اگر دستهام رو بذارم روی چشمهای خودم، توی گوشش زمزمه کنم "تو خوشبختی، تو خوشبختی، تو خوشبختی" تا وقتی که باورش کنه، اگه مغز و قلبم رو در بیارم و باهاشون خوراک بپزم و بخورم، اون وقت همهچیز راحتتر میشه.
𝓐𝗅𝖺𝗌.
اگر دستهام رو بذارم روی چشمهای خودم، توی گوشش زمزمه کنم "تو خوشبختی، تو خوشبختی، تو خوشبختی" تا وق
اگر درد رو نشناسی، راه حلی هم براش نخواهی شناخت. اگر راه حلی برای درد نشناسی، نخواهی تونست درد کسی رو درمان کنی. اگر نتونی درد کسی رو درمان کنی، باید برای خودت یه گور حفر کنی و با چنگ و مشت، خاک اطرافت رو به روی خودت بریزی. یادت نره.