تو برای من با ارزشی . .
نگفتم مهمی ، نگفتم قشنگی ، نگفتم دوست دارم ؛ گفتم برام با ارزشی .
وقتی یه نفر برای آدم با ارزشه ؛
وقتشو براش خالی میکنه ،
به خاطرش قید خیلی چیزارو میزنه ،
برای خواسته هاش احترام قائله ،
برای خوشحال بودنش تلاش میکنه ،
موقع مشکلاتش کنارش میمونه ،
وقتی نمیتونه مثل همیشه باشه درکش میکنه .
- ارزش قائل شدن برای یه آدم خیلی مهمتر از دوست داشتنه .
تو آخرين طبيبی
که لحظه های آخر به داد من رسيدی ؛
تو نوری از خدایی
که پيغام خدا را
به گوش من رساندی . .
به روح من دميدی
زيباترين بهاری
پايان انتظاری
برای من تنها . .
تو يک حريم امنی!
تو بهترين دوایی برای خستگیهام .
من کوله بار عشقو
تا پای جان کشيدم در زير سايههای خوش باوری خزيدم . .
اما يه قلب ساده نديدم که نديدم ؛
من از تکرار حرفِ
دوستت دارم خستهام ؛
من به اونکس که بايد
دل ببندم بستهام !("
در من ترانهای نبود ، تو خواندی .
در من آینهای نبود ، تو دیدی .
ریشهای بودم در خواب خاکهای متبرك .
بیباران ؛ در نگاه تو سبز شدم .
من اون قهوه تلختم ، چای سردتم ،
غروب جمعهتم ، کلاس دینیتم ،
گرهی هندزفریتم ، استوری واتساپتم ،
درصد منفی تستای درسیتم ،
غروب سیزده به دردتم ، سردردتم ،
میسکال ناشناستم ،
پنج درصد آخرِ شارژ گوشیتم ،
عجله وسط ترافیکتم ، صبح شنبهتم ،
سرعت پایین اینترنتتم ،
شیرکاکائوی بدون شکرتم ،
صدای بغضدارتم ، تَرَکای روی قلبتم ،
موجودی آخر ماه حسابتم ،
استرس هفتهی قبل از کنکورتم ،
دروغ شنیدن از رفیقتم ،
هفت سین بی سبزهتم ،
حیاط خالی مدرسه بعد از دیر رسیدن سر صبحگاهتم ، connecting to proxy تم ،
خواب بدِ نیمروزیتم . .
من همهی اون چیزاییام که هیچوقت قرار نیست دوستشون داشته باشی .)
به چه چیزِ تو انقدر وابسته شدم ؟
به چشمانت ، که مرا نگاه نمیکنند ؛
یا به قلبت ، که مالِ من نیست ؟
- ازدمیر آصف -