‹روزیکهسبزمیشوم.›
*
همیشه دوست داشتم بخشی از این دوره باشم༎ຶ‿༎ຶ
امروز ؛
امروز تولد داشتیم تو مهد، تولد آقای باوقارم حضرت عباس (ع)؛ خیلی جالب بود صفر تا صدش با خودمون بود انگار موکب بود. البته توضیح جمال و جبروت حضرت برای بچها یکم مشکل بود ولی خوب پیش رفت به لطف خودشون، و اینکه منم مسول موزیک بودم و هرچی نجم الثاقب داشتم پلی کردم.
خلاصه دیگه ریاست کردم؛ البته ناگفته نباشه مصدوم هم داشتیم که چون روز جانباز بود از اینجا بهشون تبریک میگم روزتون مبارک 😂.
پنجم شعبان سال ۳۸ هجری پسری چشم به جهان گشود؛ پسری از تبار ایران زمین و از خون امیرالمؤمنین و شاه مشرق زمین. پسری که بدنیا آمد تا ارام جان مادر باشد در آن لحظات آخر و سنگ صبور پدر در آن سفرِ بی بازگشت. او آمد و نامش چون پدر بزرگش علی گذاشته شد. او آمد تا مظهر عبادت و بندگی باشد در دنیایی که کفر و بی ایمانی سایه افکنده بود و عدهی زیادی زیر آن لمیده بودنند. او آمد تا دلیل استجابت دعا باشد. او آمد تا فرشتگان بار دیگر تسبیح و تقدیر کنن آفریننداش را. او آمد تا جهان خالی از ساجدین نماند.