خدایا؛
شکرت بابت اینکه شیعهی امیرالمؤمنین َم ، شکرت که مسلمونم ، شکرت که آشنام با این خانواده ؛ بهترین و عظیم ترین نعمت و خوبی که میتونستی در حقم بکنی :)))))))*
نامهای به من ِعزیزم :
منِ عزیزم سلام؛ این دومین نامهای است که برایت مینویسم ، حرفی از نامهی قبلی نمیزنم اما منتظر جوابش هستم .
اول از همه میخوام در بارهی امروز صحبت کنم؛ امروز بیست و پنجمین روز از دهُمین ماه سال هزار و چهارصد و سه بود و تولد امیرالمؤمنین، میتونه به عنوان یکی از بهترین روز ها در تقویم احوال رقم بخوره . امروز همه چیز پله ها بالا تر از تصوراتم بود و این خوشحالم میکرد ؛ امروز بیشتر به تو فکر کردم، بیشتر بودنت را حس کردم، بیشتر به تو فضا دادم. نمیدانم چند روز از آخرین باری که سوار تاب شدهام میگذشت اما امروز تجدیدش کردم، امروز خودم را مهمان چندین سال ِ پیش کردم غافل از چشم هایی که حرکاتم را زیر نظر داشتند. در تمام آن لحظه ها تو را حس کردم و اجازه دادم پدیدهای قابل کنترل مرا هدایت کند ؛ امروز " کودک " شدم .
امروز تمام وقتم را در اختیار تو قرار دادم و به تو فکر کردم؛ امروز فهمیدم چقدر دلتنگ هستم ، امروز فهمیدم چقدر خوبست دوستی با تو ، چقدر خوب است زمانی که برایت کاری انجام دهم ، چقدر لذت بخش است زمانی که به تو اختصاص یابد؛ امروز را برای " تو " زیستم.
دلتنگ هستم و چشم انتظار امیدوارم این نامه را چند بار بخوانی چون تمام وجودم را پایش گذاشتم.
دوستدار شما همراه ِ هجده ساله .