- ᴛɪᴇᴋᴀᴀʟ
- كاش لبخندت انحصارى بود ؛ انحنايى . . ك فقط منحصر به من بود !(:
خوشبختی من لم داده ؛
بر روی منحنی كوچک لبخندت . .)
- ᴛɪᴇᴋᴀᴀʟ
خوشبختی من لم داده ؛ بر روی منحنی كوچک لبخندت . .)
میخندی و خودت نمیدانی ؛
ك مرا به همین سادگی به آرزوهایم میرسانی . .
- داشتم فکر میکردم ؛
ك اگه یه روز نباشی من چیکار باید بکنم؟!
اما راهی جز اینکه بهش فکر نکنم ؛ پیدا نکردم . .
- بیاین رو راست باشیم ؛
هممون دلمون بین چشما و خندههای یکی گیر کرده و نخکش شده !(:
من قوی تر از آنی به نظر می رسیدم ك نگرانم شوند ؛
و مغرور تر از آنی ك مراقبم باشند . .
و هیچکس نفهمید ك چقدر دلم میخواست گاهی خودم را پشتِ اقتدار کسی پنهان کنم و ضعیف ترینِ کسی باشم و پناهنده ی ناگزیرِ آغوشی !(:
ك کسی نگرانم باشد و دلی برای بیقراریام ، بلرزد . .
آدمی گاهی چه محتاج می شود به واژه ای ، حرفی ، نگاهی .)
به صدای لرزانی ك از انحنای حنجره و از هیاهوی قلب عاشقی ، با اضطراب ، بیرون بریزد و بگوید ؛
- نگرانت بودم جانِ دلم ، خوبی؟!
آدمی چه بی اندازه محتاج می شود گاهی !(:
- وقتی تو غمگینی ؛ چگونه من شادی کنم؟!
.
.
مگر می شود جان آدم غمگین باشد ؛
ولی او شادی کند؟!(:
ولی من الان وسط این همه گیر و گرفتاری ؛
وسط این همه بدبختی ؛
نیاز دارم باشی!
نیاز دارم سرمو بذارم رو شونه هات ،
تا میتونم گریه کنم !(: