شهید بهشتی تو یکی از صحبت هاشون گفتن "عاشق شوید؛ عقل زندگی نمیدهد." اول خیلی گارد گرفتم در مقابل این جمله اما بعد از دو سه بار مرورش فهمیدم راست میگن، اصلا زندگی و عقل باهم جور درنمیان اصلا عقل زندگی رو بلد نیست، اصلا عقل برای زندگی نیست. پس عاشق شوید و زندگیتان را با عشق بگذرانید.
همدیگر را نرنجانید؛ هیچکس تضمین نمیکند فردایی باشد تا بتوانید از دلشان دربیاورید. هیچکس ضامن بودن شما نیست در فردایی که شاید هیچ زمانی نیاید. ارزش ندارد در این چند صباحی که مهمانیم هم را برنجانیم و با زبان نیش و کنایه سخن بگوییم. ارزش ندارد در این دقایقی که شاید آخرین دقایق بودنمان باشد دهان به گفتار ناشایست و نا آشنا با قلب و روحمان باز کنیم. ارزش ندارد یکدیگر را برنجانیم.
اما در طول تاریخ ما ظلم های بسیاری کردیم به تمام امامان و رهبرانمان. در لابهلای تمامشان یکی دلم را بیشتر سوزاند و آن هم نام هایشان بود؛ ما حتی نامشان را کامل بر زبان نیاوردیم؛ در دوران خلافت یزید ملعون او را امیرالمؤمنین صدا میزدند اما ما چه؟ چند بار مولایمان را امیرالمؤمنین صدا زده ایم؟
/
در زمان ترامپ نیز او را با تمام احترام و پسوند هایی گوناگون از جمله آقا صدا میزنن اما ما چه؟ چند بار نام رهبرمان را کامل بیان کرده ایم؟ چند دفعه بی ترس و با اطمینان از ایشان گفته ایم؟
/
پسر غاصب ایران را شاهزاده ایران صدا میزنند و خانواده اش را عزیز و والا میدانند اما ما چه؟ چند نفرمان از حضور آقازاده ایران خبر داشته ایم؟ چند نفرمان خانواده ایشان را میشناختیم و گرامی میداشتیم؟
مشکل آنجایی است که گمان میکنیم چون راه را درست میرویم نیازی به مطالعه نداریم نیازی به تجلیل و بالا بردن رهبرانمان نداریم، گمان میکنیم تنها اینکه پشت سرشان حرکت کنیم کافیست. گمان میکنیم نیازی نیست تا رهبرانمان را به تمام جهان بشناسانیم؛ گمان میکنیم نیازی نیست تا کمی بیشتر راجب آنان بدانیم، براستی چند نفر از ما در باره رهبر شهیدمان چیز هایی میداند؟ چند نفر از ما آيتالله سید مجتبی خامنه ای را قبل از سمت رهبریشان میشناخت؟ چند نفر از ما تا بحال سمت خانوادهی ایشان را میدانست؟ این در حالیست که ما نام اعضای خانواده غاصب شاه دروغین پیش را میدانیم؛ البته این بد نیست باید میدانستیم اما گمان میکنیم شناخت دشمن برای پیروزی کافیست و نیاز به شناخت خود نداریم. گمان میکردیم همین که آن لاشخورها را بشناسیم بس است و دیگر نیازی به شناختن رهبران نیست.