهتری از گوش کردن به حرف این آیه برای حل مشکلات پیدا کنم:
ساعت هشت صبح؛ اتوبوسی که می‌بینید خراب شد و همه‌ی مسافراش پیاده شدن. از اون‌جایی که توی خط ویژه بود تمام اتوبوس‌های دیگه پشت سرش گیر افتادن و می‌خواستن با دنده عقب رفتن برن توی خط اصلی ولی به‌خاطر ترافیک به‌وجود اومده این امکان وجود نداشت و فقط از مقصد دورتر شدیم، رسماً همه ۴۰ دقیقه از کارهاشون عقب موندن.
ساعت یازده و نیم؛ هم‌کلاسیم خیلی یهویی گفت بیا بریم کافه کنار دانشگاه یه چیزی بخوریم و همراهش رفتم، اتفاق خاصی نبود ولی خوب بود.