eitaa logo
من‌می‌نویسم‌تو‌بخوانی.
633 دنبال‌کننده
1هزار عکس
178 ویدیو
8 فایل
یا علی و پسرانش‌. * " مرگ بر ضد ولایت فقیه " * بازسازی چند روزی بعد از مهر.
مشاهده در ایتا
دانلود
کاش یکی یه لیوان چایی دستم میداد.
بچها روانم رو از دست دادم.
سید عزیز . .
این نوشته صرفا احساسات دختریست که نمی‌داند همسر شهید بودن چیست و تنها این را از عکس های لیلی های مجنون و یادواره هایی به روایت همسران خوانده و دیده است. افتخار بزرگیست همسر شهید شدن؛ افتخار بزرگیست همراه کسی باشی که برترینِ بندگان خداست. میدانی؟ در خیال من شهید کسی است که برای خداوند عزوجل نشان دار و ستاره دار است؛ کسی که خداوند عاشقانه به او می‌نگرد زیرا می‌داند قرار است این بنده برایش جان دهد. میدانی؟ من فکر می‌کنم بالاترین چیزی که خداوند می‌تواند به هرکس دهد یکی از همین بندگان است؛ فرقی نمی‌کند دختر باشد یا پسر، شهید باشد یا شهیده. من گمان می‌کنم، نه مطمعنم تو باید جایگاه والایی داشته باشی تا خداوند کسی این جنین به تو عنایت کند.
جواب این غم و تنهایی رو چه کسی میده؟ چیکار کردین با یه دختر هیجده/نوزده ساله . .
پیام_رهبر_معظّم_انقلاب_به_مناسبت_هفته_دفاع_مقدس_و_سالگرد_شهادت_شهید.pdf
حجم: 176.5K
📖 متن کامل پیام رهبر معظم انقلاب به ‌مناسبت هفته دفاع مقدس و سالگرد شهادت شهید سیدحسن نصرالله 🔗 rahbar.ir/speech?cid=2088 💻 Rahbar.ir
تقریبا اتاق خودم شد ✨️
من‌می‌نویسم‌تو‌بخوانی.
توی این دوسال بعد از کنکور خیلی کم (اصلا) پیش‌ می‌اومد که از سریالی خوشم بیاد یا سریالی بتونه منو پای خودش بکشونه و بعد نگه داره. خیلی کم (اصلا) پیش می‌اومد سریالی رو شروع کنم و منتظر قسمت بعدش باشم. اینکه بعد از چند سال تونستم سریالی رو ببینم که حال و هوای ۲۰۲۱ رو برام زنده کنه واقعا با ارزشه‌؛ سریالی که چند هفته منو از زندگی واقعی خارج کرد و خاطرات قدیمی رفاقت رو یادم آورد. با دیدن هر سکانس و دوستی شخصیت های اصلی یاد خودم و دختری می‌افتم. این دوستی دقیقا همونی بود که زندگیش کرده بودم و انگار داشتم ویدئو های ضبط شده‌ی خودمون رو تماشا می‌کردم. خارج از فضای رفاقت یادآور شد هستن کسانی که برای رسیدن به چیزی از جون مایه میذارن و ای تو که راحت نشستی یه گوشه و غر میزنی چرا نمیشه؛ بلند شو و دست بجنبون. این سریال رو در سخت ترین شرایط خودم پیدا کردم و واقعا تونسته بود با هر ثانیه‌ش حواسمو از اطراف پرت کنه و برای یک ساعت هم که شده یادم بره اطرافم چه‌ خبره. خلاصه قرار نبود این سریال اینقدر برام عزیز بشه، قرار نبود اصلا ببینمش، قرار نبود با هر سکانسش‌ بخندم و گریه کنم و کلافه بشمو‌ اصل مطلب زندگی کنم.. ولی شد دیگه. این سریال شد یکی از محدود سریال هایی که تمام این چند هفته پخش منتظر هر قسمت بودم و چندین بار هر قسمت رو تماشا کردم. و حالا باید باهاش خداحافظی کنم :::)))؟ اما همیشه گوشه قلبم پاییز ۴۰۵ برام یادآور این رفاقت و خرمالو و البته چای خواهد بود.