تو اسم منو میدونی
نه داستانمو'
تو لبخند منو میبینی
نه درد منو'
تو در نهایت متوجه چیزایی میشی که من رها میکنم
نه زخمام'
تو میتونی حرفای منو بخونی
ولی ذهنمو نه'
پس لطفا..؛
نه راجبم نظر بده،نه قضاوتم کن،'
تو فقط ی بخش کوچیکی از زندگی منو میبینی
اونم اون بخشیه
.که خودم خاستم بهت نشون بدم:)
_
𝙱𝙻𝙰𝙲𝙲
!˖ʙʟᴀᴄᴋ؛
در ܩن کسـے به قصدِ کشت ؛ ܩرا انکار می کند !ُ _ 𝙱𝙻𝙰𝙲𝙺
خدایا باشــہ✧
ولـے این اون زندگـے ای ڪه ܩیخواستیܩ نبود
نـہ رفیقاش رفیق بودن✞
نه آدماش آدܩ بودن⦳
حالا هرجور خودت میدونـے
اینا واسܩون عادت شده↻
فقط ...
یـڪܩـے رنگ خوشـے هاشو پر رنگ ڪن༻
!˖ʙʟᴀᴄᴋ؛
خدایا باشــہ✧ ولـے این اون زندگـے ای ڪه ܩیخواستیܩ نبود نـہ رفیقاش رفیق بودن✞ نه آدماش آدܩ بودن⦳ حال
دردا به ܩرور زܩان خوب ܩیشن و تنها چیزے
ڪه ܩمکنه بعد ها اذیتت ڪنه
اینه کـہ دیگه
بـہ هیچ آدܩـے توی زندگیت نمیتونـے اعتܩاد
کنـے و
دوس داشتن و علاقـہ نشـون دادن
نسبت به آدܩا برات یـہ غیرܩمکن میشـہ.⦳
𝙱𝙻𝙰𝙲𝙺