بچها دارن سر میزان ساعت کلاس و سنگینی مطالب حرف میزنن و من دارم دنبال تیتراژ پایانی دورت بگردم ایران میگردم.
همشم تقصیر بکا خانومه
هدایت شده از عجم علوی | مهدی مولایی
1.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
من اهل توجه به جزئیاتم. امروز فهمیدم که تو موی بلند دوست داشتی. مثل همه مردان عاشق ایرانی. اینجا از بلندی مویهای دخترک شهید ذوق میکنی و میگویی «این موها رو هم اگر کوتاه نکنند…». موهای خرمایی زهرا سادات خردسال خودت هم بلند بود.
تو دختر دوست بودی. دخترها را یکجور دیگری تحویل میگرفتی. من به چشم دیده بودم که میان سیل درخواستهای جمعیت دیدارهای جوانان، چفیه را اگر به پسرها میدادی، انگشتر را برای دخترها نگه میداشتی. تو دختر دوست بودی و دخترکان شهیدان دوست داشتند که هیچوقت به تکلیف نرسند تا از آغوش و بوسههای گرم پدرانهات بینصیب نشوند.
تو برای دخترهایت جشن تکلیف گرفتی، گفتی حسینیه را در دیدار بانوان صورتی کنند. چرا حاکم و رهبر هشتاد و چند ساله یک کشور باید همیشه چند انگشتر دخترانه همراه خودش داشته باشد؟ تو ذوق داشتی که به دخترها هدیههای دخترانه بدهی. پدرها دختر دوستاند. تو دخترفهم هم بودی. حالا خدا به دخترهایت بیشتر از پسران صبر بدهد!
«مهدی مولایی»
@m_molaie110
زمانهِ عجیبیست؛ وطن دوستان را بیشرف میخوانند همان هایی که وطن را به چند دلار فروختند.
س
سلام آقای مَن. دلتنگتان هستیم و پای کار؛ راستش را بخواهید هر صبح که از خواب بیدار میشوم و بیاد میآورم نبودنتان را در هم میشکنم و شرمنده که چرا هنوز هستم، هر صبح چشم به ساعت دوخته و در انتظار شب برای کور کردن چشم دشمن به انتظار مینشینم. راستش را بخواهید میدانستم مدت زیادی پیشمان نیستید از همان صبح روز دوازدهم جنگ قبل به دلم افتاده بود، اصلا معلوم بود که تاب نخواهید آورد و دلتان دیگر با این دنیا نیست؛ معلوم بود دلتنگ برادرانتان بودید دلتنگ مریدان با وفایتان. چه خوش صبوری کردید برای دیدار حاج قاسم. از صحبت هایتان مشخص بود، گواه رفتن میدادند انگار میخواستید مارا آماده نبودنتان کنید. بابا جانم مارا ببخشد بابت کارهایی که در حقت نکردیم. ببخش که برایت نمردیم. ببخش که به دردت نخوردم.
اما باباجانم برای پسرت هستیم ما تا آخر در کنار وارث شما ایستادهایم ما جانفدای پسرت هستیم.
باباجان مارا ببخش و دعایمان کن.