من صبح با فکرت از خواب بیدار میشم ؛
با فکرت غذا میخورم ؛
درس میخونم ؛
با فکرت قدم میزنم و در آخر محکم فکرتو بغل میکنم و میخوابم . .
- ᴛɪᴇᴋᴀᴀʟ
- از خوشیهایِ جهان دیدنِ تو ما را بس !(.
- دلتنگمُ دیدار تو ؛ درمان من است . .
- ᴛɪᴇᴋᴀᴀʟ
- از خوشیهایِ جهان دیدنِ تو ما را بس !(.
مولانا میگه ك ؛
اشتیاقی ك به دیدار تو دارد دل من . .
دل من داند و من دانم و دل داند و من !(:
- ᴛɪᴇᴋᴀᴀʟ
من صبح با فکرت از خواب بیدار میشم ؛ با فکرت غذا میخورم ؛ درس میخونم ؛ با فکرت قدم میزنم و در آخر محک
- هنوز هم صبحها را با فکرکردن به تو آغاز میکنم و شب با فکر تو به خواب میروم و نمیدانی . .
- قضیه اینه ك ؛
قرار نیست برای همه مهربون باشم .
برای همه وقت داشته باشم
اعصاب داشته باشم .
نه ..
قطعا قراره تو این دنیا
یکی برام متفاوت باشه
و من همهی لبخندامو
صرف اون کنم
وقتی خستم آغوش اون برام باز باشه
و بدوئم سمتش .
آره قراره تو برام متفاوت باشی
یکی ك میتونه با یه نگاه کوچیک
نیشمو تا بناگوش باز کنه .
هرشب با خوابالودگی تمام سرمو رو بالش میذارم ؛
و دقیقا همون لحظس ك فکرِ تو شروع میکنه به بنایی مغز من !(:
خیلی باهات حرف زدم ؛ توی ذهنم بارها و بارها باهات حرف زدم ؛ قهر کردم ؛ نازمو کشیدی ؛ اونجا حرفای قشنگ بهم میزدی ؛ اونجا جلو خودت اشك میریختم ؛ اونجا راحتر بودم ؛ ولی اونجاعم مواظبم نبودی.!.