بچها قرار شد از طرف پایگاه مسجدمون بریم شابلون بزنیم ولی چون جای نزدیک برای درست کردنشون سراغ نداشتن قرار شد بابای من به یکی از دوستاشون که تو این کارن بگن و خب اون بنده خدا کارمونو راه بندازه
بی آبروی منفعل.
بچها قرار شد از طرف پایگاه مسجدمون بریم شابلون بزنیم ولی چون جای نزدیک برای درست کردنشون سراغ نداشتن
به بابام که گفتم گفتن ایشون یکی از بچهای انقلابی و خفن و پای کاره که سال پیش دعوتش کردن تو یکی از برنامه ها(دقیقا نمیدونم چه برنامه ای ولی مذهبی بوده مثل اینکه)تو تلویزیون و باهاش صحبت کردن.
بی آبروی منفعل.
حالا این هیچی بابام میگن وقتی جوونتر بوده کنگ فو کار میکرده
انقد قوی شده بوده که یبار محکم انگشتشو کرده تو هندونه کامل و درسته🤣🤣
وقتی میخواستم باهاش صحبت کنم انتظار داشتم یه صدای کلفت و چیز داشته باشه ولی خب نداشت🤣
خلاصه که عکسا و نوشته هایی رو که باید برش بزنن و درست کنن رو براشون فرستادم تا ببینم چی میشه
بی آبروی منفعل.
وقتی میخواستم باهاش صحبت کنم انتظار داشتم یه صدای کلفت و چیز داشته باشه ولی خب نداشت🤣
واقعا بی آبرو هستم مگه نه؟