طـیـلا❤️🩹>
‹تو در میان همهی چیزهایِ تلخ، یک حبه قندی 💛›
شاعر: جنابِ نزار قربانی
سرزمین من جایی بود که از حافظ تا فاضل برای گیسوان تو شعر میسرود . . .
چه شد بر ما؟! که امروز به جرم گیسویت میکشنت تورا . . .
طـیـلا❤️🩹>
فکر بلبل همه آن است که گُل شد یارش گُل در اندیشه که چُون عشوه کُنَد در کارش
دلربایی همه آن نیست که عاشق بِکُشَند
خواجه آن است که باشد غم خدمتکارش
طـیـلا❤️🩹>
دلربایی همه آن نیست که عاشق بِکُشَند خواجه آن است که باشد غم خدمتکارش
جایِ آن است که خون موج زَنَد در دل لعل
زین تَغابُن که خَزَف میشکند بازارش
طـیـلا❤️🩹>
جایِ آن است که خون موج زَنَد در دل لعل زین تَغابُن که خَزَف میشکند بازارش
بلبل از فیض گل آموخت سخن، ور نه نبود
این همه قول و غزل تعبیه در منقارش
طـیـلا❤️🩹>
بلبل از فیض گل آموخت سخن، ور نه نبود این همه قول و غزل تعبیه در منقارش
ای که در کوچه معشوقه ما میگذری
بر حذر باش، که سر میشکند دیوارش
طـیـلا❤️🩹>
ای که در کوچه معشوقه ما میگذری بر حذر باش، که سر میشکند دیوارش
آن سفرکرده که صد قافله دل همرهِ اوست
هر کجا هست خدایا به سلامت دارش
طـیـلا❤️🩹>
آن سفرکرده که صد قافله دل همرهِ اوست هر کجا هست خدایا به سلامت دارش
صحبت عافیتت گر چه خوش افتاد ای دل
جانبِ عشق عزیز است، فرومگذارش
طـیـلا❤️🩹>
صحبت عافیتت گر چه خوش افتاد ای دل جانبِ عشق عزیز است، فرومگذارش
صوفیِ سرخوش از این دست که کج کرد کلاه
به دو جام دگر آشفته شود دستارش