چخبر از روز اول بیست سالگی؟
خوب.. خوب بود؛ همه چیزش فرق داشت راستش هنوز نفهمیدمش و به خیالم در روز های واپسین سال پیش میگذرم اما جالب بود؛ همه چیزش حتی خورشیدش با دیروز فرق داشت، هوایش، ابر هایش، ماهش.. حتی ماهش..
گمان نمیکردم اما لحظه ای که دیگه نوزده سالم نبود دیگر آن دختر شاید بی منطق و در لحظه نبودم، چرا چرا در لحظه بودم. به مسائل زندگی دقیق تر شدم و خودم را بیش از پیش دوست دارم حتی برای تولدم کتاب خریدم؛ جالب است.
ای که این پیام را میبینی به یاد و نیابتت یک زیارت در صحن و سرای آقا امام رضا خوانده شده است.